پرسش و پاسخ هایی در با مسائل دانشی

آموزش مفاهیم مختلف یکی از مسائل مهم برای خانواده هاست. پدر و مادر ها دائما نگران این مساله هستند که فرزندشان از نظر علمی  آموزشی از سایر کودکان عقب نماند. برای همین به دنبال کلاس های آموزشی مختلف هستند. اما در تربیت هر چیزی اگر در زمان مناسب اتفاق نیفتد، می تواند آثار زیان باری به همراه داشته باشد.

در نوشتار زیر، سعی کردیم با ارائه ی چندین نمونه پرسش و پاسخ، راهنمایی هر چند کوچک در زمینه ی مسائل دانشی کودکان باشیم.

سوال شماره یک

آموزش چرتکه برای کودکان مناسب است یا نه ؟ اگر مناسب است، از چه سنی؟ و چطور؟ اگر مناسب نیست ، چرا ؟

پاسخ

چنین آموزش‌هایی برای کودکان کوچک‌تر از هفت سال مناسب نیست؛ زیرا به ذهن شان قالب و چارچوب می‌دهد. در هفت سال نخست زندگی اولویت با تخیّلات کودکانه و سیّالیت ذهن است. در این دوره هرچه به ذهن قالب بدهد، کودک را از مسیر طبیعی رشد دور می‌کند. درباره‌ی کودکان دبستانی هم نحوه‌ی آموزش مهم است. آموزش در کلاس‌های بیرون توصیه نمی‌شود. در صورتی که در بستر زندگی روزمره یا در قالب بازی یا بسترهای جذّاب مشابه به کودکان دبستانی آموزش دهید، از آفات آموزش مصون می‌مانند. آن‌چه نسبت به آموزش اولویت دارد، شخصیت بچّه‌ها است. شخصیت نباید تحت‌الشّعاع آموزش قرار گیرد. باید به گونه‌ای آموزش دهیم، که بچّه‌ها درعین آموختن یک مهارت ریاضی، نسبت به علم‌آموزی مسئولیت‌پذیر شوند. اهمیت مسئولیت‌پذیری بیش از دانش‌ها و مهارت‌های دیگر است.
اجمالاً باید با طرّاحی مناسب، زمینه‌ی مسئولیت‌پذیری را فراهم کنیم؛ یعنی باید به بچّه‌ها استقلال دهیم و با ایجاد بسترهای جذّاب آن‌ها را نسبت به یادگیری علاقه‌مند کنیم. آن‌ها باید براساس انگیزه‌ی درونی خودشان به آموختن روی بیاورند. علاوه بر این، باید بستر به‌گونه‌ای طرّاحی شود، که آن‌ها خودشان نحوه‌ی کار با چرتکه را کشف کنند.
البته پیش از تمام این‌ها باید دانست که هدف از آموزش چیست. بسته به آن ممکن است، پاسخ تغییر کند.

سوال شماره دو

کتاب داستان ها را برچه اساس برای کودکان انتخاب می کنید؟ و اینکه چکارکنیم که من که مربی پیش دبستانی هستم، صبر و تحملم در رابطه بابچه ها بیشتر بشود؟

