نگاهی که می سازد، نگاهی که ویران می کند!

خانواده بزرگ شهید چمران نگاهی که می سازد، نگاهی که ویران می کند!چگونه می توانیم با خوب دیدن، خودباوری را در فرزندان مان تقویت کنیم؟

نویسنده: رضوان زندیه

چه خبرها؟ خوبید؟ خوش اید؟ کوچولوی نازنین تان چه طور است؟ خبر دارید از احوالاتش؟ اگر خواب است که هیچ ولی در صورت بیداری، به چه کاری مشغول است که شما فراغت پیدا کرده اید برای مطالعه ی این سطور؟ برآوردتان چیست؟ فکر می کنید این فراغت، تا چند دقیقه ی دیگر دوام خواهد داشت، کی سراغ تان را خواهد گرفت و با نوای کش دارِ خوش حال یا ناراحت ماماااااااان خواهد آمد سر وقت تان؟

یک پیشنهاد خواهرانه از جنس مادرانگی ها:

این بار را منتظرش نمانید و شما بروید سر وقتش، با یک احوال پرسیِ گرم ِ از سر دلتنگی، غافلگیرش کنید و در کاری که مشغولش شده همراهی اش نمایید. فعلاً بروید و به این پیشنهاد خواهرانه ترتیب اثر بدهید، وقتی برگشتید راجع به حکمتش، گپ و گفت مان را ادامه خواهیم داد.
بچه ها را ببینیم؛ هم بچه ها به دیدن شدن احتیاج دارند و هم ما به دیدن بچه ها محتاجیم!
خب! خوش گذشت؟! کوچولوی نازنین تان حسابی کیف کرد و خوش به حالش شد از این غافلگیری، نه؟!
از این جنس غافلگیری ها و از احوالات بچه ها سراغ گرفتن ها در رابطه تان معمولا زیاد دارید یا کم؟ اصلاً بگذارید این طور بپرسم:

شما جزء کدام دسته از والدین هستید؟

از نظر من والدین دو دسته اند: یک دسته، دسته ای که بچه ها را اصل زندگی می دانند و باقی ماجراها را فرع این اصل و دسته ی دوم بچه ها عموماً جمله ی اخلال معادلات زندگی می دانند و برنامه خراب کن!
اجازه بدهید از وصف دسته ی دوم شروع کنم: اگر بابا باشند که کلاً سر کار تشریف دارند و از صحنه غایب اند و اگر مامان باشند، از زمان برخاستن از رختخواب تا لحظه ی بازگشت، یک لیست بلند بالا دارند از روتین های یومیه اعم از شست و شو، رُفت و روب و پخت و پز، خریدهای آنلاین و آفلاین و احتمالاً چند قلم کارِ حال خوب کنِ شخصی که نیاز به خلوت و مالِ خود بودن دارد. این وسط بچه ها هم مرتب پارازیت می اندازند و زمان بندی برنامه ی مامان مربوطه را مختل می کنند و اعصابش را خط و خش می اندازند. برای این دسته از والدین، بهترین بچه ی دنیا، یک بچه ی ساکت و آرام است که یک کنج داشته باشد برای بازی و نقاشی و خودسرگرم کنی. هر وقت صدایش زدی بیاید و آب و دانش را بخورد و بلافاصله بر گردد سرِ پستش و بی خودی دور و بر مامان_بابای مربوطه نپلکد.
خلاصه که برای این دسته از والدین، بچه ی خوب، بچه ایست که خیلی جلوی چشم نباشد و صدایش توی گوش، زنگ نزند.
و اما دسته ی اول: خوب این دسته هم طبیعتاً مدت زیادی از روز را مشغول کسب روزی حلال و رتق و فتق امورات خانه اند یعنی همان شستن ها و رُفتن ها و پختن ها، با این تفاوت که حواس شان هست، همه ی این کارها برای خوب نگه داشتن حال اهل خانه است به ویژه حال بچه ها! پس اولاً در برنامه ریزی یومیه برای بچه ها هم جای اختصاصی باز می کنند و ثانیاً وقتی وسط باقی کارها، بچه ای به سراغ شان آمد و ابراز وجود یا ابراز نیازی کرد، همه ی این روتین ها را برای چند لحظه متوقف می کنند و آن طفل معصوم را درمی یابند و می بینند و می شنوند؛ با آغوش باز، با روی گشاده و با دقت و توجه هر چه تمام تر. چرا؟ چون حواس شان هست و یادشان نرفته که هر آدمی، در هر سنی و به هر دلیلی، اگر ابراز وجودی کند و نادیده گرفته و پس زده شود، حالش بد خواهد، اگر این آدم بچه باشد که به طریق اولی!
این از نیاز بچه ها به دیده شدن که باید مثل نیازشان به خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش، برایش جایی باز کرد و تمهیدی اندیشید.

