نوشته‌ها

پرسش و پاسخ هایی در رابطه با تربیت جنسی کودکان

یکی از پر مساله ترین حوزه های تربیت کودک، تربیت جنسی است. والدین زیادی این نگرانی را دارند که چطور باید برای کودک این مساله را بیان کرد و در صورت در گیر شدن با آن چه باید کرد. آموزش های بعضا غربی و چالش های ایجاد شده در فضای مجازی در مورد تربیت جنسی، این نگرانی ها را چند برابر کرده است.

در مطلب زیر سعی کردیم با ارائه ی پرسش و پاسخ هایی با موضوع تربیت جنسی، راهنمای حل این مسائل باشیم. علاوه بر این، شما می توانید با مشاهده کارگاه تربیت جنسی کودکان، به سوالات بیشتری در این زمینه پاسخ دهید.


سوال شماره یک

یک دختر ۵سال و نیمه دارم. به بهانه دکتر بازی، با یک پسر ۴ساله، چند باری دیده شده که به نقاط حساس هم دست زدند و ظاهرا بازی کمی کردند. حالا راهنمایی می خواهم برای دختر که غیر از مراقبت والدین باید چه کارهای دیگری رو انجام داد یا نداد؟ و آیا تاثیر بدی در آینده شان دارد؟ ظاهرا پسر بچه، فقط نگاه بازی داشته و خوب چون پیشنهاد از طرف دختر بوده و او هدایت گر بوده و کاملا همراهی می کرده. چه رفتاری باید داشت که دیگر این پسر به راحتی نپذیرد؟ چون در صحبت هایش می گفت دکتر بازی اشکالی ندارد و متوجه زشتی اش نیست. ما می ترسیم دوباره تکرار بشود. البته می دانم که قطعا با نظارت بیشتر والدین می شود، پیشگیری کرد. متاسفانه موقع بازی، دختر خیلی اصرار دارد در بسته باشد و خوب این رفتارش با اصرار و بدرفتاری همراه است و موجب عصبانیت بزرگترها می شود.

پاسخ

دکتر بازی مثل معلم بازی، خاله بازی، ماشین بازی و … جزء بازی های معمول بچه هاست. نباید به بازی ها حساسیت نشان داد. آگاه کردن بچه ها فایده ای ندارد و صرفا آن ها را حساس تر می کند.
اکثر نکاتی که فرمودید و به آن رسیدید درست است. باید به بچه ها سر زد، در اتاق باید باز باشد. همه این نظارت ها باید غیرمستقیم و در دل بازی باشد. یعنی باید در مهمانی ها حداقل زمان کمی را با بچه ها همبازی بشویم. وقتی بازی کنیم کنارشان هستیم و روی بازی هایشان نظارت داریم.
می شود حضور این دو بچه را موقتا کنار هم کم رنگ تر کنید یا ساعت های کمتری کنار هم باشند. به مرور و با حساسیت نشان ندادن مسئله حل می شود.
مهم این است که تک تک هم به بچه ها در خانه تذکر ندهیم و برایشان برنامه داشته باشیم تا بازی کنند. ما معمولا با عنوان خانواده با بچه ها صحبت می کنیم که این کار ها بد است، نباید عضو خصوصی ات را به کسی نشان بدهی و …. همه این ها آگاهی دادن به بچه هاست و آن ها را قطعا حساس تر می کند و باعث نمی شود بچه ها سراغ این کار ها نروند.
تخلیه هیجان برای بچه هایی که کنجکاوی پیدا می کنند خیلی ضروری است. بالا و پایین پریدن، آب بازی، با سر و صدا بازی کردن، همه اینها باعث تخلیه هیجان کودک و پرت شدن حواس او از دکتر بازی و … می شود.

سوال شماره دو

در مورد تربیت جنسی کودکانمان منبع دینی هست که معرفی بفرمایید؟

 

پاسخ 

۱. تربیت جنسی در اسلام، مولف : حافظ ثابت
ناشر کتاب : انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
۲. کتاب «تربیت جنسی از منظر قرآن و حدیث» نوشته دکتر علی‌نقی فقیهی از سوی انتشارات دارالحدیث‌.
این ها دو منبع خوب و مرجع هستند ولی خیلی جزئی و تکنیکی نیست.
ولی کلیات خوب و متقنی را گفتند.
برای حزئیات و مسائل باز باید مشورت بگیرید یا دوره شرکت کنند.
بحث تربیت جنسی آقای سلطانی از دوره کودک متعادل هم به خوبی این مساله را بیان کرده است.

سوال شماره سه

آیا این مطالبی که در مورد دفاع کودک در مقابل کودک آزاری در قالب انیمیشن، کتاب داستان و بازی طراحی شدن درست هستند؟ مثلا بازی با بچه ها و ورود به حریم خصوصی شان که بچه یاد بگیرد بگوید نه. من کاملا مخالفم اما متاسفانه اطرافیان می گویند روش های امروزی درست هستند نه سنتی؟

پاسخ 

در مورد تربیت جنسی برای بچه های زیر ۷ سال، آموزش مستقیم به هیچ وجه نباید داده شود.
بیشتر عادت دادن به قالب های تعریف شده برای کودک آزاری و … هم عموما از غرب آمده و با نگاه خودش است. جالب است بدانید که طبق مطالعات صورت گرفته در آمریکا درصد انحراف در بچه هایی که آموزش جنسی دیده اند، از بچه هایی که آموزش ندیده اند بیشتر بوده است. دلیل آن هم مشخص است. خود آموزش ها محرک هستند و به نوعی شاخک های بچه ها را تیز می کنند و در این مسئله کنجکاوتر می کند.
آموزش هایی که از ۷سال به بالا داده می شود باید حتما چند ویژگی داشته باشد:
۱. در هفت سال دوم تنها نسبت به حریم خصوصی و عضو خصوصی باید بچه ها را آگاه کرد و اینکه نباید اجازه دهند کسی به آن نگاه کند و یا دست بزند. تحت هر عنوانی که مثلا بازی کنیم یا ما که هر دو تا مون پسریم. بیش از این، خودش به نحوی تحریک کننده و کنجکاو کننده است. توجه داشته باشید که بزرگنمایی این مسئله (با توجه به عدم درک بچه) و یا نا امن نشان دادن جامعه تبعات بیشتری خواهد داشت.
۲. حساسیت هایمان را منتقل نکنیم، چون بچه ها کنجکاو و حریص می شوند. به خصوص در مورد بچه های زیر هفت سال. یعنی هنگامی که برای ما تعریف کرد یکی از بچه ها در مهد یا مدرسه عضو خصوصی اش را به من نشان داد، بهتر است در آن موقعیت اینگونه بگوییم که ما از این بازی ها نمی کنیم و بهتر است دفعه ی بعد که این پیشنهاد را داد، شما به دوستت بازی های بهتری یاد بدهی. در کنارش با مربی یا والدین کودک مربوطه صحبت کنیم و سعی کنیم شرایط را به گونه ای فراهم کنیم که دو کودک مذکور، کم تر با هم ارتباط داشته باشند و به هیچ وجه در یک جا تنها بازی نکنند.
۳. این آموزش ها در هر مرحله ای بهتر است به نحو خصوصی باشد تا حیای آن مسئله بین بچه ها از بین نرود. مثلا در مورد احکام ویژه ای مثل علائم بلوغ، بهتر است این مسائل توسط والد جنس موافق چند سال پیش از بلوغ (مثلا دخترها ۸سالگی توسط مادر و پسرها۱۲ سالگی توسط پدر) آموزش داده شود.
در پایان این را در نظر داشته باشید که ما نباید تحت تاثیر فضای رسانه ای قرار بگیریم. چون رسانه ها در دست همان کسانی است که سند ۲۰۳۰را تنظیم کرده اند و تبلیغ می کنند. اگر یک گوشه ای چنین اتفاقی افتاد دلیل بر این نیست که همه فاسدند. داشتن حسن نیت و حسن ظن و توکل بالا بهترین حاشیه امن برای فرزندان ماست.

سوال شماره چهار

دختری هفت ماهه دارم. سه ماهه پاهایش را به هم می چسباند وحالتی مثل خماری پیدا می کند. ترس ازاین داریم که مقدمه خودارضایی باشد. چه کنیم؟ نمی شود دائم، پاهایش را بازکنیم. خسته می شویم چون تا حواسمان نباشد، پاهایش را به هم می چسباند. قسمت ران دوتا پا را بهم نزدیک می کند. منم گاهی دعوایش می کنم. اوهم دعوا می کند که چرا پاهایم را از هم جدا می کنی. غر میزند. متخصص اطفال آزمایش داد که شاید عفونت ادراری دارد ولی نبود. حدس یک نوع استرس زدند ولی می ترسم مقدمه خودارضایی باشد.

پاسخ

کنجکاوی جنسی و گاها خودارضایی در کودکان از سن چهار و پنج سالگی شروع می شود. و زیر این سن اصلا کودک درکی از این مسائل ندارد که بخواهد درگیر آن شود.
بدون دعوا کردن و ایجاد حساسیت، صرفا در این گونه مواقع حواس او را پرت کنید و با ابزار بازی سرگرمش کنید. به تدریج اگر واکنشی نشان ندهید این عادت را فراموش خواهد کرد.

سوال شماره پنج

دخترم سه سال و نیمه است و مهدکودک می رود. چندبار گفته که در مهد، دختری که هم سن خودش هست به او گفته شورت و شلوارش را دربیاورد و به جیشِش(اصطلاح دخترم) دست زده. می گوید زیر میز رفتیم و این کار را کردیم. به مربی اش گفتم، می گوید اصلاچنین چیزی نیست. بعد از این که به مربی اش گفتم، باز هم دخترم این ماجرا را تعریف کرد. سوالم این است که چه کار کنم؟ کلاسش را بگویم عوض کنند؟
در مورد اعضای خصوصی بدن هم به او آموزش دادم ولی وقتی می گویم اگر دوباره این کار را کرد، به او بگو کار زشتی است و این کار را نمی کنم و به مربی تان بگو. می گوید نه نمی گویم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید..

پاسخ

کنجکاوی جنسی گاها در این سن ایجاد می شود و مهم عکس العمل شماست که این مساله را تشدید کند یا خیر. آموزش هم فقط به حساس کردن کودک کمک می کند و نباید در این مورد آموزشی داد.
با مربی صحبت کنید. حتی الامکان این دو نفر تنها باهم جایی نباشند. مدام فعالیت داشته باشند تا بیکار نشوند. و در صورت انجام این کار، واکنش شدید نشان ندهند و صرفا حواس آن ها را پرت کنند.
شما هم در خانه، بازی های هیجانی مثل آب بازی، دویدن در فضای باز، پریدن از ارتفاع، شنا و … انجام دهید. کودک باید تمام ساعات مشغول باشد و بیکار نباشد. در این مورد حساسیت نشان ندهید. ان شاءالله با صبوری شما مشکل حل خواهد شد.

سوال شماره شش

دخترم الان ۲ سال و نه ماهه است. حدود دو ماهه که او را از پوشک گرفتم. اوایل خیلی خوب می گفت که دستشویی دارد اما الان چند بار در روز دستشویی اش می ریزد و بعدش می گوید ببخشید، حواسم نبود. منم سعی می کنم دعوایش نکنم اما خوب بعضی وقتها هم دیگر خیلی عصبی می شوم و دعوایش می کنم، مخصوصا اگر خونه دیگران باشد. خیلی وقت ها هم وقتی گریه می کند، دست شویی اش می ریزد. حالا موندم چیکار کنم و چه برخوردی داشته باشم. لطفا راهنمایی ام کنید.