پاسخ

در مورد انتخاب کتاب، چندنکته وجود دارد. یک اینکه هرگز از کتاب برای مستقیم گویی و رفع ایرادات اخلاقی کودکان، خصوصا زیر ۷ سال استفاده نکنید. قصه گویی را برای بُعد های مختلفی هم چون سرگرمی و ایجاد نشاط و علاقه به مبحث کتاب و کتابخوانی و رشد های مختلف احساسی (عاطفی)و ذهنی و … استفاده کنید. همین طور خودتان به عنوان یک مربی یا مادر، مدام در حال تورق کتاب ها باشید و دنبال کتاب هایی با متون مناسب کودک و البته دارای جذابیت های بصری هم چون تصویرگری و … باشید.
نکته ای که در این مورد وجود دارد این است که اگر کتابی را مناسب دیدید اما تکه ای از متن ایراد داشت لزومی ندارد که حتما پایبند به متن اصلی کتاب باشید. از خواندن آنها چشم پوشی کنید و بیشتر روی تصاویر کار کنید و با کمک خود کودک، قصه گویی خلاقی داشته باشید.
۱۰ نکته انتخاب کتاب خوب:
۱)توجه به رده سنی و گروه بندی سنی.
۲)تصاویر مناسب و ساده و جذاب.
۳)محتوای مناسب با ادبیات مناسب.
۴)پرهیز از انتخاب کتاب هایی که در آن مستقیم گویی شده است و به صورت مستقیم نتیجه گیری می شود.
۵)وجود جذابیت و خلاقیت های بصری و محتوا.
۶)شناسایی و جستجوی مداوم در انتشارات و لیست کتاب های ۴پرطرفدار و معرفی شده توسط افرادی که صاحب نظر در حیطه ادبیات کودک و پرورش کودک هستند.
۷)به رشد خلاقیت و تخیل کودک کمک کند.
۸)اگر مخاطب کتاب کودک زیر هفت سال است کتاب هایی با متن کوتاه تر انتخاب کنید و با تصاویر بیشتر و ساده تر.
۹)اگر مخاطب کتاب کودک نو آموز است ترجیحا از کتابی استفاده کنید که فونت آن مناسب باشد و به راحتی قابل خواندن باشد.
۱۰)حتما نیاز نیست کتاب را خریداری کنید می توانید برای جذب کودک و علاقه مند کردن او به کتاب خوانی فعالیت های جذاب قبل از خرید کتاب یا رفتن به کتابخانه را طراحی کنید و عضو یک کتابخانه شوید.
در مورد سوال دوم هم بهتر است یک اصل را در نظر بگیرید و آن هم این است که با کودکانتان کودکی کنید. اگر این دید را داشته باشید که تمام زندگی کودک خصوصا زیر ۷ سال بازی است از غذا خوردن و خوابیدن و… و به این دید به کودکان نگاه کنید که کودکان برای زیباتر کردن جهان آفریده شده اند و در کنار آنها می توانید چیزهای زیادی را یادبگیرید. آنها عاملی برای رشد شما هستند(مثل بالا بردن ظرفیت و صبر شما و کاهش بروز خشم توسط شما مقابل کارهایی که از کودکان سر می زند) دیگر آنها را به چشم یک موجود عجیب برای برهم زدن آرامشتان نخواهید دید.

سوال شماره سه

پسرم متولد ۳۰ فروردین ۹۲ هست و بنا به گفته آموزش پرورش نیمه دوم ۹۱ و نیمه اول ۹۲ ، می توانستند در پیش دبستانی ثبت نام کنند تا در سال جدید، وارد اول دبستان بشوند. من هم در یک دبستان مقطع پیش ثبت نامش کردم. فرزندم اصلا مهد نرفته بود و فقط یک ماه قبلش کلاس ورزش ثبت نامش کردیم که فقط دو جلسه رفت و به هیچ عنوان دیگر در آن کلاس ورزشی شرکت نکرد. الان در پیش دبستان، هر روز که برمی گردد می گوید امروز روز سخت و بدی بود. بچه ها سر و صدا می کنند. خانم داد می زند تا آنها ساکت بشنوند. باید نقاشی کنم و کاردستی بسازم و خیلی سختم هست. البته دستش کند هست و یک صفحه تکلیف در دفتر شطرنجی که می گویند باید ۲۰ دقیقه تمام بشود، پسرم چهار ساعت پای دفتر هست تا انجام بدهد و گاهی فواصل را کاملا فراموش می کند یا بالاو پایین می نویسد. دچار عذاب وجدان شدم. نمی دانم اصلا ثبت نامش در پیش درست بوده ؟ اصلا واقعا سال جدید رفتن به کلاس اول برایش زود نیست؟ بهتر نیست یکسال دیرتر برود؟ الان از خیلی از همکلاسی هایش کوچک تر هست. جواب شما من را از این سردرگمی بیرون می آورد و ان شاءالله کمکم کند تصمیم درستی بگیرم که تا دوازده سال تحصیلی بعد، دچار عذاب وجدان نشوم. ممنون. در ضمن اگر کسی پاکن و تراش او را بردارد، فقط گریه می کند و خودش اقدامی برای پس گرفتن نمی کند.

