حتما شما هم به عنوان پدر یا مادر این جمله را قبول دارید که فرزندان ما گل های خوشبوی زندگی مان هستند. پس بیایید برای تربیت شان باغبان باشیم.
نویسنده: فاطمه حاجی بیگی
باغبان باشیم یا نجار؟
تنبیه کودک می تواند فیزیکی یا حتی زبانی باشد. در دوران کودکی تا به حال تنبیه از طرف پدر و مادر را تجربه کردید؟ چه حسی به شما دست می داد؟ مطمئنا خوشحال نمی شدید. ترکیبی از حس ناراحتی و بی ارزشی به شما القاء میشد. شاید هم حس می کردید که دیگر والدین تان را دوست ندارید؟
موقع تنبیه شدن حداقل یکی از این فکرها یا فکرهایی شبیه این، سراغ مان آمده است. حتی ممکن است تا همین الان هم اثرات جسمی و روحی اش را به دوش بکشیم. حتی در آینده هم از فکرش رهایی نداشته باشیم. در این مقاله به علت، چرایی و جایگزینهای تنبیه میپردازیم.
تنبیه کودک؛ سمی برای روح او
تا حالا به معنی تنبیه فکر کردید؟ معنای لغوی تنبیه به معنای آگاه کردن می باشد. ما قصد داریم با تنبیه کردن، کودکان مان را از کار اشتباهش آگاه کنیم و راه درست را به او نشان بدهیم. درصورتی که با تنبیه ناسالم فرزندمان را از آگاهی نسبت به آن موضوع دور می کنیم. با این کار نه تنها او متوجه اشتباهش نمی شود بلکه تمرکزش روی رفع آن اشتباه را هم از دست می دهد.
حالا اتفاق ناخوشایندی که در اینجا می افتد، چیست؟ ما با تنبیه اشتباه، فرزندمان را از اتفاقاتی که درون خودش می افتد دور می کنیم. به او این فرصت اشتباه را می دهیم که فقط به رفتاری که ما با او کردیم فکر کند. رفتهرفته به فکر انتقام و لجبازی هم میافتد. بعد از این کشمکش، حس نفرت را هم پیدا میکند.
چرا تنبیه کودکان جوابگو نیست؟
کودک شما وقتی تنبیه می شود نتیجۀ اشتباهش را فقط در تنبیه ناسالم شما می بیند و به نفس اشتباه خود کار فکر نمی کند. طبیعتا با تکرار این تنبیه ها اینطور فکر میکند که تاوان اشتباهش نهایتا همین رفتارهای پدر و مادر است و توقع کار دیگری را هم ندارد. این موضوع برایش عادی شده و با لجبازی مجددا کارش را تکرار می کند. با تکرار تنبیه ناسالم در اصطلاح «حنای مان دیگر پیش کودک رنگی ندارد» و به هیچ وجه فرمان بردار نمی شود.
متاسفانه در چنین مواقعی ما والدین مثل یک الگوی رفتاری عمل می کنیم. به او این اجازه و فرصت را می دهیم که اگر رفتار ناراحت کننده ای دید که مطابق میلش نبود می تواند فحاشی کند. در قدمهای بعدی کتک بزند، تحقیر کند و به این ترتیب کارش را جلو بیندازد.
دلیل تنبیه کودک را ریشه یابی کنید
به نظر شما چرا اصلا سراغ تنبیه می رویم؟ جواب این سوال تنها یک کلمه است و آن کنترل است. می خواهیم به طور مداوم فرزندمان را کنترل کنیم و به تمام اعمال و رفتارش نظارت داشته باشیم. یکی از دلایل این است که توانایی فرزندان خود را باور نداریم. اما باید مسئولیت بچه ها را به خودشان بسپاریم.
بهتر است کنترل گری را کنار بگذاریم؛ چرا که نه تنها مضرات زیادی برای عزیزانمان دارد بلکه خودمان را هم دچار خود محوری می کند. این کنترلگری چیست؟
آیا شما والد کنترلگری هستید؟
اگر فکر می کنید که والد کنترل گری نیستید، به شما پیشنهاد می دهم تذکراتی که در طول روز به کودک تان می دهید را بنویسید مثل: «چایی سرد شد بخور.» یا «دستشویی رفتی؟» یا «این لباسو بپوش» یا «این بازی رو نکن».
