تربیت مهدوی در مدرسه یکی از چالشهای شیرین و تأثیرگذار برای هر معلم و مربی است. چطور میتوان مفهوم غیبت و انتظار را به کودک دبستانی منتقل کرد، بدون اینکه پیچیده یا دور از فهم او باشد؟ بچهها بیشتر از آنکه به حرفها گوش دهند، با دیدن و تجربه کردن یاد میگیرند. در این مقاله، به شما نشان میدهیم چگونه با بازی، فعالیتهای هنری و داستانسرایی، امام زمان را بهعنوان دوست مهربان و الگوی منتظر فعال به دانشآموزان معرفی کنید، طوری که این یادگیری هم لذتبخش باشد و هم عمیق و ماندگار.
امام زمان در ذهن کودک دبستانی چگونه شکل میگیرد؟
اصول طلایی معرفی امام زمان(عج) به کودکان دبستانی
- در آموزش مهدویت به کودکان، محبت قبل از معرفت است. کودک قبل از آنکه مفاهیم دینی را بفهمد، آنها را احساس میکند. اگر امام زمان برای او مهربان، دلسوز و دوستداشتنی معرفی شود، زمینه پذیرش عمیقتر آموزهها در سالهای بعد فراهم میشود.
- کودک با مفاهیم انتزاعی ارتباط برقرار نمیکند؛ بنابراین لازم است حضور امام زمان در قالب رفتارهای روزمره مانند کمک به دیگران، راستگویی و مهربانی نشان داده شود تا کودک بفهمد «منتظر بودن» یعنی چگونه زندگی کردن.
- در این جا ایجاد امید به جای اضطراب است. نباید تصویر امام زمان با ترس از جنگ و نابودی پیوند بخورد. کودک باید احساس کند امام زمان نشانه امنیت و آینده روشن است، نه پایان ترسناک دنیا.
- ایشان قهرمان زنده هستند، نه افسانه دور. امام زمان باید بهعنوان الگویی زنده معرفی شود که از کارهای خوب کودکان خوشحال میشود و آنها را میبیند. این تصویر ساده، زمینه شکلگیری رابطه قلبی و پایدار کودک با امام را فراهم میکند.
بایدها و نبایدهای تربیت مهدوی در مدرسه
در این بخش، چهار اصل کاربردی و قابل اجرا برای معلمان و مربیان ارائه میشود که رعایت آنها، تصویر درست و دوستداشتنی از امام زمان(عج) در ذهن کودک میسازد.
بایدها
امام زمان را با «محبت و امنیت» معرفی کنیم:
کودک دبستانی بیش از هر چیز به احساس امنیت نیاز دارد. معرفی امام زمان باید همراه با حس مهربانی، دوستی و مراقبت باشد؛ بهگونهای که کودک احساس کند امام، دوست نزدیک و دلسوز اوست، نه شخصیتی دور و ترسناک. معلم میتواند با جملاتی ساده مانند «امام زمان خیلی دوست دارد بچهها مهربان باشند» یا «هر وقت کار خوبی انجام میدهی، امام زمان خوشحال میشود» این ارتباط عاطفی را بهتدریج در ذهن کودک شکل دهد.
مفاهیم مهدوی را به زندگی روزمره کودک پیوند بزنیم:
برای کودک، مفاهیم غیبی زمانی قابل فهم میشوند که در رفتارهای روزانه خود آنها را تجربه کند. معلم باید نشان دهد انتظار یعنی: کمک به دوستان، راستگویی، مهربانی با ضعیفترها. وقتی این رفتارها با نام امام زمان پیوند بخورد، کودک یاد میگیرد که «منتظر بودن» یک سبک زندگی است، نه فقط یک موضوع در کتاب درسی.