پاسخ

بهترین سن برای ورود کودک به کلاس اول، هفت سال تمام است. عجله برای ورود به مدرسه، می تواند فرصت های بازی در هفت سال اول را از کودک بگیرد.
ریشه- با توجه به اینکه فرزندتان تجربه ی مهد را ندارد، ممکن است به خوبی بازی نکرده باشد و هنوز برای ورود به مدرسه آماده نیست.
راهکار:
۱. برای ورود به کلاس اول عجله نکنید. و بهتر است وقتی فرزندتان هفت سالش تمام شد به مدرسه برود.
۲. برای او وقت بیشتری بگذارید و در خانه بازی کنید. بازی های هیجانی مانندن دویدن، پریدن و آب بازی.
۳. هفته ای یک بار به پارک بروید. و فقط بازی کنید.
۴. برای تقویت اعتماد به نفس، دست سازه هایش را با کلام تشویق کنید و به دیگران نشان دهید. مثلا جلوی او، به پدرش بگویید که یک کاردستی عالی درست کرده.
ان شاءالله با صبوری شما، می توانید از روزهای پایانی هفت سال اول فرزندتان به خوبی استفاده کنید. و فرزندتان با آمادگی کامل وارد هفت سال دوم شود.

سوال شماره چهار

پسری ۱۵ساله دارم. اول رشته ریاضی انتخاب کرده و حالا می گوید اشتباه کردم، می خواهم فنی حرفه ای بروم. هم درس بخوانم و هم کار کنم پول دربیاورم تا دیپلم یک پس انداز ی داشته باشم. باتوجه به اینکه الان چند ماهی از سال تحصیلی گذشته، می تواند مدرسه خوب برود و خودش هم نمی دانم چه رشته هایی را انتخاب کند. حالا چه کار باید کنیم؟

پاسخ

در مساله هدایت تحصیلی، مولفه های مختلفی دخیل است. علاقمندی، استعداد، شرایط جامعه و شرایط شغلی، نیاز مالی. بهتر است تمامی مولفه ها بررسی شود.
اگر صرفا دوست دارد کار کند و دغدغه ی مالی دارد، خیلی خوب است که بها داده شود و نیازی به فنی حرفه ای نیست.
۱- می تواند کنار پدرش و یا آشنایی زمانهایی مثل عصرها یا پنج شنبه و جمعه شاگردی کند.
۲- به صورت دوره ای، کارهایی مثل دستفروشی و بازاریابی های خانگی و هرمی می تواند انجام دهد.
۳- مهارت آموزی در قالب کارگاه های آزاد خیلی می تواند زمینه کارآفرینی و کاریابی را برای بچه ها فراهم تر کند. به خصوص در زمینه ی آی تی(طراحی سایت، گرافیک کامپیوتری، انیمیشن و …)، نویسندگی( خبرنگاری، داستان نویسی و…)، طراحی و فعالیتهای هنری( تصویر سازی، گرافیک و…).

سوال شماره پنج

کتاب های مفید در زمینه ی تربیت کودک معرفی کنید که خودتان قبولش دارید؟

پاسخ

۱٫ مجموعه ی من دیگر ما. محسن عباسی ولدی
۲. به بچه ها گفتن، از بچه ها شنیدن. آدل فابر. الن مازلیش.
۳. تربیت چه چیز نیست. عبدالعظیم کریمی
۴. تربیت صالم. جین نلسن.
۵. توتوچان. تتسو کوکورویانگی
۶. نقش آزادی در تربیت کودک شهید بهشتی.

سوال شماره شش

معلم بچه هایم (کلاس دوم) به شان گفته که ساعت خواب و انجام تکالیف و کارهای خوبی که روزانه انجام می دهند را برایشان بنویسیم. به نظر شما این کار درست است؟ احساس می کنم بچه هایم به خاطر اینکه معلم شان دعوایشان نکند یا تشویق شان کند، کار هایشان را انجام می دهند. در ضمن اینکه استرس هم دارند.