پاسخ

دخترتان آمادگی لازم را برای از پوشک گرفتن نداشته است. پیشنهادم این است یک بار دیگر پوشکش کنید. بگذارید مدتی بگذرد هم خودتان آرامش بیشتری پیدا کنید و هم سن ایشان بالاتر برود. با بالا رفتن سن، این مرحله راحت تر انجام می شود. دعوا کردن و عکس العمل نشان دادن واقعا بچه ها را اذیت می کند و باعث می شود خاطره ای بد در ذهنشان باقی بماند. تحلیل این اتفاق ها برای او خیلی زوده است. بگذارید بعد از سه سالگی، وقتی مطمئن شدید دخترتان آماده است یک بار دیگر امتحان کنید. زمانی که هوا گرمتر می شود برای این کار مناسب تر است. می توانیند بهار یا اوایل تابستان سال بعد دوباره اقدام بکنید و نگران حرف و حدیث های دیگران هم نباشید. کارهای مربوط به بچه ها مسابقه نیست که هر کس زودتر انجام داد، برنده باشد. ان شاءالله با صبوریتون این مرحله هم به راحتی می گذرد.

سوال شماره هفت

اگر بچه های ۵ و ٧ ساله در بازی به الت تناسلی هم دست بزنند و ما بعدا بفهمیم، چه باید بگوییم؟ به روی خودمان نیاوریم یا اینکه در داستان بگویی؟ با این توضیح که مامان بزرگ شان که دیده دعوایشان کرده.

پاسخ

در مواردی مثل مسئله ای که فرمودین چند راهکار قابل ارائه است:
۱-با دیدن این اتفاق اصلا به روی خودتان نیاورید و سعی کنید فضا را عوض کنید. مثلا اینکه ممکن است سرما بخورید یا سردتان بشود الان لباس ندارید. لباس هایتان را زود بپوشید، برویم بازی کنیم.
۲-تا جایی که ممکن است حتی در حالت صورتمان هم ناراحتی و عصبانیت معلوم نباشد.
۳-به احتمال زیاد کودک نسبت به مسئله آگاه نیست و کنجکاوی بچه گانه او را به این سمت کشانده. نباید با کارمان به او حساسیت نشان دهیم یا آگاهی به او بدهیم.
۴-بهتر است به روش غیر مستقیم از تنها بودن آنها در اتاق در بسته جلوگیری کنیم. به هوای سر زدن به آنها، میوه و خوراکی بردن، بازی کردن با آنها و حتی گفتن جملاتی مثل اینکه: “دوست دارم ببینمتون”، “دلم یه هویی براتون تنگ میشه در اتاق بسته باشه” و جملات محبت آمیز دیگر.
۵-کارهایی که انرژی بچه ها را تخلیه کرده و آنها را خسته می کند، زیاد در خانه انجام دهید و برای آنها در هفته، برنامه مشخص داشته باشید. کارهایی مثل: آب بازی بدون محدودیت در حمام که حسابی به هم آب بپاشند و خسته شوند. رنگ بازی در حدی که با پا و دست در رنگ بروند، پا کوبیدن روی زمین و شعر خواندن، آرد بازی، به استخر و پارک رفتن و دویدن و فریاد زدن در محیط باز.
۶- در کل نگران نباشید. این موضوع در خیلی از خانواده ها اتفاق می افتد. در سنی بچه ها دوست دارند از جزئیات بدن هم آگاه باشند. عکس العمل ما باعث می شود این قضیه ماندگار شود یا به راحتی و با کمی صبوری از بین برود.
ان شاءالله با کوشش وتلاشی که دارید مسئله دیگر تکرار نشده و حل شود.

سوال شماره هشت

اگر دختری همراه پسری عورت خود را به هم نشان دهند. والدین و یا مربی چه عکس العملی باید از خود نشان دهد؟ و این موضوع هشدار مطلبی هست؟ واگر کودک قضیه را منکر می شود چه جور باید برخورد کرد؟

پاسخ

در این سوال، سن بچه ها ذکر نشده است. ولی در سنین مختلف بچه ها نسبت به بدن خودشان و در مرحله بعدی نسبت به بدن دیگران کنجکاو شده و دوست دارند تفاوت ها را بدانند. هر چقدر بچه ها در سنین کودکی نسبت به این مسئله کمتر آگاه شوند بهتر است ولی در زمان فعلی، این کنجکاویها در سنین پایین تر اتفاق می افتد. در زمان وقوع این موارد نکات زیر ضروری است:
۱-به هیچ وجه نباید کودکان متوجه ناراحتی، عصبانیت و یا شوکه شدن ما شوند.
۲-به محض دیدن این طور موارد سریع حواس آنها را پرت کرده و با گفتن جملاتی نظیر: چقدر سرده زود لباس هایتان را بپوشید بریم بازی کنیم و …آنها را از فضا دور کنید.
۳-نباید بچه ها را به هیچ وجه تنها گذاشت. و البته نباید مستقیم هم وارد عمل شد. در اتاق بازی آنها به بهانه های گرم بودن هوا، دل ما برایشان تنگ می شود اگر آنها را نبینیم، بردن خوراکی و … باید همیشه باز باز باشد.
۴-هر چند دقیقه یکبار باید به بازی بچه ها سر زد و با آنها هم بازی شد.
۵-راجع به این مسئله نباید با بچه ها گفت و گو کرد. آنها از روی کنجکاوی این کار را انجام دادند. نباید کار آنها را به شیوه برگترها و با این نوع ادبیات تعبیر کرد و مورد بازخواست قرار داد.
۶-باید خانواده ها روی پوشش، فیلم و سریال، گفت و گوهایشان دقت لازم را داشته باشند. از طرف دیگر ماجرا روی لباس عوض کردن کودک، دستشویی بردنش و … حساسیت بیش از حد نداشته باشند.
ان شاءالله این حادثه دیگر تکرار نشده و موجب نگرانی شما نشود.

سوال شماره نه

با دختر بچه ای هشت ساله که نسبت به برخی تفاوت های جنسی بین دختر و پسرها حساس شده چگونه باید رفتار کرد؟ در حالی که نمی دانیم اطلاعاتش در چه حد است و آگاهی هایش را از کجا کسب کرده؟ فقط می دانیم که یک مورد پیش آمده که به یک پسر کوچکتر از خود دست زده ولی از او خواسته به کسی چیزی نگوید.

پاسخ

با توجه به اطلاعات کلی که از کودک داریم چند عامل که احتمال دارد باعث به وجود آمدن مسئله شده باشد را عنوان می کنیم:

۱- سختگیری در امر پوشش، دستشویی رفتن، لباس عوض کردن و … وقتی همراه با تذکرهای مدام باشد باعث ایجاد حس کنجکاوی و لجبازی در کودک می شود.

۲- رعایت نکردن حدود هم باعث ایجاد حس کنجکاوی می شود. لازم نیست مرتب به فرزندمان بگوییم: ما داریم لباس عوض می کنیم نیا تو. ولی این نکته مهم است که خودمان در اتاق، جایی که کودکان نباشند لباس عوض کنیم. و حواسمان غیر مستقیم و بدون ایجاد حساسیت، به حمام رفتن بچه ها، دستشویی رفتن آنها و بازی هایشان باشد.

۳- بچه ها بدون برنامه و مدت طولانی نباید تنها باشند. احتمال دارد این تنهایی و بیکار بودن، آسیبهای زیادی برایشان به همراه داشته باشد.

۴- فعلا ( و با فرض اینکه این کار چند بار محدود تکرار شده و به عادت رفتاری تبدیل نشده) به او عکس العمل نشان ندهید. هر گونه عکس العمل نا به جا در این سن کودک را به مرحله مخفی کاری برده و کار خراب تر خواهد شد.

۵- به او محبت بیشتری بکنید. در روز برای ابراز احساسات به او برنامه داشته باشید. روزانه او را در آغوش بگیرید و ببوسید. به او اعلام کنید چقدر دوستش دارید. شما و پدر به تنهایی در ماه یا هفته وقتی را برای او بگذارید. با او کارهای دلخواهش را انجام دهید. بیرون بروید و …

۶- سختگیری های احتمالی در امور مذهبی را با توجه به اینکه کودک هنوز به سن تکلیف نرسیده، کنار بگذارید. از هر گونه امر و نهی مستقیم فعلا پرهیز کنید و تا حد امکان فقط خوبی های او را ببینید و تشویق کنید.

۷- اگر رابطه خوبی با معلم مدرسه ایشان دارید یا مدرسه پذیرش این مسئله را دارد، میتوان ساعاتی را در مدرسه به عنوان کمک، حضور داشته باشید و ببینید رفتار دخترتان با دوستانش چطور است و چه بازیهایی با هم می کنند.

۸- اگر کودک شما با پسر کوچکی که فرمودید، با هم باز هم ارتباط دارند، بدون نشان دادن حساسیت، فعالیتهای جالب و مشترک بین آنها ایجاد کنید: مثلا آشپزی و …

۹- اگر قضیه مجددا با تمام تدابیری که اندیشید و برنامه ریزی کردید، تکرار شد، دوباره شرایط را برای ما بفرستید.

سوال شماره ده

پسر چهارساله من علاقه زیادی به خاله بازی و روسری پوشیدن دارد. نقش زن مثل مامان یا عمه یا دختر عمه شدن را دارد؛ به نظر شما آیا ایرادی در این موضوع وجود دارد؟ آیا علت این مساله کم‌رنگ بودن پدرش در زندگی و وابستگی شدید به مادر است که باید تصحیح شود؟

پاسخ

تا حدودی این رفتار می تواند طبیعی باشد و اگر در حد این توصیفات شما باشد، جای نگرانی نیست.
با کمی وقت گذاشتن می توان او را به بازی دیگر هم علاقه مند کرد.
راهکار ها:
۱. پدر وقت اختصاصی برای او بگذارد. حداقل یک ساعت در روز با او بازی کند. بازی های هیجانی مثل دنبال بازی، پلیس بازی، فوتبال، کشتی گرفتن.
۲. آخر هفته ها حتما به طبیعت بروید. پارک، کوه و …
۳. در صورت امکان یک هم بازی پسر و هم سن برای او پیدا کنید. باهم پارک بروید، و یا ساعاتی را در خانه ی یکدیگر بازی کنید.
فقط حتما به یاد داشته باشید که حساسیت خود را نسبت به این دست بازی های پسرتان، به هیچ وجه نشان ندهید. حساسیت های والدین موجب لجبازی در کودکان می شود.

پرسش و پاسخ هایی در رابطه با پوشش و حجاب د رکودکان

پوشش کودک و کلا پوشاک، یکی از نیاز های اولیه ی کودک است. با توجه به دغدغه های دینی خانواده، به چالش خانواده ها با بچه ها تبدیل شده است.

ما سعی داریم، با ساده کردن مساله پوشش کودک و ارائه راهکارها، این چالش را به فرصتی برای ارتباط بهتر با کودک تبدیل کنیم.

پیشنهاد می کنیم کارگاه تربیت دینی بالای هفت سال را ببینید تا بیشتر با چالش های تربیت دینی کودکان و نحوه مواجهه با آن آشنا شوید.

در نوشته ی زیر، سعی کردیم با ارائه ی نمونه ای از پرسش و پاسخ ها، راهنمای برخی از این مسائل در زمینه ی پوشش باشیم.


سوال شماره یک

دخترم یک سال و هشت ماهه است. کلا دوست دارد داخل خانه لخت بگردد. اول شلوارش را در می آوره و بعد از چند دقیقه به من می گوید لباسش را هم در بیاورم. سعی می کنم حواسش را پرت کنم اما فایده ای ندارد. مادرم خیلی اصرار دارند که از الان نگذار لخت باشد، عادت می کند . نمیدانم چکار کنم.