 

ولی ما بزرگ ترها چرا به دیدن بچه ها و وقت گذاشتن برای شان احتیاج داریم؟

این که تجربه ی دوباره ی عوالم بچگی در کنار بچه ها، کلاس فشرده ی معرفه النفس و معرفه الله است به جای خود محفوظ، اما فعلاً حرفم این ها نیست؛ ما والد_مربی ها برای ایفای نقش مربی گری مان و واداشتن بچه ها به خوبی ها و دورنگاه داشتن شان از بدی ها، آن هم بدون تحکّم، باید که بتوانیم همراهی بچه ها را جلب کنیم و هیچ راهی برای جلب این همراهی و مشارکت خودانگیخته، مطمئن تر از محکم کردن پیوندهای عاطفی و رشته های محبت نیست. بچه ها باید به این اطمینان خاطر برسند که از سوی والدین عمیقاً دوست داشته می شوند و برای آن ها اهمیت و الویت دارند تا به خیرخواهی شان اعتماد کنند و همراهی شان کنند.
پس اگر جزء دسته ی دوم والدین هستید یعنی فقط بعد از شنیدن صدای هزار تکه شدن فلان ظرف شیشه ای روی سرامیک آشپزخانه است که از فرزندتان سراغ می گیرید و یا صرفاً موقع قشقرق به پا کردن بچه و گریه و زاری و جیغ و داد و بیداد است که او را می بینید، آن هم فقط به نیت برقرار کردن آتش بس موقت به وسیله ی داد و فریاد متقابل و تهدید و ارعاب، و در باقی اوقات به سکوت برگزار می کنید و هیچ سراغی از فرزندتان نمی گیرید و برنامه ی منظمی برای گفت و گو، تفریح و همبازی شدن ندارید، متاسفانه باید به عرض تان برسانم که در آینده ای نه چندان دور، بروز یک گسست عاطفی عمیق بین شما و فرزندتان پیش بینی می شود!

بخوانید  استقلال کودک و سوالاتی که ممکن است برای شما پیش بیاید:

 

بچه ها اگر دیده نشوند از دست می روند!

بچه ها در سنین پایین، به علت شدت ناتوانی در تامین نیازهای اولیه ی خودشان، به همان شدت به والدین شان وابسته اند و وقتی این نیازها به خوبی از سوی والدین تامین می شود، این وابستگی شکل دل بستگی، عاطفه و محبت هم به خود می گیرد. اما هر چه که بچه ها بزرگ تر می شوند و وابستگی های زیستی شان کم تر می شود و به استقلال و خودبسندگی می رسند، برای سست نشدن روابط عاطفی باید به دنبال جایگزین هایی برای تحکیم روابط بود. اگر این سرمایه گذاری عاطفی به موقع و به اندازه _که یعنی خیلی زیاد_ انجام نشود، رشته های پیوند روز به روز سست تر خواهد شد و با ورود بچه به جمع های جدید، این روابط ممکن است بالکل گسسته و جایگزین شود. در این صورت فردا روز و در هفت سال دوم که بچه باید بیش ترین همراهی و حرف شنوی را از والدینش داشته باشد، به خاطر برقرار نبودن اتصالات،کم ترین تاثرپذیری را از آن ها خواهد داشت و عموماً خوشایندها و بدآیندهای والدینش را نادیده خوهد گرفت.
پس اگر غایت آمال ما والد_مربی ها، تربیت فرزندانی مستقل، توانمند، خودباور، مسئول، مودب به آداب و متعهد به انجام انواع تکالیف محوله است، فرزند ما، هم باید دارای شخصیتی قوی و متکی به نفس باشد و هم باید در مسیر تربیت، با مربیانش همدل و همراه باقی بماند.
بهترین و موثرترین راه برای تامین این هر دو هدف یعنی حفظ و تحکیم رابطه ی ما با بچه ها و به خودشکوفایی رساندن شان، دیدن بچه هاست، آن هم یک دیدن خوب و باکیفیت!