پاسخ

درباره‌ی این که کار معلم درست است یا نه، درصورتی می‌توانیم نظر بدهیم، که بدانیم هدف او چیست. از نظر تربیتی خوب نیست که کسی به‌خاطر ترس یا اهرم‌هایی مانند جایزه یا تشویق کاری را انجام دهد. اولویت این است که بچه‌ها با انگیره‌های درونی‌شان فعالیت کنند.
راهکار: خوب است درباره‌ی احساسش با او گفت‌وگو کنید و بپرسید که به‌نظر او این کار چه خوبی‌ها و چه بدی‌هایی دارد‌. داده‌هایی را که ازمیان حرف‌های او به‌دست می‌آورید، جمع‌بندی و نتیجه‌گیری کنید.
با استفاده از داستان‌هایی درباره‌ی زمان و ساعت مانند داستان ” پینه‌دوز بداخلاق ” نوشته‌ی اریک کارل، داستان ” خورشید توی آسمان و خورشید توی دل من ” نوشته‌ی مرتضی ‌خسرونژاد یا داستان ” ماجرای احمد و ساعت ” نوشته‌ی فرشته طائرپور می‌توانید فرزندتان را با این موضوع یعنی ساعت و زمان درگیر و او را به آن علاقه‌مند کنید.

سوال شماره هفت

من مربی پیش دبستان هستم. برای کاردستی آیا ابزاری که می دهم، باید بگویم چی درست کنند؟یا راهنمایی بکنم برای کاردستی خاصی؟ مثلا می خواهیم جامدادی درست کنیم، آیا بگوییم چی درست کنند یا نمونه ای ببینند؟ وهمین طور نقاشی ؟ و بچه هایی هستند دوست دارند یک الگو جلویشان باشد و از رویش ببینند و بکشند. آیا درسته؟ و وقتی پافشاری میکنند چه کار کنیم؟

پاسخ

برای کاردستی خیلی متفاوت است. به طور مثال با توجه به اهداف پیش دبستانی می توانید گاهی فقط ابزار را متفاوت کنید و گاهی تم های مختلف(مثل:یک گل یا یک حیوان مورد علاقه یا حتی گاهی یک شخصیتی که خیلی دوست دارید را با چوب بستنی و کاغذ درست کنیم، می خواهیم نمایش اجرا کنیم) را به بچه ها ارائه بدهید.
در ابتدای دوره پیش دبستانی، بهتر است بیشتر به علایق و خلاقیت بچه ها توجه شود و نیازهای بچه ها مثل تقویت ماهیچه های دست یا آشنایی با فصل ها را در قالب علاقه شان ارائه دهیم.
در مثالی که فرمودید اگر روزی قرار بود که جامدادی درست کنید می توانید پیش زمینه ای را توضیح دهید و بگوئید می خواهیم برای وسایلمان یا مدادهایمان یک کیف درست کنیم. اگر به روش خلاقانه است که فقط نخ، سوزن، پارچه یا نمد برش خورده (یا به جای نخ و سوزن چسب ) را در اختیارشان قرار دهید و بگوئید هر فردی الگوی چیزی را که می خواهد ابتدا روی کاغذ بکشد و بعد آن را روی پارچه عملی کند و اگر هم قرار است با روش خاصی پیش بروید، نقشه و شکلش را (اگر دو مدل باشد که کودک قدرت انتخاب داشته باشد، بهتر است) با توضیح به بچه ها ارائه دهید و کار تزئین و اجرا را به خودشان واگذار کنید.
در مورد نقاشی و یا در کل مواردی که کودک برای تقلید از شما یا فرد دیگری پافشاری دارد، توجه به چند نکته ضروری است:
۱)اعتماد به نفس او را تقویت کنید.
۲)همیشه یک قدم از او عقب تر باشید یا خیلی کند روند فعالیتتان را پیش ببرید تا فقط همراه او باشید نه الگوی مستقیم.
۳)کارهایی که از خودتان به کودک ارائه می دهید، زیاد تمام و کمال نباشد. زیرا کودک قدرت ارائه کاری همچون شما را ندارد. پس یا مثل شما تقلید می کند و خلاقیتش را از دست می دهد یا ریسک انجام کاری را ندارد و اعتماد به نفسش کاهش پیدا می کند.
ان شاء الله کودکانی خلاق را تقدیم جامعه کنیم نه کودکانی صرفا مقلد و پیرو.