پاسخ 

بچه ها هر چیزی که مانع راحتی شان شود را معمولا دوست ندارند. این علاقه ها دوره ای است و برطرف می شود. فقط باید حساسیت نشان ندهید.
بر خلاف نظر مادربزرگ محترمش، ما اعتقاد نداریم چیزی در بچه عادت می شود. اتفاقا وقتی رفتاری در کودک ماندگار می شود که ما مرتب بخواهیم جلویش را بگیریم و منعش کنیم. اجازه بدهید یک مدت بدون لباس باشد. هیچ اتفاقی نمی افتد. بعد از مدتی کم کم با بازی، لباس تنش کنید یا زمان هایی را برای او اختصاص بدهید که بدون لباس در حمام آب بازی کند.
نکته دیگر اینکه کودکتان را زود از پوشک گرفتید. زمان از پوشک گرفتن و از شیر گرفتن تقریبا باهم یکی شده بوده. بین از پوشک و از شیر گرفتن و جدا کردن زمان خواب باید فاصله معقول و زیادی باشد که بچه دچار اضطراب نشود.

سوال شماره دو

دختر پنج ساله ای دارم که علاقه به لباس هایی دارد که عکس باربی، آنا و السا رویشان است،
از طرفی مایل نیستم این لباس ها را برایش تهیه کنم. به دلیل تغییر سلیقه و دامن نزدن به تهاجم فرهنگی.
میخواستم بدونم آیا نخریدن کار درستی هست؟ چی باید به او بگویم و با او برخورد کنم؟

پاسخ 

علاقه بچه ها به لباسهای عکس دار و جذاب، زیاد است. به خصوص دخترها خیلی در این زمینه نیاز بیشتری دارند. خوب است در این زمینه، حساسیت نشان ندهید. برای او لباس های جذاب بخرید. حتی می شود لباس های ساده و تک رنگ خرید و به او اجازه داد با پارچه رویش را تزیین کند، با رنگ نقاشی کند و …
اگر باز هم مایل بود فقط این نوع لباس ها را داشته باشد، برایش بخرید. با یکی دو بار پوشیدن این لباس ها هیچ اتفاقی برای کودک نمی افتد و چه بسا با نخریدنش و پافشاری روی خواسته خودمان، باعث می شود کودک نسبت به موضوع حریص تر شود.

سوال شماره سه

من یک برادر زاده ی ۳ سال و نیمه دارم. تنها نوه ی خانواده است. به لباس و پوشش خودش اهمیت زیادی می دهد. همیشه لباس هایش را با بقیه بچه ها مقایسه می کند. اخیرا هم وقتی می بیند یک بچه لباس جدید خریده، خیلی ناراحت می شود. کلا با آن بچه دیگر حرف نیمی زند و می گوید باید برید و مثل لباس آن بچه برای من هم بخرید حتی اگر همان روز برایش لباس خریده باشند، می گویند من مثل لباس های آن بچه می خواهم.
و مادربزرگ «مادر من» هم بلافاصله با بچه همراهی می کنند و سریع بچه را بازار می برند و برایش لباس تهیه می کنند. در برابر این رفتارها چکار باید بکنیم؟

پاسخ 

این رفتارها برای بچه سه سال و نیمه خیلی زود است. حساسیت ما به عنوان بزرگتر روی لباس، رسیدگی زیاد به ظاهر باعث ایجاد حساسیت در کودک می شود.
ما اصولا به همین حد قائل نیستیم، و تمام حساسیت ها را به بچه ها انتقال می دهیم. مرتب راجع به سر وضع کودک صحبت می کنیم. بهش می گوییم چی به چی می آید و چرا این را با آن یکی پوشیدی. خود این قضیه مغز بچه را نسبت به یک چیزهایی حساس می کند که نباید حساس کند. و در واقع با دست خودمان بچه را از عالم بچگی بیرون می کشیم. و پرتش می کنیم به عالم بزرگسالی. او هیچ درکی از این ماجرا ندارد و کارها و حرکاتش اغراق شده می شود. باید حواسش را پرت کرد. کم کم از این ماجراها او را بیرون کشید. با بازی و فعالیت کودک را مشغول چیزهای دیگر کرد. مادرتان را هم قانع کنید که این کار به صلاح بچه نیست. و این هزینه را بگذارند و وسایل ساخت و ساز و جذاب برای بچه بخرند.
اصولا ما باید خودمان و روش زندگی مان را تغییر بدهیم. آن وقت کودک هم تغییر خواهد کرد.

سوال شماره چهار

من امروز با پسر دو سال و چهار ماهه ام به یک مشکل برخوردم. امروز وسط آشپزخانه، کل لباس هایش را در آورد، پوشکش را باز کرد و گفت: میخوام لخت باشم! من سریع پوشکش را بستم ولی نه لباس می پوشد و نه می گذارد من تنش کنم. لباس دیگری تنش کردم، در آورد. به او کلی گفتم که “همه آدم ها، لباس می پوشند. نپوشی مریض میشی، سرما میخوری.” می گوید: “می خوام مریض بشم، میخوام مثل نی نی ها لخت باشم.” فکر کنم منظورش عکس بچه های روی بسته پوشکهاست!
انگار از بدون لباس بودن خوشش آمده است و آخرش هم همان طوری خوابش برد. حالا تا یک ماه پیش، مشکل من این بود که حتی دست و پایش را هم نمی گذاشت لخت بماند یعنی پاچه شلوار یا آستینش بالابرود. حالا هم اینطوری می کند. من چه کاری باید بکنم؟ دعواش کنم؟ بی اعتنایی کنم؟

پاسخ

خیلی از بچه ها در این سن، این چنین مشکلاتی دارند و لباس پوشیدن برای آنها نوعی بازی است. در این موارد، نه حساسیت نشان بدهید و نه دعوایش کنید. مدتی با لباسهایش با هم بازی کنید. لباس های قدیمی ترش را بشویید. بگذارید لباس هایش را خودش تنش کند و دربیاورد. شرایط آب بازی، رنگ بازی و خاک بازی با لباس کم یا بدون لباس و با پوشک را برایش فراهم کنید. به مرور که حساسیت شما کم بشود، این مرحله هم میگذرد.

سوال شماره پنج

دختر من سه ساله است، حدود دو ماه است که او را از پوشک گرفتم. به هیچ وجه راضی به پوشیدن شورت زیر شلوار خودش نمی شود و احساس اذیت شدن می کند. پدرش به شدت روی مسئله شورت پوشیدن، حساس است. نمیدانم باید چی کار کنم. می گویم یک خورده بزرگ بشود درک می کند باید شورت بپوشد ولی پدرش می گوید عادت می کند و دیگر شورت نمی پوشد. ممنون می شوم جواب من را بدهید.

پاسخ

در قدم اول شما باید با همسرتان صحبت کنید و ایشان را قانع کنید که بروز حساسیت به کودک فقط نتیجه ی عکس دارد و او را لجباز می کند. و اینکه او یک دختر سه ساله است و درکی از درست یا غلط بودن کارش ندارد.

بعد از مدتی که به رفتار کودک هیچ واکنشی نشان ندادید، سعی کنید او را در در خرید لباس مشارکت دهید.

همراه او به مغازه بروید و با سلیقه و انتخاب خودش لباس زیر بخرید. می توانید در خانه با رنگ انگشتی لباسش را باهم رنگ کنید تا کم کم به آن علاقه مند شود. ان شاءالله با صبوری شما و همسرتان این مساله حل خواهد شد.

سوال شماره شش

من از سن ۴سالگی، جلوی پسرم از پوشیدن لباس های تنگ، کوتاه و بدن نما خودداری کردم. حالا با ورود نوزاد جدید آیا می توانم جلوی پسرم به او شیر بدهم ؟ یا انجام این کار باید در محیطی جداگانه باشد؟ البته لباسهای شیر دهی و یقه های حجاب تا حدود زیادی کار را آسان کرده و مانع از این می شود که هنگام شیر دهی حجم زیادی از سینه مشخص شود و من در حال حاضر از این لباس ها تهیه کرده ام اما ناگزیر به هنگام شیردهی قسمتی از سینه نمایان خواد شد. از طرفی اکثر روان شناسان معتقدند که هنگام شیر دهی به فرزند دوم، فرزند اول خود را نیز در آغوش بگیرید تا احساس نکند که شما نوزاد جدید را بیشتر دوست دارید‌. اگر من به خاطر شیردهی مجبور شوم به اتاقی دیگر بروم و مانع از ورود پسرم بشوم این کار قطعاً صدمات روحی وروانی زیادی برای فرزند اولم دارد. پس لطفاً مرا راهنمایی کنید.

چندین نکته در رابطه با نحوه ی تعامل با فرزند اول را در مقاله ی وقتی قرار است فرزند دوم به خانه بیاید، بخوانید.

پاسخ

راجع به مسئله پوشک کردن نوزادجدید، خوب است به طور مستقیم در معرض دید پسرتان نباشد. میشود زمان هایی که او مشغول بازی است یا سرگرم فعالیت، پوشک را عوض کنید.
اگر او مشغول کاری نبود، نباید او را حساس کنید. حساسیت شما و عنوان جملاتی چون: برو بیرون دارم پوشک عوض می کنم، نگاه نکن زشته، تو پسری نباید دخترها رو نگاه کنی و …
بدون اینکه حساسیت ایجاد کنید طوری که پسرتان متوجه شود، میتوان در گوشه ای دخترتان را عوض کنید. حتی اگر پسرتان حساسیت داشت که لحظه عوض کردن پوشک حضور داشته باشد، مانعش نشوید. با چند بار حضور او اتفاقی نمی افتد ولی با حساسیت نشان دادن، او بیشتر کنجکاو می شود و چون سنش هم زیاد است ممکن است در نبود شما بخواهد خودش همه کارهایی را که شما انجام می دهید، تکرار کند.
در مورد شیر دادن هم مثل پوشک عوض کردن، حساسیت نشان ندهید. فرزند اول به محض ورود فرزند جدید به خانواده، تا چند ماه نسبت به مادر و کودک جدید حساس می شود. اگر همه کارها را طبیعی جلوی او جلوه دهیم حساسیت او برطرف خواهد شد و اگرنه حساسیت باقی خواهد ماند.
این مسئله مهم است که ما خودمان بی توجه نسبت به دیده شدن اعضای بدن مانند سینه، نباشیم ولی حساس هم نباشیم که اگر پسر ما شیر دادن را دید اتفاق عجیب و غریبی برایش خواهد افتاد.امیدواریم خدا به شما توان و صبر عنایت کند و همه چیز به خوبی و خوشی بگذرد.

سوال شماره هفت

میخواستم بدانم با توجه به اینکه در احادیث حجاب را از ۷سالگی برای دخترخانم ها توصیه کردند، ما چطور این موضوع را برایشان اجرا کنیم که هم حالت بازی نشود و هم کامل به آن عادت کنند؟

پاسخ

من حدیثی در این زمینه ندیدم. حجاب تا زمانی که بچه ها قدرت تجزیه تحلیل این مقوله را داشته باشند به عنوان بخشی از پوشش زن معرفی شود. یعنی بچه از حدود ۳ سالگی تا ۴ سالگی که لباس، برایش موضوع می شود و سعی می کند از لباس بزرگترها تقلید کند، چادر باید در کمد لباس هایش باشد و در مهمانی ها همراهش باشد. ولی فقط به عنوان بخشی از پوشش نه اینکه سرش کند و یا ما او را اجبار کنیم. از ۶ یا ۷ سالگی توصیه کنیم که چادرش را بپوشد. و از ۹ سالگی او را مکلف کنیم.
در بازه ی ۶سال تا۹ سال چند نکته مهم است:
۱٫ تشویق بسیار به خصوص در جمع.
۲٫ فشار نیاوردن و سرزنش نکردن و طعنه و کنایه نزدن.
۳٫ داشتن مربی و الگوهای مناسب چادری.
۴٫ بها دادن به لباس های رنگی و شاد و بر اساس علاقه.
۵٫ بها دادن به خیاطی و دوختن چادر نماز و … توسط خود دخترها.
۶٫ نباید در این سن کودک حس کند چادر یک شیئ مزاحم و دست و پاگیر است. بنابراین خیلی مهم است محیط دخترانه ای برای بازی و تفریح بچه ها بدون حجاب فراهم باشد و کمتر در طول روز مجبور به حجاب گرفتن باشند.
۷٫ در نهایت اینکه ابراز احساسات پدر نسبت به حجاب مادر و اظهار خرسندی و داشتن اعتماد به نفس مادر نسبت به چادرش در گرایش فرزند ما به چادر خیلی موثر است. حتی آن وقت پسرهای ما هم علاقمند به همسر چادری می شوند.

