پرسش و پاسخ هایی در رابطه با آزادی کودکان

ما معتقدیم کودک باید در هفت سال اول زندگی، آزاد باشد. این آزادی فقط دو خط قرمز دارد، آن هم کار خطرناک و کار زشت برای کودک است.

در عمل، آزاد گذاشتن کودک ممکن است با سختی هایی رو به رو باشد. اما اگر آثاری که آزادی در تربیت کودک می گذارد را در نظر بگیرید، این سختی شیرین خواهد شد.

در مطلب زیر، سعی کردیم با ارائه ده پرسش و پاسخ در رابطه با آزادی کودکان و حد و مرزهایش، شما را با این مسئله ی تربتی آشنا کنیم.

سوال شماره یک

دختر من تازه دو سالش تمام شده، مدتی است که برای هر چیز کوچک و بزرگی گریه می کند. ما سعی کردیم که گریه، ابزاری برای رسیدن به خواسته هایش نشود. ضمن اینکه فرزندم از توجه کافی ما برخوردار است و به نظر خودم، آزادی های زیادی هم به او دادم. اما باز هم با کوچکترین مخالفت یا پاسخ نه، گریه می کند. می خواستم ببینم علت این رفتار چیست و بهترین واکنش چیست؟

پاسخ

خیلی خوب است که آزادی های مورد نیاز این سن را برای او لحاظ می کنید. فقط مورد سوال شما کاملا مشخص نیست که دقیقا چه مخالفت هایی با او در چه زمینه هایی انجام می دهید که او گریه میکند، چون فرزند شما هنوز خیلی سن پایینی دارد. خیلی از مخالفت ها برای او قابل هضم نیست و توان تشخیص آن را ندارد؛ مثلا اینکه برای مهمانی رفتن باید لباس خاصی بپوشد یا وقتی همه خوابند، نباید سر و صدا کند یا …تا حد امکان از مخالفتهایی که قابل درک برای او نیست خودداری کنید و هر چقدر شما در زمینه های بیشتری با او همراه شوید، او فرمان پذیری بیشتری در مسائل خاص از شما خواهد داشت.

سوال شماره دو

پسر من ۲٫۵ ساله است. من از همان ابتدا، در کنار همه اسباب بازی ها، برایش کتاب هم می خریدم، از کتاب پارچه ای و پلاستیکی گرفته تا کتابهای مقوایی کلفت. از حدود یک سال و نیمگی برایش کتاب عادی کاغذی هم خریدم. مشکلی هم نداشتم و عاشق این بود که برایش کتاب بخوانم. تا اینکه حدود دوماه پیش، یک روز همه ی کتاب های کاغذی اش را پاره کرد. منم همه را در یک پلاستیک جمع کردم و گفتم: “کتابات ناراحت شدن. درد شان گرفته، بعد از چند روز سراغ یکی شان گرفت، منم آن را آوردم. با هم کتاب را چسباندیم،ولی باز همان روز یا فردایش بود که باز هم پاره اش کرد!
خلاصه الان کلا کتابی را دم دستش نمی گذارم، یکی دوتا البته دم دستش است و چند کتاب مقوایی که به این سادگی پاره نمی شود. ولی دیگر حتی جرات ندارم کتاب جدید برایش بخرم. حتی چند روز پیش یک کتاب جدید به او داد. گفت: می خوام پاره ش کنم. گفتم: نه، مامان کار خوبی نیست. و کتاب را برداشتم. الان باز دم دستش است و هنوز پاره نکرده. البته من چند بارم وقتی می خواست پاره کند، کتاب را برداشتم و گفتم: نه، کتاب ها ناراحت می شند و درد شان می آید. بعد برایش روزنامه آوردم با هم مچاله و پاره کردیم. الان سوالم این است که باید چه عکس العملی نشان بدهم وقتی کتابش را پاره می کند؟ کتاب جدید به او بدم؟ کتاب های قبلی که چسباندم را باز بدهم یا ممکن است با دیدن پارگی ها باز هوس کند و پاره شان کند؟

پاسخ

دغدغه مندی شما در رابطه با کتاب بسیار خوب است اما پاره کردن کتاب یکی از بازی هایی است که می توان با کتاب انجام داد و خود عاملی است که کودک در آینده به کتاب علاقه مند شود. واکنش و دعوا کردن فقط باعث می شود کودک از کتاب دوری کند و دیگر علاقه ای به آن نداشته باشد.
از طرفی دیگر اگر این میل به پاره کردن در سن مناسب است یعنی دو و سه سالگی به خوبی پاسخ داده شود، دیگر وجود پیدا نخواهد کرد. شما می توانید همان کتاب های قدیمی را در اختیارش بگذارید، و اگر پاره کرد، واکنشی نشان ندهید. بعد ها با کمک هم آن ها را درست کنید. یا مجلات کودک قدیمی تر را می توان با قیمت مناسب تر خریداری و در اختیار کودک قرار داد. قطعا صبوری شما در این برهه زمانی، ثمرات بسیار خوبی در آینده ی فرزندتان خواهد داشت.

