یک داستان خوشمزه ی چمرانی؛ همسایه ی جدید

حل مساله یکی از توانایی هایی است که باید اجازه دهیم کودکان آن را یاد بگیرند تا بتوانند در مواجهه با همسالان، خودشان مشکلاتشان را حل کنند. 

این داستان، یکی از نمونه های حل مساله است که حیوانان با صحبت با یکدیگر به راحتی مساله شان را حل می کنند.

این داستان برای کودکان بالای چهار سال مناسب است.

یکی بود یکی نبود.

بهار داشت کم کم از راه می رسید.
هر پرنده ای دنبال جای مناسبی می گشت تا بتواند لانه خوبی برای خودش درست کند.
طوطی بال هایش را باز کرد. از این شاخه به آن شاخه، از این درخت به آن درخت پرید. چشمهایش را تیز کرده بود و خوب دقت می کرد تا درخت مناسب و شاخه محکمی را برای لانه اش پیدا کند. بالاخره از میان درختان، یک درختی را انتخاب کرد که شاخه خوبی برای لانه کردن داشت. بعد رفت تا چوب های کوچک برای ساخت خانه جمع کند. وقتی برگشت تا چوبهایی که جمع کرده روی آن شاخه محکم بگذارد، دید گنجشک چوب آورده و دارد روی همان شاخه لانه می سازد.

طوطی اول کمی ناراحت شد ولی او گنجشک را خیلی دوست داشت.
جلو رفت و گفت: گنجشک سلام این چوب ها را برای لانه ات استفاده کن. امیدوارم لانه خوبی شود و بچه هایت به سلامت در این خانه از تخم درآیند.

گنجشک از کمک طوطی خیلی خوشحال شد.
طوطی پر زد و رفت روی درخت دیگری نشست تا خستگی در کند.
زنبور که از آنجا میگذشت، طوطی را دید. جلو رفت و سلام کرد.
گفت: طوطی چرا ناراحتی؟!
طوطی گفت: کمی خسته ام. از صبح به دنبال یک درخت برای لانه ام بودم ولی آنجا که انتخاب کردم را گنجشک لانه ساخت.
زنبور خندید و گفت: چه عالی! حالا همسایه هم داری تو هم برو روی همان شاخه لانه کن تا در کنار گنجشک باشی.

طوطی از پیشنهاد زنبور خوشش آمد. پیش گنجشک رفت گفت: خانم گنجشکه! همسایه نمی خواهی؟
گنجشک گفت: البته که می خواهم. گنجشک و طوطی به کمک هم لانه مناسبی برای طوطی روی همان شاخه محکم ساختند.

همسایه ها هر کدام در خانه ی خود نشستند و به یکدیگر نگاه کردند و خوشحال و راضی بودند.

بخوانید  قصه گویی برای کودکان
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.