سوال شماره هشت:

سوالی که ذهن پسر من را خیلی درگیر کرده است، این است که چرا در فیلم های خارجی، خانم ها حجاب ندارند؟ و اینکه این ها خیلی آدمهای بدی هستند که حجاب ندارند؟

پاسخ

در مواجهه ی با اینگونه سوالات بچه ها بهتر است مساله را ساده و ملموس کنید. مثلا بعضی بچه ها نمی دانند زدن کار بدی است ولی بعضی بچه ها می دانند و مادرشان گفته کار بدی است ولی حرف گوش نمی دهند. آنهایی که حجاب ندارند بعضی هایشان نمی دانند، اگر به آنها بگوییم ممکن است حرف مان را گوش کنند. ولی بعضی هایشان (بازیگران خارجی) ممکن است حرف مان را گوش ندهند. البته باید به این نکته توجه داشت که بچه ای که در سنین پایین اینقدر جزئیات را می بیند و سوال می کند، مشخص است که اطلاعات زیادی به او داده ایم و زودتر از سنش مسایل را تجزیه تحلیل می کند. این نکته در طولانی مدت مسئله ساز است.

سوال شماره نه:

دخترم به خانم های بی حجاب علاقه نشان می دهد، هرچند که ٩٠درصد همنشین هایمان مذهبی های مهربانی هستند، باز هم گرایش دارد،چه کنم؟

پاسخ

یک نکته ی اساسی در مورد کودکان در این سن، این است که مسائل آنها را کودکانه ببینیم. خیلی از این احساسات زودگذر است. در صورتی که این حالت تداوم داشته باشد، یکی از عوامل مهم آن ضعف اعتماد به نفس کودک است. برای حل آن باید روی اعتماد به نفس کودک کار کرد.

سوال شماره ده:

پسری چهار ساله دارم که بعد از دستشویی، بدون پوشش جلوی بقیه می آید و هرچی ما به او می گوییم زشت است و کسی نباید ببیند، فایده ای ندارد . از چه زمانی بچه ها این حیا را پیدا می کنند و متوجه می شوند که باید پوشش داشته باشند؟

پاسخ:

در سن زیر ۷ سال به خصوص زیر ۵، اصلا بچه ها درکی از خوبی و بدی ندارند. ما می توانیم با اصرارهای زیاد، با تاکییدهای مداوم، با سیستم تشویق و تنبیه و هزار عامل دیگر، آنها را نسبت به ارزش ها شرطی کنیم ولی خب این روش ها ماندگار نیستند و باعث می شوند هر کجا خودمان و این ابزارها نیستیم، بچه ها دوباره کار خودشان را بکنند. حساس کردن بچه ها نسبت به پوشش، نسبت به دستشویی و … فقط کار را خراب می کند. بهتر است حساس نباشید. وقتی مدتی حساسیت نشان ندهید، بعد از یک مدت این کار او کم تر خواهد شد. و به مرور با بازی، می توانید حواسش را پرت کنید و لباس تنش کنید، بدون اینکه بخواهید به او تذکر بدهید.

پرسش و پاسخ هایی در مورد خواب کودک

خواب کودک، یکی از نیاز های اولیه ی زندگی اوست که اگر این نیاز خوب تامین شود، تاثیر به سزایی در رشد و شادابی کودک دارد.

نحوه ی خواب کودک، سن جدا کردن محل خواب کودک از والدین، میزان ساعات خواب کودک از جمله عواملی است که در کیفیت خواب و هم چنین بروز مشکلات دیگر، مانند اضطراب، وسواس، انگیزه و علاقه ی کودک موثر است. پیشنهاد می کنیم علاوه بر مطلب زیر، مقاله بهترین سن جدا کردن محل خواب کودک چیست را نیز بخوانید.

در نوشته ی زیر، سعی کردیم با ارائه ی نمونه ای از پرسش و پاسخ ها، راهنمای برخی از این مسائل در رابطه با خواب کودک باشیم.

سوال شماره یک

دختر من سه ساله است و از زمان تولد تا الان، عادت داشته که روی پا بخوابد و ما تکانش بدهیم و تا این کار انجام نشود، خواب نمی رود. اما الان این کار خیلی برای ما عذاب آور شده. با توجه به اینکه منتظر تولد فرزند دوم خود هم هستیم و بسیار تلاش کردیم تا از این عادت دوری کند اما موفق نشدیم و با گریه کردن های شدید ما را متقاعد به عمل کردن این کار کرده. می خواستم بدانم چه جوری او را از این عادت بگیریم چون قطعا با آمدن فرزند دوم، این کار عذاب آور تر می شود.

پاسخ

عادتی که سه سال هست شکل گرفته را نمی شود یکدفعه برطرف کرد. این کار به کودک آسیب می زند. با توجه به شرایط شما و ورود کودک جدید، باید باز هم احتیاط بیشتری بکنید. تغییرهای این دوران از طرف والدین، نباید مهم و تاثیرگذار باشد. می توانید در قالب بازی، مدلهای مختلف بخوابید. در خاله بازی راه های مختلف خوابیدن مثل به پهلو خوابیدن و … را بازی کنید. و حواستان باشد او را حساس نکنید و اصلا مستقیم چیزی نگویید.
ضمانت اجرایی روش ترک عادت، این است که حساسیت تان را کنار بگذارید و اصلا نشان ندهید. بعضی مواقع بگویید دوست دارید بغلش کنید و به هم مهربانی کنید می شود کتاب داستانی که تصویر بچه ای که کنار مادرش خوابیده را به او نشان دهید و قصه اش را بگویید. شب ها دخترتان را کنارخودتان بخوابانید و بغلش کنید که احساس امنیتش از بین نرود.

سوال شماره دو

به چه صورت جای خواب دخترم که چهار سال دارد از خود جدا کنم؟

پاسخ 

خیلی خوب است که عجله نکردید و تا این سن، کودک را از خود جدا نکردید. جدا کردن زود هنگام، باعث مشکلاتی در بزرگسالی خواهد شد. این کار نیازمند صبر و بردباری شماست. و تا حدودی به علایق کودک شما بستگی دارد.
در صورتی که کودک آمادگی لازم را دارد:
۱. می توانید اتاق و یا محل خوابش را برای او جذاب کنید. مثلا همراه هم پارچه بخرید و ملحفه ی تخت و یا بالشت را با هم بدوزید.
۲. می توانید چند شب همه در اتاق و یا محل خواب کودک بخوابید. و بعد به تدریج شما از او جدا شوید.
۳. بعد از جدایی، شب ها هنگام خواب در کنارش بمانید و برایش کتاب و قصه بخوانید.
ان شاءالله به مرور از شما جدا خواهد شد.

سوال شماره سه

من پسرم سه سال و هشت ماهه است و حدودا یک سال و سه ، چهار ماهه بود که ما به خانه دو خوابه رفتیم و من او را جدا می خواباندم و بعد تنهایش میگذاشتم و هیچ مشکلی با این قضیه نداشت!
بعدها هم که او را از شیر گرفتم، بعد از روش های مختلف برای خواباندنش، نهایتا برایش کتاب میخواندم تا بخوابد و بعد تنهایش میگذاشتم.
اما بعد از به دنیا آمدن پسر دومم که الان هشت ماهه است امکانش نیست که پسر بزرگم را جدا بخوابانم و بعد سراغ پسر کوچکم بروم. چون همسرم به خاطر مشغله زیاد، امکانش را ندارد که پسر کوچکم را نگاه دارد تا من پسر بزرگم را بخوابانم. و معمولا پسر کوچکم چون هم زمان خوابش می آید، مدام گریه می کند. از وقتی که بچه دوم به دنیا آمده، ما به یک خانه ی یک خوابه آمدیم و شب، موقع خواب همه به یک اتاق می رویم. و معمولا تا من پسر کوچکم را شیر بدهم و خوابش ببرد، پسر اولم هم کنارم خوابش می برد و من او را بیرون میبرم و سر جایش می خوابانم.
برای مسئله جدا خوابی فرزند بزرگم، لطفا راهنماییم کنید که باید چیکار کنم؟

پاسخ

وضعیت شما طوری است که نباید فشار بیش از حد به خودتان وارد کنید. به دنیا آمدن بچه دوم و نقل مکان به خانه جدید، هر کدام سختی هایی را برای شما به همراه دارد. فعلا برای خواب فرزند اول تان صبر کنید تا شرایطتتان حالت طبیعی به خودش بگیرد.
فعلا کنار شما خوابیدن، مشکلی برایش ایجاد نمی کند. چند ماه که گذشت اگر قصد ماندن در همین منزل یک خوابه را داشتید، می شود اتاق را به او اختصاص دهید یا گوشه ای از هال برایش فضا ایجاد کنید تا متعلق به خودش باشد.

سوال شماره چهار

من یک پسر ۴ سال و دو ماهه دارم که الان حدود یک هفته است که دارم تلاش می کنم جای خوابش را جدا کنم ولی هروقت می گویم دیگر باید اتاق خودت بخوابی، می گوید من از تنهایی می ترسم. دو شب هم کنارش ماندم تا خوابش ببرد و بعد از اتاق بیرون آمدم. ولی نزدیک های سحر بیدار شد و دوباره به اتاق ما آمد. بعدش هم دیگر برای خواب به اتاق خودش نرفت و گفت: تنهایی خوابهای بد می بینم.
حالا باید چه کار کنم؟ درست است که باز هم اجازه بدهم با ما بخوابد؟

پاسخ

فعلا پافشاری نکنید. در اتاق خودتان برایش رختخواب بیاندازید یا تختش را بیاورید.
بعد می شود کم کم همه برای خواب، به هال بروید و بعد از مدتی، باهم اتاقش را کمی تغییر بدهید. پرده بدوزید، تختش را عوض کنید یا رنگ کنید. خلاصه هر کاری که لازم است تا اتاقش به نظرش جذاب تر بیاید.
در عین حال، روزها خیلی به او محبت بکنید. زباد در آغوشش بگیرید، ببوسیدش و بگویید چقدر دوستش دارید.
بازی هم با او بکنید. شب ها او را بغل کنید. برایش قصه بگویید و هر کاری به او آرامش می دهد.
نباید فکر کند قرار است شما و محبت تان را از دست بدهد. این حس خیلی بد است و بچه ها را دچار اضطراب می کند.

سوال شماره پنج

پسر من ۴سال و۹ ماهه است. برای خوابیدن می گوید یکی پیش من بخوابد. ما هم هرشب یکی کنارش می خوابیم. قصه های صوتی یا کتاب برایش می خوانیم. ولی بعد از دو و سه ساعت بیدار می شود. پیش ما می آید و نمی گذارد. ما هم بخوابیم. باز باید برسم پیشش بخوابم ولی بازهم فایده ندارد. بعد از دو و سه ساعت دیگر می آید و من دیگر خسته می شوم. می گویم همین جا بخوابد. ممنون می شوم، راهنمایی ام کنید.