سوال شماره سه

گاهی خواسته کودک از نظر کلی غیرمنطقی نیست اما با توجه به موقعیت فعلی والدین، برایشان انجام آن کار خیلی سخت است. مثلا خودم یک بار بچه ها را پارک بردم. چون هوا خیلی گرم بود، وقتی از پارک برگشتیم، خیلی خسته بودم ولی دختر سه ساله ام تازه دوست داشت داخل روشویی آب بازی کند.
در شرایط عادی، من معمولا شرایط را برای خواسته هایش فراهم می کنم اما آن لحظه اصلا این کار در توانم نبود. در چنین شرایطی چه باید کرد که هم کودک راضی بشود و هم ما از پسش بربیایم؟
یا مثلا زمانی که کودک با آب پاش می خواهد روی قالی آب بازی کند و شرایط دیگری را هم مثل بازی داخل حمام یا حیاط را قبول نمی کند.

پاسخ

این موارد یک مقدار، نیاز به خلاقیت در لحظه دارد که ما به آن روش جایگزینی می گویم، مثلا در این مورد خاص، خوب است که بچه را با یک تشت آب روی نایلون متری کنار خودمان سرگرم کنیم، یا بازی دیگری که خیلی دوست دارد را به عنوان جایگزین پیشنهاد بدید.
کلا در این موارد، مقاومت روی خواسته ی بچه ها اصلا کار درستی نیست و اوضاع رو متشنج تر می کند.
در این موارد خودتان با آب پاش شروع به پاشیدن آب مثلا روی نایلون کنید که صدای خوبی هم داره و او را به سمت بازی تشویق کنید، کلا اینکه شما شروع کننده ی بازی باشید، خیلی شرایط را برای تغییر بازی فراهم می کنید.

سوال شماره چهار

معمولا در روانشناسی و مشاوره ها از چیزی به عنوان قاطعیت در برخورد با خواسته های نامعقول کودک صحبت می شود. حالا سوال این است که جایگاه قاطعیت در رفتار با کودک زیر هفت سال کجاست؟ چه برخوردهایی از کودک، نامعقول محسوب می شوند و باید با آنها برخورد قاطع داشت و زیر بار آنها نرفت؟ مثلا دختر من، یک پتو دارد که خیلی دوستش دارد و حتی در مهمانی، هم دوست دارد، آن را با خودش بیارد یا مثلا به خانه می رود. خانه همسایه و سر ظهر هم حاضر به برگشتن نیست و با جیغ و گریه برمی گردد. حالا رفتار من با این بچه سه ساله چطور باید باشد؟

پاسخ

محدود کردن آزادی کودک آن هم برای زیر هفت سال، فقط در دو مورد می گنجد. ۱. کار خطرناک ۲. کار زشت. آن هم برای کودک نه کارهای زشتی که برای یک فرد بزرگسال تعریف می شود. که البته این محدود کردن هم باید با شیوه های خودش باشد نه خشونت. در رابطه با دو مثالی که مطرح کردین:
همراه بردن پتو به جاهای مختلف برای کودک سه ساله نامعقول نیست. حساسیت به خرج ندهید، بگذارید مدتی آن را هرجایی می خواهد ببرد. کم کم این عادت از سرش خواهد افتاد. معمولا کودک در این سن به یک شی، لباس یا اسباب بازی وابستگی پیدا می کند که با عدم حساسیت از سوی بزرگتر ها، از بین خواهد رفت.
در رابطه با مثال دوم، شما باید بازی هایی که برای کودک جذابیت دارد را شناسایی کنید. بعد از اتمام زمان ماندنش در خانه ی همسایه، بدون تذکر کلامی مبنی بر ترک آنجا، فقط به کودک تان پیشنهاد بازی دهید.
مثلا اگر آب بازی دوست دارد، بگویید که “بدو می خوایم بریم آب بازی”. یا “من تا ده میشمرم ببینم به سفره ی ناهار میرسی یا نه”. و یا مثال هایی مانند این.