اگر تعدادشان زیاد بود آن وقت متوجه می شوید که به راحتی آب خوردن والدی کنترل گر شده اید که اجازه زندگی کردن، یاد گرفتن و تصمیم گیری را از دلبندتان گرفتید. کاملا غیر مستقیم به او می گوییم که تو نمی توانی، تو هیچ نظر و سلیقه ای نداری خلاصه تر بگویم تو حتی هیچ حقی از خودت برای زندگی خودت نداری…
به طور مثال کودکی را فرض کنید که همیشه مادر و پدرش در مورد نوع پوشش او نظر می دهند و هیچ وقت اختیاری به او نمی دهند، حالا تصور کنید وقتی پدر و مادر نباشند و این پوشش به عهده ی خود اوست، چه واکنشی از خود نشان می دهد؟ به شما قول می دهم که از اطرافیانش و یا خودش بپرسد که ( من الان سردمه یا گرممه ؟ ) و این یعنی خود فاجعه. البته ما به کمک شما آمدیم تا جلوی ضرر را هرچه زودتر بگیریم.
آفت های کنترل گری را بشناسید
-
از دست دادن استقلال:
کنترلگری بیش از حد باعث میشود کودکمان استقلال شخصیاش را از دست بدهد، میگویید چگونه؟ او دیگر جلوی غریبهها یا دوستانش نمیتواند از حق خودش دفاع کند، ترسو میشود و حتی مواقعی که تنهاست تصمیمگیری درستی ندارد یا اصلا از انجام آن ناتوان هست. هرکاری که هم سن و سالانش انجام میدهند را تکرار میکند.
-
از بین رفتن انگیزه درونی:
به صورت طبیعی انگیزه درونی برای انجام کارهای درست و فعالیتهای متفاوت در کودکان زیر 7 سال وجود دارد و این خلاقیت ما را میطلبد که این انگیزه درونی را تقویت کنیم تا دیگر نیازی به محرکهای بیرونی نداشته باشد. محرکهای بیرونی همان تذکرات وقت و بیوقت ما هستند. وقتی که انجامدادن کارها فقط با محرکهای بیرونی همراه است، بعد از 7 سالگی دیگر انگیزه انجام کاری را ندارد. مدام باید به او بگوییم و یادآوری کنیم که چه کاری را باید انجام دهد.
-
از بین رفتن نظام ارزشی مستقل:
نظام ارزشی به مجموعه ارزشها و باورهای مرتبط به هم یک فرد گفته میشود که رفتارهای آن فرد را نظم میدهد و اغلب به صورت ناخودآگاه و بدون آگاهی فرد شکل میگیرد. یعنی در ضمیر ناخودآگاه او ثبت شده است. اگر سادهتر بخواهم بگویم کودک باور و عقیدهای از خودش ندارد، حتی اگر از ما هم نخواهد تقلید کند. بچهای که زیاد تذکر میگیرد، گوشش از حرف ما پر میشود و برای همین است که دیگر ورودی و تحملی برای گوشدادن به بقیه حرفهای ما را ندارد. مقداری رها کنیم. البته این عدم کنترلگری بیشتر برای سنین زیر 7 سال هست ولی برای بالای 7 سال مقداری تنبیه و تشویق را توصیه میکنیم که آن هم باید با روش های خاص و سالم باشد نه با تحقیر و کنایه و…
-
کاهش اعتماد به نفس و عزت نفس:
سرزنش و تنبیه و گفتن «نمیتونی»های مداوم اعتماد به نفس بچهها را کاهش میدهد. دربارۀ عزت نفس هم میتوانید در این پنجره بخوانید.
شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که چگونه کنترل نکنیم و کودکانمان را این همه آزاد بگذاریم؟ منظور و هدف ما از این مقاله، این نیست که هیچ قانون و چهارچوبی برای رفتار های آنان قائل نباشیم بلکه میگوییم از راه درستش بروید، اگر میخواهید بدانید چگونه می شود بسته جامع تعامل با کودک را به شما پیشنهاد میدهم.
چه جایگزینی برای تنبیه کودک وجود دارد؟
گام اول: بیان ناراحتی بدون اشاره به کودک و شخصیت او
به طور مثال بچه ها دارند بازی پر سر و صدا می کنند و همسایه مریضی داریم، بدون اینکه بی احترامی کنیم از ناراحتی همسایه بگوییم و اینکه ما دوست نداریم همسایه را اذیت کنیم و یا می توانیم بازی دیگری را به آن ها پیشنهاد بدهیم.
گام دوم: اشاره به روش های مفید و اثر بخش
پسر بچه ای را فرض کنید که موقع خرید از فروشگاه گریه زاری راه می اندازد و همه چیز می خواهد، در اینجا می توانیم حواسش را پرت کنیم به چیزی که خودمان می خواهیم بخریم و بگوییم که آن را برای مان پیدا کند و بیاورد. هم حس مسئولیت به او می دهیم هم ذهنش از خرید اضافه دور می شود.
گام سوم: انتظارات مان را با جزئیات شرح بدهیم.
ما باید ناراحتی مان را از رفتار نامناسبش اعلام کنیم و به او توضیح بدهیم که چه کاری درست است و چه انتظاری از او داریم.
گام چهارم: راه جبران را به او نشان دهیم.
در عین حال برخورد فعال داشته باشیم. اینطور نباشد که هیچ کاری نکنیم. فرزندمان باید ببیند که داریم یک عکس العمل نشان می دهیم و او باید پیامد رفتار اشتباهش را تجربه کند. مثلا اگر اتاقش را به هم ریخته یا روی دیوار نقاشی کشیده به او فرصت جبران بدیم که آنها را جمع و تمیز کند و می توانیم کمکش کنیم.
گام نهایی: در مورد احساسات مان با او حرف بزنیم.
در موقعیتی که آرام است، عصبانی و ناراحت نیست؛ کوتاه صحبت کنیم و بعد اجازه بدهیم که او هم صحبت کند. از احساساتش بگوید و بدون ارزیابی و قضاوت این حس را به او بدهیم که درکش می کنیم.
لازم است اشاره کنم در صورتی این روش ها جواب می دهد که؛
اولا قبلا رفتار با محبت و درستی با نور دیده تان داشته باشید.
دوما اجرای این موارد در موقعیت های مختلف بستگی به تیزهوشی و خلاقیت شما دارد.
ما فقط ماهی گیری را یاد دادیم!
تشویق بیش از حد هم ضرر دارد؟
به غیر از تنبیه، جایزه ها و تشویق های متنوع هم مضر است. تشویقی سازنده است که رفتار خوب بچه را توصیف کند و حس خوبی که از کارش گرفتیم را به او انتقال بدهیم. درباره این موضوع در مقالۀ تربیت با چوب یا گل صحبت کردیم.این ما هستیم که تصمیم می گیریم ذائقه آن ها را به چه سمتی ببریم. وقتی که مدام جایزه و پاداش بگیرد دیگر به طور خودجوش و با انگیزه درونی کاری را انجام نمی دهد. وقتی که کودک عزیزمان کار خوبی می کند فوری آفرین و بارک الله نگوییم یا فورا جایزه ندهیم.
صحبت پایانی
مانند باغبانی باشیم که با ظرافت به گل هایش آب می دهد، مراقب کود و نور و خاکش هست و اگر گل در حال کج شدن باشد، چوبی را با آرامش کنار آن گل می گذارد تا رشد کند و پربار شود نه مثل نجاری که با ضرب و زور تیغ و اره شکلی را که خودش میخواهد به چوب می دهد.
این ها همه قطره ای بود از دریای پهناور ارتباط موثر با کودکان، اگر می خواهید شناگر ماهری باشید حتما تهیه بسته جامع تعامل با کودک برای شما لازم است.