پاسخ

وابستگی کودکان در خواب، می تواند علت های مختلفی داشته باشد. زود جدا کردن محل خواب، دور ماندن از مادر در زمان های طولانی، تولد فرزند دوم، برخی اتفاق های ناگوار در زندگی مثل تصادف، از دست دادن عزیزان و … . برای جلوگیری از ادامه دار شدن این روند، در درجه ی اول باید حساسیت خود را از این مساله کنار بگذاریم. برای مدتی مثلا حدود دوماه، بدون اشاره به این مساله، همه باهم بخوابید. این خوابیدن دسته جمعی می تواند در اتاق کودک، در اتاق شما و یا حتی سالن پذیرایی باشد. بگذارید کودک اعتمادش جلب شود. بعد از گذشت چند مدت، به تدریج محل خواب او را جدا کنید.

سوال شماره شش

پسرم چهار سال و دو ماهه است و دخترم چهار ماه، تا قبل از تولد دخترم، همه با هم می خوابیدیم. اما از بعد تولد فرزند دوم، به علت محدودیت جا، پسرم در اتاق خودش، همراه با پدرش می خوابد. سوالم این پسر و دختر من می توانند اتاق خواب مشترک داشته باشند؟ تا چه سنی؟ یکی از کارهایی که می خواستیم بکنیم که انگیزه ای برای جدا خوابی بشود، این بود که وقتی دخترم یک سالش شد، تخت دو طبقه بگیریم و فضای خواب شان جدا از ما بشود، اما نمی دانم تا چه سنی می توانند با هم اتاق مشترک داشته باشند.

پاسخ

بهترین سن جدا کردن محل خواب، چهار سالگی به بعد است. اولا کودک سایر بحران های کودکی مانند از شیر گرفتن در دو سالگی و از پوشک گرفتن در سه سالگی را پشت سر گذاشته و آماده ی رو به شدن با این مساله است.
دوما در سن زیر چهار سال، کودک درکی از مفهوم در زدن و اجازه گرفتن را ندارد و به راحتی وارد اتاق پدر و مادر می شود. خوب است در سنی جدا شود که این مفهوم را درک کند.
مساله دوم: داشتن اتاق مشترک برای یک خواهر و برادر به خودی مساله ای ایجاد نمی کند‌.
در روایت ها هم به این موضوع اشاره شده که از شش سالگی در یک بستر نباشند. یعنی یک پتوی مشترک نداشته باشند.تخت های جدا در یک اتاق مشترک موردی ندارد.

سوال شماره هفت

درمورد جداکردن جای خواب بچه، از دید اسلام بفرمایید. پسرمن۱۰ماهه است و پیش ما می خوابد.

پاسخ

در مورد جدا کردن جای خواب فرزندان به طور مستقیم در روایات و توصیه های ائمه، سنی ذکر نشده است. آنچه در توصیه های دیگران که موافق زود جدا کردن هستند می شنوید ناظر به چند نکته است:
۱- آیه استئذان سوره نور آیه ۵۸ و ۵۹ که توصیه می کند در زمان های خاصی فرزندان به هنگام ورود به اتاق والدین اجازه بگیرند.
۲- روایتی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله که می فرماید:
سوگند به کسی که اگر در اتاقی که کودکی در آن بیدار است با همسر خود همبستر شوید (آمیزش کنید) موجب می‌شود که کودک روی رستگاری را به خود نبیند.
در تکمیل این ها برخی روانشناسان هم با تاکید بر استقلال کودک سنین پایین (از ۵ماهگی تا ۱۵ ماهگی) را توصیه می کنند. در مورد آیات و روایات مورد استناد باید گفت که بیشتر دغدغه این است که کودک در معرض مسائل زناشویی نباشد. نه اینکه محل خوابش را بالکل از پدر و مادر جدا کنند. به قول فقها آیات و روایات از این جهت در مقام بیان نیستند. پس با حفظ این شرط می توان کودک را پیش خود خواباند.
آنچه در روانشناسی مطرح می شود این است که «خواب کودک دو مرحله دارد: مرحله سبک و عمیق، در مرحله سبک، چشم حرکت REM دارد و نیمه بسته است. بدن پیچ و تاب می خورد و حرکات تنفسی کودک نامنظم است. در مرحله عمیق، بدن آرام، و تنفس منظم است و دست ها و پاها در دو طرف بدن رها می شود.
۸۰ درصد خواب کودکان سبک است و تا ۳ سالگی ۸۰ درصد خواب عمیق می شود و این پدیده از الطاف اللهی است تا کودک درخواب سبک بتواند در برابر سرما، گرسنگی، گرفتگی بینی و قطع تنفس عکس العمل نشان دهد.
کوکان، دائم از مرحله خواب سبک به عمیق و برعکس در حال تغییرند و این تغییر دائم دفعات بیداری و نتیجه دفعات زمان آسیب پذیری را بیشتر می کند. وجود مادر کنار کودک می تواند انتقال از خواب سبک به عمیق را با شیردهی یا نوازش و لالایی راحت تر کند و در صورت عدم حضور مادر، انتقال، به راحتی انجام نمی شود و کودک گریه های عصبی سر خواهد داد.»(مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی)
ضمن اینکه کودک از ۳سالگی ترس و تاریکی و اضطراب و این ها را درک می کند و برایش تنها خوابیدن ممکن است موضوعی ترسناک شود. از طرفی دیگر دوره های مختلفی مثل از شیر گرفتن، از پوشک گرفتن برای بچه ناراحت کننده است و فشار روانی خود را دارد، به همین خاطر پیشنهاد ما این است که بعد از این دو در حدود ۴سالگی از خواب جدا کردن به صورت تدریجی اتفاق افتد.

سوال شماره هشت

دختر من سه ساله است و از زمان تولد تا الان، عادت داشته که روی پا بخوابد و ما تکانش بدهیم و تا این کار انجام نشود، خواب نمی رود. اما الان این کار خیلی برای ما عذاب آور شده. با توجه به اینکه منتظر تولد فرزند دوم خود هم هستیم و بسیار تلاش کردیم تا از این عادت دوری کند اما موفق نشدیم و با گریه کردن های شدید ما را متقاعد به عمل کردن این کار کرده. می خواستم بدانم چه جوری او را از این عادت بگیریم چون قطعا با آمدن فرزند دوم، این کار عذاب آور تر می شود.

پاسخ:

عادتی که سه سال هست شکل گرفته را نمی شود یکدفعه برطرف کرد. این کار به کودک آسیب می زند. با توجه به شرایط شما و ورود کودک جدید، باید باز هم احتیاط بیشتری بکنید. تغییرهای این دوران از طرف والدین، نباید مهم و تاثیرگذار باشد. می توانید در قالب بازی، مدلهای مختلف بخوابید. در خاله بازی راه های مختلف خوابیدن مثل به پهلو خوابیدن و … را بازی کنید. و حواستان باشد او را حساس نکنید و اصلا مستقیم چیزی نگویید.
ضمانت اجرایی روش ترک عادت، این است که حساسیت تان را کنار بگذارید و اصلا نشان ندهید. بعضی مواقع بگویید دوست دارید بغلش کنید و به هم مهربانی کنید می شود کتاب داستانی که تصویر بچه ای که کنار مادرش خوابیده را به او نشان دهید و قصه اش را بگویید. شب ها دخترتان را کنارخودتان بخوابانید و بغلش کنید که احساس امنیتش از بین نرود.

سوال شماره نه

درباره جدا کردن اتاق بچه موقع خواب، سوال دارم. بعضی کارشناسان میگویند از ۱۴ ماهگی بچه جدا بخوابد و بعضی میگویند تا سه سالگی صبر کنید. بین این دو نظر خیلی تفاوت هست! لطف میکنید بفرمایید چه زمانی مناسب است برای جداخوابی بچه ها؟

پاسخ

متاسفانه عمده مشکلات کودکان در سنین پنج و شش سالگی، از جمله اضطراب، وابستگی، لجبازی و … به دلیل عجله ی بی مورد والدین در زود جدا کردن کودک هنگام خواب است.
بهترین سن جدا خوابی کودک، از سن چهار سالگی است که آن هم باید به تدریج و با جذاب کردن محل خواب کودک انجام شود که کودک بتواند خودش محل خواب جدا را انتخاب کند.
اصولا نباید بحران های کودک باهم اتفاق بیفتد. ما در دو سالگی، از شیر گرفتن داریم، در سه سالگی از پوشک گرفتن… پس به دلیل عدم تداخل با این دو بحران، بهتر است جدا کردن محل خواب در چهار سالگی اتفاق بیفتد.

سوال شماره ده

پسرم الان دو سال و هفت ماهه است و من باردار هستم. قبلا همیشه من کنار او می خوابیدم تا خوابش ببرد. یا در اتاق خودش روی زمین و یا روی تخت من و پدرش می خوابیدیم.
الان روی تشک روی زمین خوابیدن، برایم خیلی سخت است شب ها پدرش کنار او می خوابد، اما باز بعد از یک ساعت، می آید و روی تخت ما، کنار من می خوابد تا خوابش ببرد. گاهی تا صبح همان جا ست، چون ماهم خوابمان می برد. حتی اگر وقتی خوابش برد او را به اتاقش ببریم، باز نصفه شب اگر بیدار شود می آید و توی تخت ما می خوابد.
صبح ها اگر زودتر از من بیدار شود، دوباره پیش من می آید و باهم بلند می شویم. چون پدرش صبح ها نیست، مشکلی نداریم. بعداز ظهرها هم کنار من، روی تخت ما می خوابد. اما شب ها اگر من توی اتاقش نروم، باز حتما پیش من می آید.
باید چی کار کنم؟ خصوصا که چندماه دیگر، قطعا این مساله انجامش برایم مقدور نخواهد بود!
مساله دیگر اینکه، جدیدا بیشتر به من وابسته شده،حتی در صحبت با دیگران، حتی گاهی در صحبت با پدرش، به من می گوید: مامان شما بگو. (حرفی را که خودش می خواهد بگوید) در صورتی که قبلا با آشنا ها راحت تر بود. خصوصا که من خیلی ناراحتم که با پدرش هم اینطوری رفتار می کند. انگار خجالت می کشد یا چیز دیگری. با اینکه باهم خیلی بازی می کنند، بیرون میروند و …

پاسخ:

بهترین زمان جدا کردن محل خواب کودک از مادر، سن چهار سالگی است. آن هم به تدریج نه یک باره.
شما خیلی زود اقدام به این کار کردین. خوب است شب ها همگی باهم بخوابید. حتی وقتی که نوزاد جدید به دنیا آمد.
باید کاملا کودک بتواند تنها بخوابد. اصرار شما بر جدایی، قطعا در زمان به دنیا آمدن کودک دوم، نتیجه ی عکس خواهد داشت.

پرسش و پاسخ هایی در رابطه با تربیت دینی

یکی از مهم ترین دغدغه های خانواده های مذهبی، مسائل دینی و انتقال صحیح آن به کودکان است به گونه ای که کودک از دین زده نشود. از طرفی هم به دلیل انتزاعی بودن برخی مفاهیم، کار را مشکل می کند.

در نوشته ی زیر، سعی کردیم با ارائه ی نمونه ای از پرسش و پاسخ ها، راهنمای برخی از این مسائل دینی باشیم.

بحث تربیت دینی بسیار گسترده است. شما می توانید بسته به سن فرزندتان، در کارگاه تربیت دینی ویژه کودکان زیر هفت سال و کارگاه تربیت دینی ویژه کودکان بالای هفت سال شرکت کنید.