سوال شماره پنج

در مورد آزادی بچه ها در هفت سال اول، در منزل و در کلاس پیش دبستان باید چطور باشد؟ پس نقش تربیت کجاست و در مقابل رفتار های پر خاشگرانه کودکان چه کنیم؟ لطفا کار بردی راهنمایی بفرمایید؟

پاسخ

آزادی به معنایی رهایی نیست، بچه ها در انتخاب بازی و فعالیت آزاد است یعنی او را نباید به اجبار مجبور به کار به خصوص فعالیتهای با تمرکزی که نیاز به آموزش مستقیم دارند کرد. چون این سن، سن کشف و شهود است ولی مداخله در فعالیت بچه ها و پیشنهاد دادن و صحبت کردن و در دعوا ها و درگیری های بچه ها غیر مستقیم ورود کردن و استفاده از روش تغافل از جمله کارهایی است که یک مربی فعال باید کنار بچه ها انجام دهد.
این سوال هم خیلی کلی است باید موقعیت مختلف توصیف شود تا بتوان کاربردی تر راهنمایی کرد

سوال شماره شش

دختر خواهرم نزدیک به سه سالش است و بسیار شخصیت مستقل و خود اتکایی دارد. اتفاقا مادرش هم خیلی به موقع به او آزادی می دهد. به دلش راه می آید. مثلا پا برهنه دلش می خواهد یک جاهایی راه برود و مادرش اجازه می دهد و البته به موقع هم جدیت لازم را دارد. با بچه وقتش را می گذراند و با او خیلی هم بازی می کند. اما او‌ شخصیت بسیار یک دنده ای دارد و سرحرفش عجیب و غریب می ایستد. مثلا تا حدی که دلش‌ می خواهد بدون‌ شلوار بیرون برود یا اینکه پنبه ریزش‌ را درآورد. آیا پیشنهادی در این رابطه دارید؟ این را هم اضافه کنم. گاهی تا حدود یک هفته تا ۱۰روز می کشد. ولی به هیچ وجه اجازه نمی دهد، حمامش کنند. حتی به همراه بازی وخوراکی هم نمی پذیرد.

پاسخ

خیلی از ما تصور می کنیم داریم به بچه ها آزادی می دهیم، به دل شان راه می آییم و خیلی مفاهیم مشابه دیگر. ولی باید ببینیم آیا واقعا آزادی می دهیم؟ اگر برای بچه ای خیلی زیاد، اسباب بازی بخریم چون دوست دارد، آیا این نشانه آزادی دادن است یا اینکه بچه را درگیر زیاده خواهی های بزرگسالانه کردیم و بچه تنوع طلب شده و ماهم اتفاقا دوست داریم. دایره امکاناتش را از جمله اسباب بازی، لباس و … اضافه و گسترده کنیم. این مهم است که الان بچه واقعا نیازش چیست و چقدر نیاز کاذب برایش ایجاد کردیم.
برای همین بچه ای که فرمودید، چقدر وسایل دست ورزی در اختیارش هست؟ چیزهایی مثل گل، خمیر رنگی، نمک رنگی، رنگ انگشتی، رول کاغذ و … و چقدر این وسایل مستمر در دسترسش قرار می گیرد؟
نیاز بچه های این سنی، بازی است. فقط و فقط بازی. بازی هایی که دوست دارند و از آن لذت میبرند و به رشدشان هم کمک می کند. باید ببینیم در هفته، چند بار این کودک ۳ ساله با آب و خاک و … سر و کار دارد.
و نکته مهم همین جایی است که فرمودین. جاهایی که لازم است جدیت را هم دارند. ما فکر می کنیم لازم است. ولی آیا بچه به این حدیت در ۳ سالگی احتیاج دارد؟ اصلا این جدیت کجاها بروز پیدا می کند. برای اینکه ببینیم چقدر آزادی می دهیم و در مقابلش چقدر تذکر، باید رفتارهایمان را در طول روز، مشاهده و ثبت کنیم.
اصولا ما این تذکر ها را روزی چند بار به هر بچه ای می دهیم:
“بپا نیفتی، دستت رو بشور بعد غذا بخور، صبر کن خوب بشورمت بعد برو بیرون، دستشویی رو کثیف کردی، مسواک بزن، درست غذا بخور، نپر، ندو، نزن و …”
این ها فقط گوشه ای از چیزهایی است که ما به بچه ها می گوییم. و این یعنی در طول روز تمام صحبت مان بر مبنای تذکر دادن است.
بچه ای که لجبازی اش زیاد است، قطعا زیاد بکن نکن می شود. و یک نمود لجبازی اش مقاومت در حمام رفتن است. معمولا این بچه ها والدین مقاوم و سرسختی هم دارند. یعنی خود آنها هم راحت حرف قبول نمی کنند و به اصطلاح برای هر چیزی می جنگند.
سرسختی پدر و مادر که کمتر بشود، خود بچه هم نرم می شود. باید با بچه ها بچگی کرد و از تذکرها کم کرد تا به مرور لجبازی اش کمتر بشود.