 

دیدنِ خوب یعنی چه؟ مگر دیدن هم خوب و بد دارد؟!

بله، البته که دارد! واضح ترین نوع دیدنِ بد، همان دیدن بدی ها و نقص ها و کمبودهاست. همان دیدن نیمه ی خالی لیوان که با خودش سرزنش، تحقیر و اوقات تلخی می آورد. اما مدل های دیگری از دیدنِ بد هم وجود دارد که برای توضیح دادن شان اول باید دیدنِ خوب را بشناسیم.
دیدنِ خوب، نوعی از توجه به بچه هاست که یا حال بدِ آن ها را تبدیل به حال خوب کند و یا حال خوب شان را تثبیت نماید. راجع به تکنیک های توجه موثر به بچه ها و عبور دادن آن ها از بد حالی هایشان در کارگاه درک احساسات کودک، مفصل آموختیم. حالا می خواهیم روی تثبیت حال خوب در بچه ها متمرکز شویم.
بچه ای را تصور کنید که با یک نقاشی نه چندان، به سراغ شما آمده و به احتمال بسیار زیاد خودش هم حس و حال نه چندانی نسبت به نقاشی اش دارد و می خواهد نظر شما را راجع به آن بداند. فکر می کنید در چنین موقعیتی، واکنشی از جنسِ” وااااااای! چه نقاشی فوق العاده ای! تو بهترین نقاش دنیایی!” چه بر سر آن طفل معصوم خواهد آورد؟! به احتمال قریب به یقین بچه ی بی نوا، رسماً بدحال خواهد شد و به این نتیجه خواهد رسید که یا شما کلاً چیزی از نقاشی سرتان نمی شود و یا این که خیلی زیاد خالی بند تشریف دارید و چه بسا دفعه های قبل هم که از کارهایش حسابی تعریف کرده اید، صرفاً قصد از سر بازکردنش را داشته اید و کارهایش آن قدرها هم تعریفی نبوده است! و این یعنی تخریب هم زمان خودباوری کودک، رابطه و اعتماد کودک به شما و تعریف و تمجیدهایتان.
عکس العمل جایگزین بهتر، مناسب و حال خوب کن در چنین موقعیتی، یک دیدن خوب و با کیفیت است، آن هم از طریق استفاده از تکنیک توصیف تشریحی!

بخوانید  یک الگوی مناسب برای فرزندم، چه کسی است؟

 

چگونه با استفاده از توصیف تشریحی، می شود حال بچه ها را خوب کرد و خوب نگه داشت؟

شما به عنوان یک والد_مربی آگاه و ماهر که از هر فرصتی برای تقویت خودباوری در بچه ها حداکثر استفاده را می کند، می توانید به جای تک جمله های اغراق آمیز و باورناپذیرِ تلگرافی، از توصیف های تشریحی با ذکر جزئیات استفاده کنید؛ می توانید کودک را کنار خودتان بنشانید و برای چندین ثانیه، نقاشی اش را با دقت تماشا کنید، بعد شروع به توصیف نقاشی اش نمایید: “چه نقاشی رنگی رنگی ای! به نظرم شما از همه ی رنگ های مداد رنگی ات تو این نقاشی استفاده کردی! چه درخت های جالب و متفاوتی کشیدی! اونی که اون گوشه است کوتاه و بدون برگه ولی این یکی خیلی بلندتره و پر از برگ های رنگ و وارنگه! این شاخه ی درختت که کج شده چه قدر متفاوت و بامزه ست، همه ی برگ هاش هم بنفشه! من این پرنده ات رو خیلی دوست دارم، انگار از خستگی خودش رو انداخته رو شاخه ی درخت و خوابش برده! …”