سوال شماره یک

من یک پسر چهارساله و شش ماهه دارم. چند وقتی است از خدا ومرگ سوال می کند. مدام می گوید چطور پیش خدا برویم؟ اوایل می گفتم: :باید پیر بشی، خیلی بزرگ بشی تا بری پیش خدا.” بعد از آن، به هر کسی که پیر بود، میگفت: “پس چرا نمیری پیش خدا؟” به پدر بزرگ و مادر بزرگش می گفت. به فامیل ها می گفت. بعد گفتم: “هر وقت خدا اجازه بده، پیرو جوان نداره.” حالا هنوز در ذهنش حل نشده و از همه این سوال را می پرسد. باید چیکار کنم؟ از این سوال اطرافیان ناراحت می شوند.

پاسخ 

به طور کلی صحبت کردن مستقیم با کودکان زیر ۷سال، از خدا، مرگ و دیگر مفاهیم انتزاعی مناسب نیست.
احساس می کنم با توجه به سوالاتی که این کودک می پرسد بیش از حد به این موضوع پرداخته شده است. اما حالا که برای این کودک موضوع شده است، خوب است با تمثیل های ساده و قصه های ملموس برای بچه ها توضیح بدهیم. مثلا اینکه: “یه پسر کوچولو بود که یه پرنده ی مهربونی داشت که همیشه همراهش بود. البته کسی اون پرنده را نمی دید. حتی خود پسرک. فقط وقتی چشماش را می بست و گوشاش را خوب باز می کرد می تونست ببیندش و صداش را می شنید و باهاش بازی می کرد. باهاش حرف می زد. یواش یواش که مدرسه رفت و دوستای جدید پیدا کرد دیگه پرنده اش یادش رفت. دیگه نمی دیدش و صداش را نمی شنید. پرنده هنوز به او کمک می کرد. حتی بعضی موقع ها به دوستاشم کمک می کرد. ولی پسر بچه دیگه یاد اون نبود. تا اینکه یه روز مریض شد و توی خونه خوابید. خیلی ناراحت و تنها بود. یه دفعه همین طور که غصه می خورد یاد پرنده افتاد. چشماش را بست و پرنده را صدا کرد. پرنده خیلی خوشحال شد. گفت: تو کجا بودی؟ پرنده گفت من همیشه باهات بودم. یادته کتابت را گم کردی؟ پسر بچه گفت: بله. پرنده گفت: من بودم که در گوشت گفتم جاش کجاست. یادته دوستت ناراحت شده بود؟ پسر بچه گفت: بله. پرنده گفت: من بودم که در گوشت گفتم اگر براش هدیه بخری خوشحال می شه و باهات دوست میشه. پسر بچه گفت: پس چرا من تو را احساس نکردم. پرنده گفت: برای اینکه دوستای جدیدی پیدا کردی که حواست را پرت می کردن. پسر بچه گفت: ولی من دوست دارم مثل قبل همیشه احساست کنم. پرنده گفت: پس سعی کن زود به زود چشمانت را ببندی و من را صدا کنی. خدا هم مثل اون پرنده است. ما نمی بینیم و صداش را نمی شنویم. ولی همیشه با ماست و با ما داره حرف می زنه.”
فقط این را در نظر داشته باشید که رده ی سنی این قصه، کودک بالای ۷سال است. و در موارد خاص برای اینکه ذهن کودک این سنی مجاب شود، سراغ این تمثیل ها و داستان ها می رویم. ترجیح بر این است که از ابتدا این موضوعات را برای بچه ها پر رنگ نکنیم چون ظرفیت فهم دقیقش را ندارند.

سوال شماره دو

چطور می شود مفاهیمی مثل خداوند و شیطان را برای بچه های بالای هفت سال مطرح کرد؟

پاسخ :

در قالب داستان های قرآنی می توان گفت. اما در بیان این داستان ها باید حواسمان باشد که چه تصویری از خدا و شیطان ارائه می دهیم. آنچه از خداوند می توانند درک کنند و خوب است به آن بیندیشند، نعمت های الهی و آیات الهی است. گاهی ما بچه ها را درگیر چیستی می کنیم که این خودش مشکل ساز است. در مورد شیطان نیز خیلی نیرومند تصویر می کنیم و برای بچه ها تبدیل به موضوعی ترسناک و قدرتمند می کنیم که گاهی از انسان سلب اختیار هم می کند و او را مجبور به کاری می کند.

می توانید برای آشنایی بیشتر با قصه های قرآنی، داستان های تدبر در قرآن را بخوانید.

سوال شماره سه

مباحثی مثل کشتن، کشته شدن ، جنگ و … را که در داستان های ائمه و پیامبران هست، از چه سنی می شود به بچه ها گفت و در قصه ها برایشان تعریف کرد؟ مثلا من یک کتاب قصه خریدم، در مورد پیامبران با تصاویر و متن ساده، قصه حضرت موسی را گفته است. فرعون همه پسرها را می کشت. پس مادر موسی او را در سبد گذاشت. یا آنجا که حضرت موسی آن مرد زورگو را هل داد و او زمین افتاد و مرد. ممنون می شوم راهنمایی کنید. چون من دوست دارم قصه های مذهبی برای پسرم بخوانم ولی اکثر کتاب ها این موارد را دارند. یا مثلا قصه جنگ های پیامبر و رشادت های حضرت علی، مثلا کشتن عمر بن عبدود در جنگ خندق.

پاسخ:

داستان های حماسی هم خوب است، کشته شدن و خشونت به معنای مرسوم جالب نیست. ولی جنگیدن و مبارزه کردن خیلی خوب است. در مورد پیامبران فقط عذاب های الهی به عنوان قهر الهی برای بچه های زیر۷ خوب نیست.

سوال شماره چهار

باتوجه به آموزه های دینی مبنی بر خوردن غذا بادست راست و استفاده ازدست چپ برای تخلی و اینکه
معمولا ما با قاشق غذا می خوریم و نه بادست-بر خلاف گذشتگان-، به بچه ای که دست چپ هست
آموزش بدهم که از دست چپش هنگام تخلی استفاده کند؟

پاسخ:

ادب آموزی به بچه ها چگونه باید باشد؟ مثلا در مورد اینکه با چه دستی غذا بخورند و با چه پایی وارد مثلا مسجد شوند و با چه پایی خارج شوند.
راهکارها: اولا در زمینه ادب آموزی این مهم است که فرزند شما چه سنی دارد. در ۷سال دوم ما بنا به روایات و تجربه هایی که داشته ایم زمان مناسبی است. چون آداب به بچه چارچوب زیادی می دهد که زیر ۷سال نه توان فهمش را دارد و نه توان التزام به آن را. در ۷سال دوم هم باید در نظر گرفت که هر ادبی مورد نیاز این بچه نیست و آن میزان که مفید و کاربردی هست به او عرضه شود و باقی را به مرور در مدرسه و یا منابع می آموزد. اگر آداب زیاد و جزئی شود، نمی تواند کل آن را هضم کند. مثلا در آداب غذا خوردن آن چه مهمترین هست،
امام صادق(علیه السّلام) ازپدران بزرگوارخود و آنان از علی(علیه السّلام) روایت کرده اند: رسول الله (صلی الله علیه و اله) فرمود: وقتی در غذا چهار خاصیت جمع شود کامل شده است، حلال باشد و دست های زیادی به سوی آن دراز شود و قبل از خوردن (بسم الله الرحمن الرحیم) گفته شود و در آخر، شکر خداوند بجا آورده شود.
سنت اطعام کردن و جمعی غذا خوردن است. مثلا خودمان تنها غذا نخوریم و همیشه سعی کنیم جمعی غذا بخوریم. به بچه ها هم از همین سن آموزش دهیم. به صورت مستمر (مثلا هفتگی شبهای جمعه) نذری پخش کنیم و یا مهمان هایی را دعوت کنیم و سفره ای پهن کنیم. متاسفانه به خاطر سخت گیری ها و تجملات این سنت پسندیده کاملا مغفول واقع شده است.
شروع کردن غذا با نام خدا. تعریف کردن از غذا و عدم اظهار ناخوشایندی نسبت به شوری یا بی نمکی. حتی در مقابل مهمان. مثلا اینکه عرف است که به مهمان می گوییم چیز قابل داری نبود یا ببخشید اگر بد بود، کاملا از جهت دینی مذموم است و کفران نعمت است.
پایان دادن غذا با شکر الهی و الحمدلله رب العالمین.
شستن دست پیش از غذا، خوب جویدن، گرسنه شدن و بعد غذا خوردن و … از جمله مسائل دیگریست که می تواند به فراخور موقعیت مطرح شود.
آخرین نکته اینکه گاهی ما خودمان به خیلی از این آداب کلیدی عامل نیستیم، اگر بتوانیم در خودمان ایجاد کنیم، خیلی مسائل راحت تر ایجاد می شود. هر چند که آموزش مستقیم هم در ۷سال دوم نیاز هست.

سوال شماره پنج

دختر های ۸ ساله ی من وقتی دعا می کنند، منتظرند که به زودی برآورده شود. وقتی به خواسته ی خودشان نمیرسند نسبت به خدا موضع گیری می کنند. مثلا می گویند چرا ما این همه دعا می کنیم خدا به ما بچه نمی دهد؟ چرا به همه داده به ما نمی دهد؟ پس کی می دهد؟ ما این همه دعا کردیم چرا پس خدا گوش نمی دهد؟ خدا خیلی بده. و این سوالات و کلی سوال دیگر با گریه مدت زمان زیادی طول می کشد.

پاسخ:

گاهی پدر و مادر احساس می کنند که این سوالات و احساسات در کودکی مانند شبهات در بزرگسالی ممکن است بچه را دچار انحراف در دین کند.
ریشه ها: بچه ها نسبت به تحلیل برخی امور مثل امور دینی و مسائل انتزاعی مثل ریاضی و مفاهیم فلسفی و پیچیده ناتوانند. مثلا نمی توانند برای خود حل کنند که چطور می شود یک آدم خوب باشد و مسلمان باشد ولی حجاب نداشته باشد. روند رشد شناختی بچه ها به گونه ایست که تا حدود۱۱سالگی کامل می شود. زیر ۹ سال توانایی های شناختی در حیطه ی مسائل انتزاعی به گونه ایست که باید ملموس و عینی کرد.
راهکار: برای فهم بهتر بچه ها باید از ابزارها و قصه ها استفاده کرد. مثلا داستان پیرمردی که خانه ی یک دخترش می رود. کشاورز بود. می گوید خیلی وقت است باران نیامده. پیرمرد دعا می کند و باران می آید. خانه ی دختر دیگرش می رود. سفالگر بود. می گوید خیلی وقت است باران می آید، آفتاب نیاز است تا کوزه ها خشک شود. پیرمرد دعا می کند آفتاب شود. با این وضعیت به نظر شما خدا باید حرف کدام را گوش کند؟ باران بیاید یا آفتاب بشود؟ از این داستان نتیجه گیری می شود که دعای ما خیلی اوقات به ضرر دیگری و حتی خودمان است. پس بهتر این است که اجابت نشود.
نکته دوم هم که می توان به دختر ۸ساله گفت این است که (بر اساس روایات)خدا دعاهای ما را می شنود، بعضی هایش را سریع می دهد، بعضی هایش را دیر می دهد( چون وقتش نشده) و بعضی هایش را نمی دهد و به جایش در بهشت به ما چیزهایی می دهد که همه آن موقع آرزو می کنند ای کاش خدا هیچ کدام از دعاهای ما را در دنیا نداده بود.
سومین نکته: اینکه بچه ها در این سن در ذهنشان با خدا چالش هایی دارند. نباید نگران کننده باشد. این جنس رفتارها و احساسات از سر پاکی و خلوص کودک است. بنابراین نباید سریعا با جمله ی استغفرالله یا عیب است جلوی بروز آن را بگیریم. بهتر است بچه احساساتش را صادقانه بروز دهد و ما هم صبورانه با داستان و بازی پاسخ دهیم تا بچه در بزرگسالی دچار شبهه های توحیدی نشود.