نبایدها
امام زمان را با ترس و تهدید معرفی کنیم
استفاده از جملاتی مانند: «امام زمان ناراحت میشود»، «اگر کار بد کنی تنبیه میشوی» یا تصویرسازیهای ترسناک از آخرالزمان، کودک را دچار اضطراب میکند و رابطه او با امام را به رابطهای پر از نگرانی تبدیل میکند. و نهایتاً انگیزه ی دوستی با امام را از دست میدهد. در تربیت مهدوی، ترس پایدار نمیسازد؛ محبت است که ایمان میآورد.
مفاهیم سنگین و بزرگسالانه به کودک تحمیل کنیم
بحثهایی مانند نشانههای ظهور، تحلیلهای سیاسی یا روایات پیچیده، مناسب ذهن کودک دبستانی نیست. این مطالب نهتنها فهمیده نمیشود، بلکه باعث دلزدگی و بیتوجهی کودک به اصل موضوع میگردد. وظیفه معلم، سادهسازی مفاهیم است؛ به اندازهای که کودک بتواند آنها را زندگی کند، نه اینکه فقط بشنود.
فعالیتهای مربوط به امام زمان
- نامهای به امام مهربان: در این فعالیت، معلم ابتدا چند جمله کوتاه درباره مهربانی امام زمان میگوید و سپس از بچهها میخواهد نامهای کوتاه برای امام خود بنویسند. در این نامه، هر دانشآموز مینویسد که دوست دارد چه کارهای خوبی انجام دهد تا امام زمان خوشحال شود؛ مانند کمک به مادر، مهربانی با دوستان یا مدیریت کلاس. در پایان میتوان چند نامه را با اجازه دانشآموزان در کلاس خواند تا حس مشترک خوبی شکل بگیرد.
- اگر امام زمان امروز در کلاس ما بود: معلم این سؤال را بهصورت یک موقعیت خیالی مطرح میکند و از بچهها میخواهد تصور کنند که امام زمان همین امروز وارد کلاس شده است. سپس گفتگویی گروهی شکل میگیرد و دانشآموزان درباره رفتارهای درست در حضور امام صحبت میکنند؛ مثل مؤدب حرف زدن، کمک به همکلاسیها یا تمیز نگه داشتن کلاس. این گفتوگو به کودک کمک میکند بفهمد انتظار یعنی تغییر رفتار در زندگی واقعی.
- دعا کردن: میتوانیم در ماه تاریخی را مشخص کنیم و در آن تاریخ تعدادی صلوات بفرستیم و آن را به امام زمان هدیه کنیم. دلیلش را اینطور به بچه ها توضیح دهیم که برای سلامتی و تعجیل در ظهور ایشان است. این موضوع یک حس انتظار در بچه ها ایجاد میکند.
- به یاد ماندنی کردن روز نیمه شعبان: کاری که در مدرسه چمران انجام میشود این است که در روز نیمه شعبان، کلاسها غرفه به غرفه میشوند و در هر غرفه فعالیت خاصی انجام میشود. مثلاً یک غرفه مربوط به بازی هیجانی است. غرفۀ دیگر مربوط به فعالیتهای دستورزی، بازی فکری و… . حتی در پایه های بالاتر بچهها خوراکیهای خوشمزهای که خودشان پختهاند را به فروش میگذارند. با این کار، بچه ها تا سال بعد منتظر این روز میمانند.
- دعای فرج: خواندن دعای فرج در صبحگاه یا کلاس، حس انتظار را ناخودآگاه به بچه ها منتقل میکند.
فعالیتهای هنری و کاردستی
- نقاشی با عنوان «دنیا بدون ظلم با حضور امام زمان» است. معلم از دانشآموزان میخواهد دنیایی را نقاشی کنند که در آن هیچکس به دیگری ظلم نمیکند و همه با هم مهربان هستند. سپس میتواند از چند کودک بخواهد درباره نقاشی خود توضیح دهند. این گفتوگو کمک میکند کودک تصویر روشنی از عدالت و مهربانی در ذهن خود بسازد، بدون آنکه وارد بحثهای سنگین شود.