 

پرسش و پاسخ هایی در رابطه با لجبازی کودک

لجبازی کودکان می تواند علت های متفاوتی داشته باشد اما یکی از علل شایع امر و نهی های زیاد والدین است. وقتی کودک در روز صدها بار جملات دستوری می شنود، این امر و نهی ها تاثیر خود را از دست می دهد و کودک برای رسیدن به خواسته هایش، لجبازی می کند.

در مطلب زیر، سعی کردیم با ارائه ی نمونه هایی از پرسش و پاسخ، راهنمایی برای مسائل حوزه ی لجبازی کودکان باشیم.

 


سوال شماره یک

من دختر ۳ساله ای دارم که خیلی لجباز است و حرف گوش نمی کند. جیغ می زند. هر چقدر باهاش صحبت می کنم، درست نمی شود. آخر مجبور می شوم دعوایش کنم یا دست رویش بلند کنم تا آرام شود. به نظر شما باید چیکار کرد؟

پاسخ

اکثر نیازهای بچه های زیر ۷ سال؛ طبیعی است و باید پاسخ داده بشود. تقریبا از هر ۱۰ تا درخواست ۸ تایش باید راحت داده بشود. یکی اش سخت داده بشود و یکی اش پاسخ داده نشود.
ما نیازهای بچه ها را اصولا یا پاسخ نمی دهیم یا دیر پاسخ می دهیم. و مسئله دیگر اینکه نیازها را درست تشخیص نمی دهیم. اصل نیاز بچه ها احتیاج به توجه؛ دیده شدن و البته بازی کردن هست و ما اصولا در این موارد زمان لازم را نمی گذاریم و در ازا آن وقت زیادی را برای مرتب کردن خانه؛ پخت و پز و لباسهای بچه ها می گذاریم و البته موبایل و تلویزیون درصد زیادی از تمرکز خانواده ها را گرفته و آنها را مشغول خودش کرده است. نتیجه تمام عوامل بالا باعث می شود بچه ها لجباز بشوند؛ نق بزنند و بچه های خوشحالی به معنای واقعی کلمه نباشند. حساسیت های بالای خانواده ها سر غذا؛ لباس و نظافت بچه ها و … باعث می شود، ما تنش زیادی را بین خودمان و بچه ها ببینیم و نتوانیم با آنها کنار بیاییم.

سوال شماره دو

دختر خواهرم نزدیک به سه سالش است و بسیار شخصیت مستقل و خود اتکایی دارد. اتفاقا مادرش هم خیلی به موقع به او آزادی می دهد. به دلش راه می آید. مثلا پا برهنه دلش می خواهد یک جاهایی راه برود و مادرش اجازه می دهد و البته به موقع هم جدیت لازم را دارد. با بچه وقتش را می گذراند و با او خیلی هم بازی می کند. اما او‌ شخصیت بسیار یک دنده ای دارد و سرحرفش عجیب و غریب می ایستد. مثلا تا حدی که دلش‌ می خواهد بدون‌ شلوار بیرون برود یا اینکه پنبه ریزش‌ را درآورد. آیا پیشنهادی در این رابطه دارید؟ این را هم اضافه کنم. گاهی تا حدود یک هفته تا ۱۰روز می کشد. ولی به هیچ وجه اجازه نمی دهد، حمامش کنند. حتی به همراه بازی وخوراکی هم نمی پذیرد.