سوال شماره شش

در مورد مسائلی مثل یمن و …، چقدر باید بچه ها را در این سن درگیر کرد؟ برای من همیشه سوال بوده، حتی در مورد مباحث کربلا و عاشورا هم می گویند خیلی برای بچه ها مطرح نکنید. این حد، تا چه حدی هست؟ و تا چه سنی؟ دختر من(سه سال ونیمه) آنقدر ذهنش درگیر این موضوعات می شود و سوالات مختلفی می پرسد که ناشی از درگیری ذهنی اش است که واقعا نمیدانم چه رفتاری در این زمینه مناسب است؟
مثلا انیمیشن های کودکانه در خصوص یمن را باید ببیند یا خیر؟ یا در مورد شهادت حضرت رقیه و ائمه تا چه مقدار باید تعریف کرد؟ بعضی معتقد هستند از همان ابتدا می توان این ها را به عنوان قصه شب یا قصه هایی برای بچه ها تعریف کرد، اما برخی دیگر مخالف اند، چه باید کرد؟

پاسخ:

کلا این مباحث برای بچه های زیر ۷ سال به خصوص زیر ۵ سال زود است و عوارض زیادی در پی خواهد داشت. دیدن انیمیشن، اخبار و هر چیزی در مورد جنگ های دنیا، اتفاق خوش آیندی نیست.  در جریان قرار گرفتن بچه ها، آینده را در ذهن آنها تاریک و نامشخص می کند. و امنیت آنها را به خطر میندازد. در مورد داستانهای عاشورا، این سن بچه ها درکی از این مفهوم ندارند. شهادت حضرت رقیه که برای خود ما هم درد ناک است چه برسد به بچه زیر ۷ سال. اگر خودش سوال کرد و سوالش طوری بود که ذهنش را به هم نمیریخت جوابی ساده، کوتاه و بچه گانه به او بدهید. باید حواسمان باشد بچه ها را در معرض دیدن و شنیدن این مدل چیزها قرار ندهیم‌. خوب است به هیات برویم ولی بچه ها آنجا بازی کنند نه اینکه بدون هیچ سرگرمی زمان طولانی درگیر سخنرانی و مداحی باشند.

سوال شماره هفت:

سوال بنده در مورد جشن تکلیف دختران هست. صحبت از احکام در این جشن، خصوصا با آن گستردگی موضوعی و همچنین صحبت از شیطان با توجه به وضعیت ذهنی و تفکری بچه ها که ممکن است هنوز از حالت عینی خارج نشده باشد، مشکلی ایجاد نمی کند؟ مطلبی از سیدبن طاووس خواندم که ایشان، مواردی را در مورد این جشن یا به تعبیر ایشان، عید، سفارش می کنند. این موارد عبارتند از: سجده ی شکر، صدقه، سلام بر فرشتگان کاتب و استعاذه، تلقی و برداشت دختربچه های نه ساله از این موارد خصوصا دو مورد آخر که بسیار هم جالب هستند، چگونه خواهد بود؟ و اینکه، به نظر شما برای هر چه بهتر و موثرتر برگزار شدن این جشن، چه باید کرد؟

پاسخ:

من به بیانی دیگر جشن تکلیف را توصیف می کنم:
انسان در زمانی به سن تکلیف می رسد و ما برای اینکه این اتفاق بزرگ را به چشم فرزندمان بیاوریم، برای او جشن می گیریم. اینکه خداوند او را فردی مکلف می داند یعنی یک قدم به خلیفه اللهی نزدیک شده و این خیلی امر مقدسیست. برای اینکه ما این تقدس و عظمت را به بهترین وجه به بچه ها القا کنیم چند مقدمه دارد:
۱- از ۶یا ۷سالگی(سن تمییز) باید زمینه ای بچینیم و این را برای بچه جا بیندازیم که تو بزرگ شدی و خدا کارهای خوب تو را حساب می کند، کمک به دیگران و نماز و … . اما برای اینکه خدا خیلی مهربان است تا سن تکلیف فرصت داده تا ظرفیت تحمل تکالیف ایجاد شد.
۲- از کارهای کوچک شروع کنیم عادت دادن مثل روسری پوشیدن، نماز ظهر و …
جشن تکلیف صرفا یک تاکید روی این اتفاق بزرگ است. وگرنه به خودی خود، جزئیات آن قدر مهم نیست.
در خود جشن تکلیف هم اصولا به احکام پرداخته می شود، به خصوص احکام حجاب و نماز و… ارائه ی احکام در این دوران لازم است و بچه ها ظرفیت فهم آن را دارند ولی مواخذه یا سرزنش به خاطر فراموش کردن و یا سهل انگاری خوب نیست و نتیجه عکس دارد.
در مورد توصیه های سید بن طاووس هم (من نمی دانم ایشان این توصیه ها را داشته اند، فقط می دانم توصیه به جشن گرفتن داشته اند)، خوب است متناسب با سن بچه ها باشد. مثلا درست کردن نذری و پخش کردن آن به عنوان کمک و یا صدقه خیلی خوب است. و برای بچه ها قابل فهم و جذاب است. ولی سجده شکر مفهوم پیچیده ایست و باید توضیحی داده شود که وقتی ما از چیزی خیلی خوشحال می شویم، از خدا خیلی می خواهیم تشکر کنیم سجده می کنیم. حالا خدا یک چیز خیلی خوب به شما داده است.
یک نکته را لازم است توجه داشته باشید: شاید همه ی این ها را نمی شود در یک جشن تکلیف گنجاند و خوب است مستمر برنامه هایی داشته باشیم. مثلا هفتگی برنامه ی پخش نذری را داشته باشیم.
قبل از خواب سجده شکر داشته باشیم. یا مثلا تسبیحات اربعه، صلوات یا خواندن سه سوره توحید(توصیه هایی که در روایات آمده)، نماز جماعت به خصوص در مسجد حداقل هفته ای یک بار.
انشالله خداوند فرزند شما و همه ی فرزندانمان را عاقبت به خیر نماید.

سوال شماره هشت:

نمیدانم در تربیت دخترم، برخوردم و عکس العملم با لاک چطور باید باشد؟ لاک خیلی دوست دارد ولی خودم تا حالا برایش نگرفتم.

پاسخ:

حساسیت روی برخی مسائل باعث می شود آنها تثبیت بشود. همه ی کارها و اتفاقات برای بچه ها در این سن گذراست.  شما یک لاک کودک برای خود او  بگیرید و بگذارید آنقدر بزند تا تمام شود. سعی کنید هیچ گونه حساسیتی هم به خرج ندهید. قاعده و قانون هم نگذارید. اگر این علاقه به صورت مستمر بود. مثلا بعد از یک سال کماکان دوست داشت این کار را انجام دهد، باید ریشه های آن را حل کرد. مثلا ضعف اعتماد به نفس.

نکته ی دیگر باز دنیای خیال است. اینکه با خود او، عروسکهایش را لاک بزنید. تزئین کنید. چادر گل گلی بدوزید و … همه باعث می شود زیبایی دوستی بچه در عالم خیال تحقق یابد و به رضایت برسد.

سوال شماره نه:

دختری سه سال و نه ماهه دارم. در مهدکودکشان کلاس قرآن برگزار می شود که سوره ها، قصه های قرآنی، کلمات قرآنی و احادیث را با ترجمه یاد می دهند. سوالم این است که این کلاس مناسب سن دخترم هست؟ یعنی زود نیست برایش که بهش فشار بیاید؟ یا این که چیزی سردرنیاورد و علی السویه باشد برایش.

پاسخ:

– امام صادق – علیه السلام – فرمود: کودک هفت سال بازی کند، هفت سال خواندن و نوشتن بیاموزد، هفت سال حلال و حرام (احکام الهی) را یاد بگیرد. «الکافی، ج ۶، ص ۴۶»
اصولا آموزش مستقیم برای کودکان زیر هفت سال مناسب نیست. نیاز کودک در این هفت سال بازی است. آشنایی کودکان با مفاهیم دینی و قرآن هم باید در قالب بازی باشد. مثلا قصه های قرآن به زبان کودکانه بیان شود. یا در فضای بازی، صوت قرآن پخش شود. یا نقاشی مفاهیم قرآنی مانند نعمت های خدا را بکشیم و فعالیت ها و بازی هایی از این قبیل.
اگر این مهد، قرآن را همراه بازی دارد مشکلی نیست اما اگر اجباری به حفظ قرآن یا سایر مفاهیم قرآنی و آموزش مستقیم باشد، برای این سن خیلی مناسب نیست و ممکن است در سال های بعدی با عدم علاقه به این مفاهیم رو به رو باشیم.

سوال شماره ده:

اگر از طرف افراد غریبه، خوراکی ای به فرزندمان تعارف شود، چه کار باید کنیم؟ از طرفی نمیدانیم آن لقمه چه حکمی دارد و کودک بد عادت می شود اگه بگیریم، از طرفی طرف مقابل ممکن است دلش بشکند و مایوس بشود. مخصوصا اگر اصرار هم کنند.

پاسخ:

این خوب است که نسبت به نخوردن مال حرام حساسیت داشته باشیم. ولی توضیح آن به بچه ها و منع مستقیم آن برای بچه ها بی اعتمادی می آورد و نتیجه سوء دارد.

حجه الاسلام فلاح زاده نظر مقام معظم رهبری را این گونه تشریح می کند: در مواردی که انسان غذایی را که یقین ندارد به حرام بودنش، مثلا اطعام می‌کنند عزاداران را یا غذایی آماده کرده اند در این ایام و برای شما می‌آورند یا فردی نذری می‌دهد و شما یقین دارید که خمس نمی‌دهد، به نظر حضرت آقا خوردن آن غذا، چون یقین به حرام بودن یا مخلوط به حرام بودن آن ندارید، یعنی یقین ندارید این غذا حرام است، یقین ندارید که متعلق خمس است، خوردنش اشکال ندارد.

اما از نظر اخلاقی – چون پرسیدند – بعضی‌ها می‌گویند اگر پول خمس در آن باشد ممکن است اثر وضعی داشته باشد. اگر بتوانید احتیاط کنید خوب است؛ به این معنا که اگر تبعات سویی ندارد نخورید (یعنی مثلا پیش از شام دادن بیرون روید یا غذا را به فقرا بدهید)، یا اینکه اگر مثلا متعلق خمس است – نه به این معنا که حتما متعلق خمس است یعنی شبهه دارید – خودتان خمسش را بپردازید یا اگر موردی هست که ممکن است از باب شبهه حرام شک داشته باشید، یعنی مثلا مال مردم باشد، به عنوان رد مظالم بپردازید؛ گرچه واجب نیست.

پرسش و پاسخ هایی در ارتباط و تعامل با والدین

در فرهنگ اسلامی و ایرانی پدر و مادر جایگاه ویژه ای دارند و احترام و حفظ حرمت والدین از واجبات است. به همین دلیل نحوه ی تعامل کودک با والدین از حساسیت هایی برخوردار است. و این حساسیت ها، چالش هایی را به وجود می آورد.

در مطلب زیر سعی کردیم با ارائه ی پرسش و پاسخ هایی با موضوع ارتباط با والدین، راهنمای حل این مسائل باشیم.

علاوه بر آن، یکی از راه های بهبود ارتباط با والدین، بازی کردن پدر و مادر با فرزندان است. می توانید برای بازی و فعالیت با فرزندتان از کتاب هیجان در طبقه پنجم خانه ی ما ایده بگیرید.