سوال شماره هشت

دختر من متولد دی ماه است.دو سوال داشتم. لازم است که صبر کنم هفت سال تمام بشود بعد مدرسه برود؟ خیلی هم باهوش است و اینکه جایی که ما زندگی می کنیم مدرسه مناسب نیست، درست است که خودم در خانه به او آموزش بدهم؟

پاسخ

مدرسه رفتن لزوما به این معنا نیست که بچه ها باهوش تر می شوند، فقط با زود فرستادنش باعث می شوید که آموزش مستقیم مانع رشد خلاقیتش بشود و کمتر، زمان کشف کردن و تجربه کردن را داشته باشد، پس زود فرستادنش به مدرسه به صلاح نیست.
اما درباره ی تدریس خودتان در منزل، خب باید ببینید توانایی این کار را دارید که برایش مفیدتر از مدرسه باشید؟ ضمن اینکه بچه ها در دوره ی ابتدایی از کنار همسالان بودن، خیلی از چیزها را یاد می گیرند و رشد اجتماعی و تعاملاتشان در حضور در مدرسه شکل می گیرد و تنها آموزش کتاب درسی و مفاهیم آموزشی نیست. خیلی از دعواها و چالش هایی که در مدرسه برایشان به وجود می آید، مهارت حل مساله شان را بیشتر می کند و خیلی از مواردی که فقط در حضور در یک اجتماع به دست می آید، خب در منزل دیرتر شکل می گیرد.

سوال شماره نه

دخترم۹ ساله است. فقط دوست دارد بازی کند. زمانی که برایش می گذارم تا تمرین انجام بدهد، بی دقتی می کند و غر می زند که نمی دانم باید با آن چه کار کنم؟
مورد دیگر هم اینکه با دو ستانش وهم سن وسالانش جدیدا سر ناسازگاری دارد وهمه چیز را برای خودش می خواهد.حتی همه باید به ایشان توجه کنند. البته این ماجرا از وقتی برادر کوچک به دنیا آمده بیشتر هم شده .

پاسخ

– نیاز بیش از حد به بازی در سن ۹ سالگی، می تواند دلایل متعددی داشته باشد:
نیاز به بازی به طور کلی در تمام سنین، برای انسان وجود دارد. اما مسئله این است که در سنین هفت سالگی به بعد، بازی ها باید بیشتر جنبه هدفمند داشته باشند. ممکن است فرزند شما، در سنین زیر هفت، به میزان مورد نیازش از بازی اشباع نشده باشد. دلیل دیگری که به ذهن نزدیک است، این است که نوع و حجم تکالیف مدرسه ممکن است بیش از توان او باشد.
باید نیاز او به تکالیف مدرسه در قالب علاقه اش به بازی پوشش داده شود. یعنی تکالیف مدرسه اش را به یک سرگرمی برای او تبدیل کنید. مثلا اگر باید امروز ۱۵ تا مسئله ریاضی حل کند، شما هر پنج تا مساله را روی یک کاغذ بنویسید، یعنی ۳تا کاغذ دارید که داخل هرکدام ۵ مساله ریاضی نوشته شده. روی هر کاغذ یک اسم بگذارید مثلا کارت ورود به دنیای آشپزی نازنین زهرا، کارت ورود به شهر عروسک های های نازنین زهرا و کارت ورود به بازی های نازنین زهرا و داداش کوچولو.
به این ترتیب او با انتخاب هر کارت اول باید ۵تا مساله ریاضی داخل آن را حل کند تا بتواند وارد دنیای آشپزی شود. مثلا باهم سالاد، کیک و یا… درست کنید.