پاسخ

خیلی از ما تصور می کنیم داریم به بچه ها آزادی می دهیم، به دل شان راه می آییم و خیلی مفاهیم مشابه دیگر. ولی باید ببینیم آیا واقعا آزادی می دهیم؟ اگر برای بچه ای خیلی زیاد، اسباب بازی بخریم چون دوست دارد، آیا این نشانه آزادی دادن است یا اینکه بچه را درگیر زیاده خواهی های بزرگسالانه کردیم و بچه تنوع طلب شده و ماهم اتفاقا دوست داریم. دایره امکاناتش را از جمله اسباب بازی، لباس و … اضافه و گسترده کنیم. این مهم است که الان بچه واقعا نیازش چیست و چقدر نیاز کاذب برایش ایجاد کردیم.
برای همین بچه ای که فرمودید، چقدر وسایل دست ورزی در اختیارش هست؟ چیزهایی مثل گل، خمیر رنگی، نمک رنگی، رنگ انگشتی، رول کاغذ و … و چقدر این وسایل مستمر در دسترسش قرار می گیرد؟
نیاز بچه های این سنی، بازی است. فقط و فقط بازی. بازی هایی که دوست دارند و از آن لذت میبرند و به رشدشان هم کمک می کند. باید ببینیم در هفته، چند بار این کودک ۳ ساله با آب و خاک و … سر و کار دارد.
و نکته مهم همین جایی است که فرمودین. جاهایی که لازم است جدیت را هم دارند. ما فکر می کنیم لازم است. ولی آیا بچه به این حدیت در ۳ سالگی احتیاج دارد؟ اصلا این جدیت کجاها بروز پیدا می کند. برای اینکه ببینیم چقدر آزادی می دهیم و در مقابلش چقدر تذکر، باید رفتارهایمان را در طول روز، مشاهده و ثبت کنیم.
اصولا ما این تذکر ها را روزی چند بار به هر بچه ای می دهیم:
“بپا نیفتی، دستت رو بشور بعد غذا بخور، صبر کن خوب بشورمت بعد برو بیرون، دستشویی رو کثیف کردی، مسواک بزن، درست غذا بخور، نپر، ندو، نزن و …”
این ها فقط گوشه ای از چیزهایی است که ما به بچه ها می گوییم. و این یعنی در طول روز تمام صحبت مان بر مبنای تذکر دادن است.
بچه ای که لجبازی اش زیاد است، قطعا زیاد بکن نکن می شود. و یک نمود لجبازی اش مقاومت در حمام رفتن است. معمولا این بچه ها والدین مقاوم و سرسختی هم دارند. یعنی خود آنها هم راحت حرف قبول نمی کنند و به اصطلاح برای هر چیزی می جنگند.
سرسختی پدر و مادر که کمتر بشود، خود بچه هم نرم می شود. باید با بچه ها بچگی کرد و از تذکرها کم کرد تا به مرور لجبازی اش کمتر بشود.

سوال شماره سه

پسری یکساله دارم. علاقه ی زیادی به گوشی دارد ولی گوشی به او نمی دهم. اگر جایی ببیند، برمی دارد .کلی در دستش می ماند. بعد می دهد. به نظر شما چیکار کنم گوشی به او بدهم؟ اگر به ندهم، سرش را به دیوار می زند یا خودش را پرت می کند. خودم هم آرامش ندارم. دوست ندارم از آن دسته بچه هایی باشد که با گوشی بازی می کنند. چون خودم فروش اینترنتی دارم، ناچارا زیاد باگوشی کار کنم و پسرم حساس شده. ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید.

پاسخ

چون خود شما زمان زیادی، گوشی دستتان است. این مسئله متاسفانه پیش میاید که بچه ی شما هم به سمت گوشی گرایش پیدا کند. اگر می توانید زمان ثابتی برای کار با گوشی خود بگذارید و حتی الامکان زمانی باشه که بچه ی شما خواب است. این محدودیت زمان هم خود شما را با برنامه تر می کند. برای کارتان هم بچه ی شما به مرور متوجه می شود که کار شما با گوشی در آن زمان انجام می شود، ولی الان با توجه به اینکه فرزند شما خیلی سنی پایینی دارد، باید کلا کارتون با گوشی را به زمانی موکول کنید که ایشان خواب هستند چون نمی توانید خیلی برای او توضیح بدهید و اگر الان هم خیلی وابسته به گوشی شده، زمان اینکه اعلام می کند، می خواهد با گوشی بازی کند، شما یک بستر بازی مورد علاقه اش را برایش مهیا کنید. (مثل خمیر بازی، گل بازی، رنگ انگشتی و ….)

سوال شماره چهار

پسر۳ ساله ای دارم که دو ماهی هست که تف می کند. هرچقدر بی محلی می کنم جواب نمی دهد . حتی گاهی وسط بازی این کار را می کند. پس به خاطر عدم توجه نیست. به او می گویم شما پسر خوبی هستی و این کار ها خوب نیست و بازی نیست؛ جواب نمی دهد .آشنایان( دایی و عمو…) از این کارش ناراحت شده و دعوایش می کنند. و او هم جری تر شده، چه کنم.؟ مفاهیمی مثل دوست داشتن و ترسیدن را می داند. چطور مفهوم مثل کار خوب نیست را نمی فهمم؟

