ناسزا گویی

مشاور: زهرا مهدیان

پرسش:

من دو فرزند ۴ ساله و ۲.۵ دارم پسرم که کوچکتر است بعضی مواقع فحش میدهد و این موضوع ما را ناراحت میکند ، ما بی توحهی کردیم به این موضوع ولی اون عادت کرده حتی وقتی از چیزی میترسد یا با خواهرش دعوا میکند گریه میکند و فحش میدهد لطفا ما رو راهنمایی کنید

توصیف:

فرزند کوچکتر شما در مواقع نیاز یا عصبانیت از کلمات نامناسب استفاده می‌کند. لازم به ذکر است واکنش شما تا الان تغافل بوده است. اما همچنان این قضیه ادامه دارد.

ریشه:

1.فحش دادن نوعی جلب توجه برای کودکان به حساب می آید.کودک متوجه تفاوت فحش با سایر کلمات می شود و برای ابراز خشم و گاها جلب توجه از آن استفاده می کند.
2. حساسیت نشان دادن چه با چهره و چه با کلام باعث آگاه شدن کودک و تثبیت این قضیه می‌شود.
3. ارتباط زیاد با کسی یا چیزی(مثلا رسانه، موبایل، …) که این نوع گفتارها را به کار می‌برد باعث الگوگیری کودک شما می‌شود.
4. اکثر نیازهای کودکان زیر4 سال، نیازهای واقعی و ضروری هستند. منتظر ماندن زیاد برای برآوردن خواسته هایشان موجب خشم آنها می‌شود.

راهکارها:

1.سعی کنید ارتباط با کسی یا چیزی را که اینگونه گفتار را به کار می‌گیرد،کاهش دهید و برای آن جایگزین قائل شوید.
اگر این الگوگیری از جانب تلویزیون است با جایگزین جذاب تر او را از فضا دور کنید.
توجه داشته باشید حذف مستقیم تلویزیون باعث ترغیب بیشتر کودک به آن می‌شود.

2.باز هم نسبت به فحش دادن او بی تفاوت باشید. دوره ای دارد که باید از آن عبور کند. هیچ گونه حساسیتی نشان ندهید. نه کلامی و نه با حالات چهره.

بخوانید  سوال 435

3.موقعی که فحش می دهد سعی کنید حواس او را سریعا پرت کنید. مثلا بیا بریم یه خوراکی خوشمزه داریم. بیا میخوایم دنبال بازی کنیم. البته مراقب باشید کودک را در این موقعیت شرطی نکنید.

4.به هر دو فرزندتان روزانه محبت کنید و در آغوش بگیرید. آنها را ببوسید و بگویید چقدر دوستشان دارید.
مثلا: عزیزم تو اولین بچه ما هستی و ما خیلی خوشحالیم که توروداریم.
یا پسرم تو تنها داداش این خونه هستی بدون تو آبجی خیلی تنها بود اما از وقتی تو اومدی دیگه تنها نیست و حوصلش سر نمیره.

5.سعی کنید حتی الامکان درخواست های فرزندتان را زود اجابت کنید و او را زیاد منتظر نگذارید.

6.زمانی که میترسد یا موقعیت هیجانی دارد او را در آغوش بگیرید و نوازشش کنید. بهتر است در آن زمان با او همدلی کنید. مثلا: فک کنم ترسیدی؟ بیا بغلم. از چیش ترسیدی؟ من کنارتم نترس آروم باش.