وسواس نوجوان

مشاور: احمدرضا اعلایی

پرسش:

من مادر سه فرزند هستم که یکی پسر وآن دوتا دخترند
پسرم 13 سالش هست,چند مساله ذهن من را نسبت به او درگیر کرده می دونم این سن, سن بلوغ وحساس هست خدا راشکر اکنون که اهل نماز هست اما رعایت ادب نسبت به من وگاهی پدرش رعایت نمی کنه ولی با من تنش بیشتری دارد
با خواهرهای کوچکش هم سر ناسازگاری دارد
سرمن داد می زند و من از این رفتارش خیلی ناراحت می شوم پدرش هم بهش تذکر می دهد ولی فایده ای ندارد یکی دوبار تا دو روز باهاش سر سنگین بودم اما اصلا به روی خودش نیاورد وعذر خواهی هم نمی کنه چون فکر می کنه کارش درسته
نکته دیگه اینکه کمی وسواس و حساس نسبت به وسایلش
زیاد دستهایش را می شوید ,برایش لباس گرم خریده بودیم اما متوحه شدیم صبح که می خواد برود مدرسه نمی پوشدش علت را که پرسیدم گفت آخه تو مدرسه که تمیز نیست وبالاخره با اصرار پدرش لباس را برای مدرسه پوشید

توصیف:

رابطه ی نوجوان با پدر و مادر مناسب نیست و احترام لازم را رعایت نمی کند.پسر 13 ساله شما رفتارهای وسواس گونه دارد. مثل شستن مکرر دست، حساسیت به تمیزی محیط و …

ریشه:

1.بخشی از رفتار نوجوان شما طبیعیست. حس استقلال طلبی افراطی منجر به نوعی لجبازی و یکدندگی در رفتارهای نوجوان می شود. تا حدی که برای به کرسی نشاندن حرفش و یا اثبات خودش به پدر و مادرش بی احترامی می کند.صدایش را بلند می کند.و گاها الفاظ نامناسبی هم به کار می برد.
2.امر و نهی و سرزنش زیاد پدر و به خصوص مادر نوجوان را بیش از پیش لجباز می کند.
3.ثانیا عدم توجه والدین به استقلال فرزندشان و سن وی. پدر و مادر هنوز او را بچه می بینند و برایش تصمیم می گیرند. سلیقه هایش را نادیده می گیرند و دائما با او مثل یک بچه برخورد می کنند.
4.نداشتن ارتباط خوب و صمیمانه به خصوص با پدر، که در طول زمان باید به وجود می‌آمد منجر به این رفتارها می‌شود.
5.اصولا در مورد وسواس، یکی از والدین و یا هر دو زمینه هایی دارند که در اکثر مواقع نسبت به آن چندان خودآگاه نیستند. ضمن اینکه مدل زندگی امروز ما و نحوه ی آموزش بهداشت و احکاممان هم وسواس زاست.
6. تذکرهای زیاد و جزئی نگری والدین و در بسیاری آرمانگرایی منجر به چنین نتایجی می شود.
7. نداشتن ارتباط مثبت و خوب با والدین ناآرامی را در بچه‌ها به وجود می آورد و سپس زمینه وسواس را ایجاد می‌کند.

بخوانید  سوال 666

راهکارها:

1.در وهله اول باید باور کنید که او بزرگ شده است و می‌تواند بخشی از تصمیمات خاص را خودش بگیرد.

2.امر و نهی، نصیحت و سرزنش را کنار بگذارید. در شکست ها و نارحتی ها شنونده ی خوب بودن بیشتر به او کمک می کند. وقتی پیش شما می آید از شکستها و ناراحتی هایش می گوید، خودش فهمیده که اشتباه کرده.نمک روی زخمش نپاشید.

3.پدرش زمانی برای صحبت با وی بگذارد. در مورد علاقه هایش صحبت کند. در مورد ناراحتی هایش. آرزوهایش. پدر هم در مورد تجربه ها و علاقه ها و آرزوهای خودش صحبت کند.

4.در مورد برنامه های مهم زندگی مثل سفر، تفریح و… با او مشورت کنید.
برخی مسئولیت های مهم خانه را به او بسپارید. خرید، برگزاری روضه ی خانگی، نگه داری گیاهان و حیوانات خانگی مثل جوجه و پرنده.

5.پول تو جیبی هفتگی مقرر فرمایید.
از طرف دیگر برای آخر هفته ها و تعطیلات وی به گونه ای برنامه ریزی کنید که سر کاری برود و یا در خانه کاری انجام دهد که درآمد اندکی داشته باشد.نجاری، درست کردن اشیا تزئنی با گل سفال و وسایل بازیافتی و…

6.تشویق و تایید کارهای مثبتش را حتما انجام بدهید و کارهای منفیش را تا حد امکان نادیده بگیرید و اشتباهات بزرگش را به نرمی و در فضایی دوستانه به او توضیح بدهید.

7.والدی که زمینه های وسواس را دارد، باید حساسیت هایش را کشف کند و کم کند.

8.بالا بردن هیجان و داشتن برنامه های این چنینی کمک زیادی می کند. مثلا فوتبال، شهر بازی، ورزشهای رزمی، دوچرخه سواری و …

بخوانید  سوال 410

9.ارتباط با طبیعت بسیار کمک کننده است. کوه، دریا، حتی آوردن گل و گیاه و حیوان به خانه و رسیدگی به آنها. استخر.

10.کارگاه شکستن قالبهای ذهنی به خوبی شما را با این مساله آشنا می کند و روش از بین بردن حساسیتهایتان را آموزش می دهد.

11.در نهایت روابط اجتماعی باز(یعنی غیر از مدرسه و جمع های گزینش شده ی خودتان در فامیل و دوستان) نیز کمک می کند پسر شما و خود شما با انواع آدم ها و سلیقه ها رفت و آمد داشته باشید و آرام آرام حساسیت هایتان کم شود.

12.به صورت مستمر انفاق کنید و نذری دهید و فرزندتان را در این روند همراه کنید.

13.سعی کنید حتما ارتباط بهتری با فرزندتان برقرار کنید به خصوص پدرشان. مثلا پدر با پسر برنامه‌های تفریحی بریزند.