پاسخ

بچه ها با رفتارهای متفاوتی به دنبال جلب توجه والدین هستند. گاهی با تف کردن، گاهی با فحش دادن، گاهی با فریاد زدن و یا رفتار های دیگر. از طرفی دیگر درک مفهوم خوبی و بدی، آن طور که ما می دانیم برای یک کودک سه ساله بسیار زود است و طبیعی است که با تجربه کردن و الگو برداری از رفتار والدین، در هفت سال دوم به آن برسد.
ریشه ها: عدم توجه کافی به کودک، و برخی رفتار هایی مثل دعوا کردن موجب لجبازی کودک می شود و کاری را که می داند پدر و مادر به او حساسیت دارد، را انجام می دهد.
راهکار:
۱. به هیچ وجه حساسیت خودتان را نسبت به تف کردن نشان ندهید. حتی با اخم کردن.
۲. به او پیشنهاد بازی تف کردن بدهید. با او به حمام بروید و بگذارید تف کند.
۳. در صورت امکان با اطرافیان مخصوصا کسانی که زیاد با آنها برخورد دارید صحبت کنید تا واکنشی نشان ندهند.
۴. وقتی تف می کند، سریع به او یک بازی پیشنهاد بدهید بدون اشاره به تف کردن. مثلا “وای بدو بریم بیرون یکم بدوییم.”
این رفتارها در کودکان، کاملا گذراست. پس جای نگرانی نیست. در صورت عدم حساسیت، از سر کودک خواهد افتاد.

سوال شماره پنج

پسرم دو سال و سه ماهه است. وقتی کسی خانه ی ما می آید یا جایی می رویم، شروع به جلب توجه می کند. پرت کردن وسایل، زدن و… . می گوید اصلا حرف نزنید و فقط به من نگاه کنید.
حتی در بازی هایش هم، می گوید فقط به من نگاه کن. ببین دارم چی می کشم. ببین، ببین، ببین. درحالی که اینطورم نبوده که به او بی توجه بوده باشم و تحسینش نکرده باشم.
ولی خیلی دلش می خواهد دیده بشود و گاهی وقتی کسی را می بیند، خجالت می کشد و قایم می شود. می شود بگویید، دقیقا باید چیکار کنم؟

پاسخ

بچه ها به خصوص زیر سه سال، به شدت خود محورند. دوست دارند همه ی توجهات به خصوص مادر به سمت آن ها باشد.
ریشه ها: مشغله ها، بیماری، به دنیا آمدن فرزند جدید، رفت و آمدهای زیاد و این جنس درگیری ها به خصوص برای مادر باعث می شود که این نیاز برای بچه ها تشدید شود.
راهکارها: فرزند شما خیلی کوچک است. کاملا این نیاز او طبیعی است. شما او را خیلی بزرگ می دانید. هر موقع توجه طلبید و هر کاری خواست برایش انجام دهید. خیلی زود نیازهایش را برآورده سازید. نگذارید به فریاد زدن و وسیله پرت کردن بکشد. صحبت ما با هم دیگر، با موبایل و عدم توجه به بچه به خصوص در این سن خیلی آزار دهنده است. پس سعی کنید زود به زود به او توجه کنید.
حتما روزانه زمان زیادی را به بازی با او اختصاص دهید. بچه نمی تواند در این سن تنهایی بازی کند. بنابراین شما باید زمان زیادی در روز با او بازی کنید. مشغله های خود را کاهش دهید و یا در زمانی انجام دهید که همسر شما و یا کسی جایگزین شما هست که با بچه بازی کند.
زمان مهمانی رفتن و بیرون رفتن خود را کاهش دهید. به خصوص اگر کسی نیست که بچه با آن بازی کند. چون در مهمانی ها ما کمتر به بچه ها توجه می کنیم.

سوال شماره شش

پسرم سوم آبان چهارسالش تمام می شود، برخی مواقعی که اصلا منطقی هم نیست که به حرفش گوش کنیم، اصرار و گریه می کند که فلان کار را انجام ندهید. مثلا وقتی میخواهی بیمارستان بروی، می گوید من دوست ندارم برید؟ اصرار و گریه. یا اینکه مثلا پدرش می خواهد برای من گل بخرد اصرار و گریه که نخر. یا اینکه فلان جا نرویم. وتازگی هم خیلی بیشتر شده، در حالیکه ما از اول به گریه و اصرار بی جایش پاسخی نمی دادیم. نمی دانم با او چه رفتاری داشته باشم. ممنون می شوم راهنماییم کنید.