سوال شماره ده

من دخترم متولد خرداد ۹۲هست. از همون اول عاشق کتاب بود و با این که نمی توانست بخواند ولی با شوق خاصی کتاب ها را ورق می زد. حدودا ۱سال و نیمه بود و تنها چیزی که واقعا جذبش می کرد و می کند، خواندن کتاب است. آنقدر علاقه داشت بخواند که با پیگیری هایم فهمیدم در ۴سالگی می تواند دوره اشاره برود. بعد روخوانی. الان به حمدالله می تواند قرآن را روان بخواند. کتاب های فارسی را بدون علامت اشاره بخواند. او را مشاوره و استعدادیابی هم بردم. گفتند از معدود بچه هایی هست که این قدر استعداد خوبی دارد. و خیلی از بچه های هم سن بالاتر است. (معلم قرآن شان می گوید که خیلی خوب حواسش جمع است و زود یاد می گیرد)گفتند با اینکه ما هیچ وقت جهشی را توصیه نمی کنیم اما دخترتان می تواند امسال اول را بخواند و سال بعد دوم برود. الان در خانه با معلم خصوصی پیش می رود. و از او راضی هستم. می خواستم نظرتان را بدانم که کار درستی دارم می کنم یا خیر؟

پاسخ

آیا زود فرستادن به مدرسه خوب است؟ آیا جهشی خواندن و یا زودتر سواد یادگرفتن و یا… به بچه ها کمک می کند؟
ریشه ها: یک باور نسبتا اشتباه وجود دارد که ما فکر می کنیم اگر جلوتر از سنشان چیزهایی یاد بگیرند موفق ترند. اما عموما این بچه ها در تعامل با همسالان و محیط پس از مدتی دچار مشکل می شوند و دچار سرخوردگی می شوند.
هوش و استعداد بر اساس نظریه های جدید ابعاد مختلفی دارد، گاهی ما حافظه ی خوب را با هوش اشتباه می گیریم.یا گاهی قدرت محاسبات بالا را به واسطه ی تمرین و مهارت برابر با هوش ریاضی بالا می دانیم. بچه ها ابعاد مختلفی دارند که باید رشد کند. رشد جسمی(به واسطه ی ورزش و تغذیه مناسب)، رشد اجتماعی ( به واسطه ی تعامل با همسالان، تعامل با محیط واقعی محله و شهر)، رشد عاطفی، رشد علمی، رشد معنوی و … . ما با تمرکز بر یک بخش خاص، باعث می شویم بخش عمده ای از نیازهای طبیعی فرزندمان نادیده گرفته شود.
بسیاری مواقع ما با این تمرکزمان و تشویقهایمان، کودکمان را از سنش و اقتضائات سنی اش که همان کودکی کردن است، جدا می کنیم که نتیجه ی آن نشاط پایین، زودرنجی، غرور و بسیاری آفات شخصیتی و اخلاقی دیگر است. آسیب دیگر این نوع برنامه ریزی، بحث عجول شدن بچه است. روند رشد بچه ها باید کند و معقول باشد. یکی از مشکلات نخبگان در سیستم های معمولی این است که نمی تواند صبوری کنند و هم پای دیگران پیش بیایند. همین باعث می شود تنها و منزوی، شوند.
راهکار: بهترین سن برای استعداد سنجی دوره ی دوم ابتدایی(بین ۱۰تا۱۴سال) است، دوره ای که شاکله ی شخصیت بچه ها شکل گرفته، نسبت به توانمندی های خود آگاه شده اند و ظرفیت فعالیت بالایی پیدا کرده اند. تا آن سن باید فرصت بدهیم تا بچه ها زمینه های مختلف را تجربه کنند. از طریق بازی و فعالیت های عملی.
بازی های حرکتی(مهارت های حرکتی را افزایش می دهد و سوخت و ساز بچه ها را تنظیم می کند)، بازی های هیجانی(مهارت های احساسی بچه ها را رشد می دهد و نشاط شان را بالا می برد و بسیاری مواقع اختلالات را هم درمان می کند)، بازی های فکری (مهارت های ذهنی بچه ها را افزایش می دهد)، بازی های نمایشی(نقش پذیری و خلاقیت را رشد می دهد)، بازی های هنری(مثل بازی با رنگ و … که زیبایی شناسی و خلاقیت بچه ها را رشد می دهد و نگاه جزء نگر بچه ها را تقویت می کند)، بازی های آموزشی ( ریاضی و فارسی و علوم و … که دروس را در قالب بازی آموزش می دهد و گاهی بچه به وسیله آن ها آموخته هایش را تمرین می کند. مثل تیزبین حروف و اعداد، کارت حافظه کلمات)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.