- ساخت دفترچهای کوچک با عنوان «دوست دارم این کارها را برای امامم انجام دهم» است. هر دانشآموز یک دفترچه ساده درست میکند و در آن، کارهای خوبی را که دوست دارد در طول هفته انجام دهد مینویسد یا نقاشی میکند؛ مانند کمک به پدر و مادر، احترام به معلم یا مهربانی با همکلاسیها. معلم میتواند هر هفته زمانی کوتاه را به مرور این دفترچهها اختصاص دهد تا پیوند رفتارهای خوب با نام امام زمان تقویت شود.
- قصهسازی گروهی درباره کودکانی است که منتظر واقعیاند. معلم داستانی کوتاه را شروع میکند و بعد هر دانشآموز یک جمله به آن اضافه میکند تا داستان کامل شود. موضوع داستان رفتارهای خوب کودکانی است که میخواهند دل امام زمان را شاد کنند. این فعالیت هم حس مشارکت را بالا میبرد و هم مفهوم انتظار را به زبان ساده و کودکانه در ذهن دانشآموزان ماندگار میکند.
- تزیین کلاس: از بچهها میخواهیم با مشارکت همدیگر، کلاس را با ریسهها و بادکنکهای رنگی، تزیین کنند. یا پرچمهای یا مهدی را از راهروهای کلاس آویزان کنند. این کاربه بچهها انگیزه و عزت نفس میبخشد.
مربی مهدوی چه ویژگی دارد؟
معلم ها و مربی ها پیش از آنکه درباره امام زمان سخن بگوید، او را در رفتار و سبک زندگی خود نشان میدهد. کودک بیش از حرفها، نگاه و عمل معلم را میبیند و از همان الگو میگیرد.
- ارتباط قلبی با امام زمان دارد. او در حرفهای روزمرهاش نام امام را با احترام و محبت به زبان میآورد و در موقعیتهای مختلف یاد امام را زنده میکند. این حضور آرام و طبیعی باعث میشود کودک احساس کند امام زمان بخشی واقعی از زندگی است، نه فقط موضوع یک درس.
- خودش منتظرِ عمل است نه منتظرِ حرف. وقتی معلم در رفتار خود عدالت، مهربانی، نظم و صداقت را رعایت میکند، در واقع مفهوم انتظار را زندگی میکند. کودک با دیدن این رفتارها میآموزد که منتظر واقعی کسی است که خوب زندگی میکند، نه کسی که فقط درباره خوبیها صحبت میکند.
- به کودکان امید میدهد نه ترس. او به جای تأکید بر اضطراب و نگرانی از آینده، از دنیای قشنگتری صحبت میکند که با کارهای خوب ساخته میشود. این نگاه امیدوارانه، کودک را به یک «منتظر فعال» تبدیل میکند که با اشتیاق در مسیر خوبیها قدم برمیدارد.
نتیجه گیری
تربیت مهدوی در دوره دبستان، بیش از هر چیز نیازمند مهر و محبت، الگو بودن و خلاقیت است. کودکان با دیدن رفتار مربی و با تجربه کردن فعالیتهای عملی، بازی و هنر، امام زمان را نه بهعنوان یک شخصیت دور و انتزاعی، بلکه بهعنوان یک دوست مهربان و الهامبخش در زندگی خود میشناسند. معرفی امام زمان به زبان ساده، پیوند دادن مفاهیم با زندگی روزمره کودک و ایجاد فرصتهای تجربه و مشارکت، کودک را به یک «منتظر فعال» تبدیل میکند؛ کسی که انتظار را زندگی میکند و رفتارهای خوبش را بخشی از مسیر آماده شدن برای ظهور میداند. مربیان و والدین با آگاهی و خلاقیت میتوانند این مسیر را برای کودک روشن کنند و نه تنها آموزش بدهند، بلکه ایمان و امید را در دل او پرورش دهند.