پاسخ

احساسات کودک مانند ما متغیر است. و در روزهای مختلف و ساعت های گوناگون، روی رفتارشان تاثیر می گذارد.
ریشه: گاهی به خاطر برخی عوامل مانند گرسنگی، خستگی، بیماری و عوامل دیگر، در موقعیت هایی بهانه گیری کنند. و یا عدم پاسخ والدین در مواقع نیازهای به جا ی کودک، مقاومت و لجبازی او را در سایر موقعیت ها افزایش می دهد.
راهکار:
۱. سعی کنید احساس کودک را درک کنید.
۲. گاهی می توان از خواسته های خود کوتاه آمد تا کودک احساس کند شما به او اهمیت می دهید. مثلا گل نخرید. یا حداقل در حضور او. قبل از اینکه شروع به بهانه گیری کند، از خواسته ی خود کوتاه بیایید‌.
۳. حساسیت خود را نسبت به مقاومت سرسختانه در مقابل خواسته هایش کاهش دهید.
۴. خواسته های او را به صورت خیالی برآورده سازید. مثلا کاش می شد الان نرم بیمارستان. تو دوست داری الان کجا بریم؟ بیا چشمامونو ببندیم بریم اونجایی که تو دوست داری.
۵. توضیح کلامی و منطقی ندهید. مثلا من الان باید برم اینجا. اگه نرم از کار اخراج میشم و دیگه پولی ندارم که چیزی بخریم.
۶. برای فرزندتان وقت اختصاصی بگذارید و بیشتر با او بازی کنید.
ان شاءالله با صبوری شما مشکل حل خواهد شد.

سوال شماره هفت

دخترم سه سال و نه ماهه است. وقتی خانه مادربزرگ پدری اش می رود، خیلی شلوغ بازی درمی آورد. چون تنهاست و بچه ای آنجا نیست و از طرفی به نظرم می خواهد جلب توجه و خودنمایی کند. و کلاً بچه فعال و پرجنب و جوشی هست‌. آن ها هم به او می خندند و بعد که دیگر خیلی شلوغ می کند، دعوایش می کنند که بشین تو چقدر شیطانی .به مادربزرگ و پدربزرگش هم نمی شود بگویم نخندید. به رفتارهایش که تکرار نکند چون گوش نمی کنند. اسباب بازی هم برایش می برم که سرش گرم بشود ولی کلاً به نظرم دوست دارد، جلب توجه کند. می خواستم راهنمایی بفرمایید که من در این مواقع چه کار کنم؟

پاسخ

این موضوعی که مطرح فرمودید، بسیار طبیعی است. پرجنب و جوش بودن و با نشاط بودن نشانه کودک سالم است. کودکان به خصوص در سن فرزندشما نیاز شدید به جلب توجه و دریافت مستقیم محبت دارند، خصوصا از سوی مادر و پدر خود.
راهکار: فقط کافی است به این نیروی درونی او و هیجاناتش جهت دهید و مدیریتش کنید. به این صورت که اگر به مهمانی می روید و فضا برای بازی های هیجانی و پرصدا فراهم نیست، حتما قبل یا بعد از مهمانی آن را ایجاد کنید و مسیرهایی را با هم بدوید و بازی کنید.
همینطور برای زمان مهمانی هم برنامه داشته باشید و برای هم بازی شدن با کودک و انتقال محبت و توجه تان به او وقت بگذارید .
همیشه کیفی داشته باشید برای مهمانی هایتان که در آن پر از بازی و سرگرمی باشد و محتویات آن را هربار تغییر دهید. محتویات کیف می تواند: خمیر رنگی ،گل سفالگری ،یک سفره کوچک،ابزار کاردستی،کتاب و… باشد و حتما در زمان مهمانی اوقاتی را با کودک خود بگذرانید.

سوال شماره هشت

پسرم ۶ ساله است. بعد از هر خوشی، هر جا می خواهد باشد، پارک، شهربازی، استخر، مهمانی و … حتما حتما یک کاری می کند که همه آن انرژی های مثبت و خوب، پوچ بشود. انقدر گریه، لجبازی و بهانه می گیرد که پشیمان می شوم. دیگر او را جایی ببرم، انگار نه انگار تا چند لحظه پیشش کلی خندیده و شادی و بازی کرده. واقعا مستأصلم کرده. البته بسیار بد و کم غذاست. خودم احساسم این است که به خاطر فعالیت های زیاد بعد از تفریح و بازی آنقدر بدخلق می شود. ولی کاری هم نمی توانم بکنم چون درهر صورت هیچی نمی خورد. ممنون می شوم راهنمایی ام کنید. چطور با این مسئله برخورد کنم.