 

فکر می کنید این توصیفات با فرزندتان چه خواهد کرد؟

اولاً فرزندتان وقتی می بیند که با یک نقاشی ساده ی نه چندان هم توانسته تا این حد توجه شما را جلب کند، حتماً حس خوبی پیدا خواهد کرد و به مرور زمان با این جنس توجهات شما به این جمع بندی خواهد رسید که مطلقاً و تحت هر شرایطی مورد توجه و علاقه ی شماست و برای این که کارهایش به چشم شما بیاید، نیازی نیست خودش را بکشد، به آب و آتش بزند، یک شاهکار هنری خلق کند و فوق العادگی به خرج بدهد، بلکه در حالت عادی هم به قدر کافی خوب است و با تلاش های کوچک همیشگی اش هم همواره به چشم شما خواهد آمد، دیده خواهد شد و مورد تحسین قرار خواهد گرفت و این بزرگ ترین عامل تقویت عزت نفس و خودباوری در فرزند شما خواهد بود.
از طرف دیگر این توصیف های تشریحی، مفصل و تحسین آمیز شما از جزئیات خوب در کارهایش، در طول زمان به فرزندتان خواهد آموخت که شما دقیقاً چه چیزهایی را می پسندید و نظام ارزشی شما چه مختصاتی دارد و برای تامین نظر شما و داشتن تایید و توجه تان، از چه راهی می تواند وارد شود، و این ها همه به تثبیت رفتارهای خوب در او، کمک شایانی خواهد کرد.
یکی دیگر از فوائد توصیف های تشریحی، خودآگاه شدن بچه ها نسبت به توانمندی هایشان است. شما با توصیف عملکرد فرزندتان و با متمرکز شدن روی نیمه ی پر این لیوان، عملاً در حال لیست کردن توانایی ها و تلاش های موفقیت آمیز فرزندتان هستید که بهترین مشوق او برای ادامه ی این راه پرفراز و نشیب خودشکوفایی ست.
تکنیک جادویی توصیف تشریحی، کرامات دیگری هم دارد؛ برای آشنایی هر چه بیش تر با این تکنیک و ریزه کاری هایش شما را به تماشای کارگاه تعریف، تشویق و ستایش در کودکان، ارائه شده توسط سرکار خانم زهرا شاه حسینی، مدیریت محترم حسینیه کودک شهید چمران دعوت می کنم.

 

و کلام آخر

وقتی فرهنگ غالب جامعه از این قرار است که تا به هم می رسیم، می خواهیم که از ماست هم مو بکشیم و عیب ها و ایرادات همدیگر را لیست کنیم، گفت و گوهامان پر می شود از انتقاد، سرزنش، تحقیر و تهدید، عموماً هم از طرف پر زورتر ها نسبت به کم زوترها و خصوصاً از طرف اولیا نسبت به بچه ها.
برای یک تحول عظیم اجتماعی باید با خودمان عهد کنیم که این عادت مخرب را ترک کنیم و همیشه ورانداز لیوان ها را از نیمه ی پُرشان شروع کنیم، به دیدن صرف هم اکتفا نکنیم و آن چه را می بینیم به زبان بیاوریم. امید می رود که با همین تغییر کوچک، گفت و گوهامان پر شود از تحسین ، تمجید و ابراز محبت و به تبع اش پیچیدن عطر عشق، امید، خودباوری و نشاط در فضای جامعه که بی شک حال عمومی جامعه مان را خوب خواهد کرد.

نویسنده: رضوان زندیه

 

 

4 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.