سوال شماره یک

پسر هشت ساله ای دارم . هم خودم و هم همسرم تحصیل کرده هستیم و روابط خوبی داریم.  متاسفانه پسرم از پدرش حرف شنوی ندارد و این خیلی ما را نگران می کند. یعنی یک حرف را اگر پدرش بگوید فقط با خشونت و حتی گاهی بی احترامی و خشم نه می گوید بدون اینکه دلیلش را بگوید. ولی من اگر همان حرف را بگویم، حتی اگر بخواهد انجام ندهد با دلیل و منطق و چرب زبانی و مهربانی می گوید. همسرم خیلی ناراحت می شود. البته یک خورده هم چون همسرم خودش کلا خوش اخلاق است، درک نمی کند که مثلاً الان که بچه تازه بیدار شده وقت سوال پرسیدن و با انرژی حرف زدن نیست و بچه حوصله ندارد که جواب بدهد.  می شود راهنمایی کنید.

پاسخ

آموزش پیش از هفت سال و دادن آگاهی های زیاد به کودک و همچنین تجزیه تحلیل منطقی و بزرگسالانه مسائل در این سن باعث می شود کودک زود بزرگ شود. حساسیت بالا و وسواس والدین هم می تواند عاملی برای انتقال این اطلاعات باشد.

این مشکل موجب زودرنجی، ضعف روابط اجتماعی، پر توقعی و حتی گاهی خودمحوری و لجبازی می شود.

راهکارها:
مهمترین راهکار برای حل بنیادین این مسئله بالا بردن انعطاف در این بچه هست.

۱٫امر و نهی را به مدت سه ماه بردارید و هر کاری خواست شما همراهی کنید. به خصوص پدر.

۲٫ با او بازی های هیجانی و ساختارشکن کنید. مثلا پوشال بازی.دنبال بازی.در هوا بچرخانید. کثیف کاری، گل بازی، نمک بازی، خط خطی بازی روی یک کاغذ بزرگ، رنگ بازی.

۳٫ داستانهای تخیلی تعریف کنید.

۴٫ بسترهای مناسب برای رابطه با همسالان ایجاد کنید و در مدیریت و حل مسائل با همسالان کمکش کنید ولی صورت مسئله را برایش پاک نکنید.

سوال شماره دو

بنده دخترم ۳ساله است. یکی از مشکلات بزرگ من با دخترم این است که مدام می گوید: “بیا بامن بازی کن” اگر با او بازی کنم، که خب هیچی، اگه بازی نکنم، هر جای خانه بروم، دنبالم می آید یعنی اگر دراز بکشم، قید بازی با من را می زند و دراز می کشد. اگر مشغول کارهای آشپزخانه باشم، دائم بهانه می گیرد. مشاوره هم رفتم ولی نتوانست کمک کند. دومین مشکلم هم این است که اگر بخواهد مثلا از پله ها پایین برود یا موقع راه رفتن یا … ، می گوید تو بیا منو ببر. من می ترسم. خیلی بابت این موضوع نگرانم. چگونه باید اعتماد به نفسش را بالا ببرم؟

پاسخ :

بچه های تک فرزند معمولا به مادرشان وابستگی زیادی دارند. برای اینکه راههای بهتر بازی کردن را یاد بگیرد باید شرایط بازی با همسالان را زیاد برایش فراهم کنید. او را پارک ببرید، شرایط رفت و آمد با خانواده هایی که کودک هم سن دارند را ایجاد کنید. برای او بستر فعالیت های خام و ساده فراهم کنید، فعالیت هایی که به آن علاقه دارد. رنگ بازی، شن بازی، آرد بازی، خاک بازی، آب بازی، گل بازی و هر چیزی که به آن علاقه دارد. برای افزایش مهارتهایی مثل بالا رفتن و پایین آمدن از پله ها و … باید چند راهکار را باهم جلو ببرید:
۱- بکن نکن هایتان را کم کنید. خود تذکر اعتماد به نفس کودک را کاهش می دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید مقاله ی تعامل بدون امر و نهی را مطالعه کنید.
۲- امکان فعالیتهای هیجانی مثل بالا رفتن از ارتفاعهای کوتاه و … را برایش فراهم کنید.
۳- سعی کنید کارهایش را ببینید، به چشم خودش و پدرش بیاورید و تا جایی که امکان دارد، از او تعریف کنید.
۴- اگر از فعالیتی می ترسید تا جایی که می شود نگذارید کودک متوجه ترس و نگرانی شما بشود.

 

سوال شماره سه

دختر یک سال و ده ماهه ای دارم. در خانه ارتباطش با پدرش خوب است. با هم بازی های هیجانی مختلف می‌کنند، با هم کتاب می خوانند، موقع رفتن پدرش، جلوی در می نشیند که پدرش بیرون نرود. حتی اگر من جایی بخواهم بروم، خیلی راحت پیش پدرش می‌ماند. اما در جمع مثلا خانه مادربزرگش، مدام می‌گوید: بابا نیا! حتی به محض ورود پدرش ناراحت می‌شود. نمی‌گذارد آنجا به اسباب بازی هایش نزدیک شود و سراغش نمی‌رود. پدرش به رویش نمی آورد اما من متوجه می شوم که خیلی ناراحت می‌شود. می خواستم بپرسم علت این رفتارها چیست؟ و اینکه آیا این رفتار طبیعی‌ست؟ در کل برای تقویت روابط دخترم با پدرش چه کار باید بکنم؟

پاسخ

سن دختر شما خیلی پایین است و در این سن نمی توان انتظار زیادی برای برقراری ارتباط با کسی به غیر از مادر را داشت. و احتمال زیاد همسر شما تلاش زیادی برای نزدیک شدن با او انجام می دهد و او هنوز ظرفیت زیادی برای این ارتباط زیاد را ندارد و نمی توان از او این انتظار را داشت اگر پدر یک مقدار سعی کند فقط زمانی که او خودش می خواهد بازی کند پدر هم همراهی کند تا این حساسیت کمتر شود. کم کم دختر شما به این نیاز بازی کردن با پدرش می رسد.

 

سوال شماره چهار

دختر بنده حدود سه سال و نیمه هستند، رابطه ایشان با پدرشان بسیار خوب و همبازی های خوبی هستند. فقط مسئله ای که وجود دارد این است که آن قربان صدقه ای که برای من می رود، یا بوسیدن من، یا رفتارهای محبت آمیز را کمتر با پدرش دارد. برای من خیلی عجیب است و علت را پیدا نمی کنم و البته نگرانم که در آینده این رفتار چگونه خواهد بود. نکنه خدایی نکرده جایگاه پدر پایین تر باشد یا احترام کمتری قائل باشند.
همچنین برای داشتن محبت والدین توأم با رعایت احترام در آینده چه باید کرد که نه از صمیمیت کم شود و نه از احترام.
این را هم عرض کنم که وقتی پدر می آید، کلی با هم بازی های بپر بپر و بپر تو بغل و… می کنند و کلی از سر و کول بابا بالا می رود.

 

پاسخ:

توصیف مسأله:بیان احساس یکی از مهمترین ویژگی هایی است که باید در دوره ی ۳تا۷سالگی رشد کند. تا پیش از این بچه ها قابلیت درک متفاوت و بروز متفاوت احساسات را ندارند و صرفا با گریه و خنده بروز می دهند. در این دوره ترس، خشم، تعجب، محبت، غم را تجربه می کنند و می توانند بروز دهند.
ریشه ها: برای درک احساسات متفاوت و بروز متفاوت بچه ها باید آن ها را در بزرگترها ببینند تا یاد بگیرند. من در زمانی که همسرم را می بینم ابراز احساسات محبت آمیز داشته باشم. هنگامی که می ترسم و یا غمگین می شوم احساسات متناسب آن را داشته باشم، همگی باعث می شود کودک من غیر مستقیم حتی بدون اینکه من بخواهم آموزش ببیند. گاهی این اتفاق نمی افتد. ما در برخوردهایمان با همسرمان (چه زن و چه مرد) به دلیل سرد مزاجی، درون گرایی و یا حیای اخلاقی و دینی ابا داریم که جملاتی چون دوستت دارم را بگوییم و یا مصافحه کنیم(روبوسی متعارف). همین باعث می شود فرزند ما این ها را آموزش نبیند و اتفاقا نسبت به این رفتارها حساسیت و تحریک پذیری بالاتری پیدا کند.
راهکارها: بهتر است ما در ارتباط با همسرمان سعی کنیم بروز عاطفی مناسبی داشته باشیم تا بچه ها این ها را ببینند و از ما تقلید کنند. مثلا به کار بردن اصطلاحات خوب در مورد همسر مثل میوه ی عمرم، عسلم، نازنینم، قربونت برم و … کلمات زیبایی هستند که محیط منزل را برای دو طرف و فرزند گرم می کند.
انتظارمان را از مردها و زنها، شخصیت درونگرا و برونگرا باید تنظیم کنیم. یعنی همه به یک میزان نمی توانند ولی باید تلاش خودشان را به اندازه ی خودشان داشته باشند.
نیاز طرف مقابل را در نظر بگیریم، باز مردها غالبا کمتر از ابراز احساسات مستقیم و کلامی خوششان می آید و زنها برعکس.
نکته: در مورد فرزند ۳سال و نیمه تحلیل این چنینی کمی زود است. بهتر است این جزئیات را کمتر دقت کنیم. همین قدر که این کودک خوب بازی می کند و خوب تعامل می کند کافیست. خیلی اوقات ما علاقه هایمان را می خواهیم تحمیل کنیم. مثلا ما دوست داریم خیلی پدرش را تحویل بگیرد ولی این طوری نیست. ناراحت می شویم.
نکته ی دوم: احترام یک مفهوم پیچیده و وابسته به مبانی ارزشیست که بچه ی زیر ۷سال فاقد ظرفیت درک آن است. همین که ما در این سن به او احترام بگذاریم، امر و نهی نکنیم و کرامت او را با سرزنش کردن و تحقیر نکردن حفظ کنیم، او را شخصیتی عزیز و کریم بار می آوریم. این کرامت و عزت قدم اول است در اینکه در سال های بعد فرزندمان حرمت ما را حفظ کند.
در کل جمع بندی حقیر در مورد فرزند شما و همسرتان این است که همه چیز خیلی خوب است، اما شما در این مورد خاص کمی حساسیت بیش از حد دارید.

سفر به کارخانه ی بستنی سازی و دیدن بستنی ها

کارخانه ی بستنی سازی می تواند یکی از هیجان انگیز ترین مکان های اردو باشد. چون بستنی یکی از جذاب ترین خوراکی، برای بچه ها و بزرگتر هاست . دیدن چگونگی درست شدن بستنی در کارخانه ی بستنی سازی هم می تواند خیلی فوق العاده باشد.

به خاطر همین، مقصد یکی از گردش های چمرانی ها، کارخانه ی بستنی سازی روز بود.

در این اردو، بچه ها علاوه بر آشنایی با نحوه ی درست شدن بستنی، با یک شغل تولیدی هم آشنا می شوند.

ما سعی داریم اردو را در برنامه ی هفتگی آموزشی مان داشته باشیم. شما می توانید سایر اردو ها و فعالیت ها را در گردش های یک چمرانی ادبستان دخترانه بخوانید.

کارهایی که می توانیم در این اردو انجام دهیم:

قبل از رفتن به کارخانه بستنی، دخترهای چمرانی با کاغذ های رنگی و مقوا، بستنی هایی که دوست داشتند را درست کردند.

وقتی به کارخانه ی بستنی سازی رسیدیم، بچه ها دستگاه های مختلف تولید بستنی را دیدند. یک نفر درکارخانه، به دخترها توضیح دادند که چه جوری شیر و شکر و کاکائو به یک بستنی تبدیل می شود.

در آخر هم، کلی بستنی خوردند.

بچه های حسینیه کودک هم برای تجربه به یک لبنیاتی رفتند.

پیشنهاد می کنم که فعالیت حسینیه کودکی ها را هم در یک لبنیاتی پر از شیر و ماست و بستنی بخوانید.