پاسخ

بچه ها در سنین پایین به خصوص زیر ۷سال، بسیار حساس بوده و نسبت به محرک های محیطی و حسی واکنش های شدیدتری نشان می دهد. گرمی هوا، خستگی، خواب آلودگی، گرسنگی، ترس و … . نکته ی بعدی اینکه در بروز احساسات نیز مانند تکلم هنوز در مرحله ی یادگیری هستند و بسیاری از این تنش ها و فشارها را با جیغ و گریه بروز می دهند.
ریشه ها: فعالیت ها و فضاهایی که مثال زدید هم انرژی زیادی از کودک می گیرد و قطعا همین او را گرسنه و خسته می کند. همین یک عامل مهم است.
زمان این فعالیت ها بیش از حد توان بچه است. یعنی یک بچه در این سن می تواند ۱تا ۲ ساعت در یک فضا بدون تنش بازی کند، ولی بعد از آن درگیری اش با بچه های دیگر، خستگی و بهانه گیری اش زیاد می شود.
راهکارها: اول از همه باید باور داشته باشید که امری طبیعی است، برچسب گذاری روی بچه نتیجه ی منفی دارد. اینکه بگوییم چقدر غر می زنی. همین الان بهت خوش گذشت. چقدر قدر نشناسی. همه ی این ها باعث القاء و تثبیت این رفتارها در کودک می شود. به نوعی خودتان با این ادبیات او را غرغرو می کنید. پس به هیچ وجه او را بابت این رفتارهای طبیعی اش سرزنش نکنیم.
معمولا بهانه گیری بچه ها همراه با خواسته هاییست. مثل اینکه کم بازی کردم و یا چقدر زود داریم می رویم. خوب است که این را به بچه ها منتقل کنیم که درک می کنیم. مثلا بگوییم بله خیلی کم بود. ای کاش می شد بیشتر بمانیم. حتی گاهی یک آوانس هم بگذاریم، مثلا یک دور سرسره بازی کنیم و بعد برویم. استفاده از خیال هم می تواند کمک کند که بچه ها آرام تر شوند. مثلا “دفعه ی بعدی اومدی، دوست داری کدوما رو سوار شیم.” با کدام دوستت بیاییم. خوراکی چی بیاریم، پخش کنیم.
بهتر است زمان بندی به گونه ای باشد که او به طور متناسب در آن فضا حضور داشته باشد و با وعده ی برنامه ی خوشایند دیگری مثل بازی در خانه یا یک فعالیت آشپزی(نه وعده ی جایزه و خوراکی که بچه شرطی شود) او را مشتاق و با انگیزه کنید.
همراه خود خوراکی که دوست دارد ببرید و زمان خوبی در بین بازی ها همه با هم بخورند. حتی می تواند مقداری خوراکی برای دوستانش هم ببرد که این کار هم آموزش بخشش هست و هم انگیزه ی خوردن را در او تقویت می کند.
توصیف مسئله دوم: آخرین نکته هم که فرمودید بد غذا و کم غذاست.
ریشه ها: عمدتا حساسیت ما نسبت به خورد و خوراک بچه ها در درجه ی اول و در درجه ی بعدی بدغذایی یکی از والدین ریشه ی این مسئله است.
راهکار اول: نسبت به خوردنش هیچ حساسیتی نشان ندهید. هر چه خورد، خورد، اگر نخورد هم بگذارید خودش گرسنه شد، بیاید.
راهکار دوم: به هیچ وجه بابت این ماجرا هم او را خودآگاه نکنید، که چرا نمی خوری؟ ببین همه می خورند. چقدر بدغذایی!
راهکار سوم: بازی ها و قصه هایی برای زمان غذا اختصاص دهید که فضای خشک و آرام سفره و غذا خوردن را تبدیل به فضایی گرم و پرشور کند.
راهکار چهارم: در درست کردن غذا او را دخیل کنیم. حتی گاهی مسئولیت یک وعده ی غذایی را به او بدهیم. مثلا تخم مرغ را او بشکند و یا پنیر را او ببرد. مایع ماکارونی را او هم بزند.

سوال شماره نه

پسر سه ساله من روزی یک بار شروع به لج بازی، پرت کردن اسباب بازی هایش وشکستن آنها می کند. سر یک موضوع کوچک شروع به لج می‌کند، گریه می‌کند، جیغ و هیچ طوری راضی نمی شود، من اکثرا بی محلی می کنم. سعی می کنم حواسش را پرت کنم اما اصلا هیچ اتفاقی نمی‌افتد. بعد از لج بازی و بی محلی من، اصرار به بغل شدن دارد، یا الکی می گوید دستم زخم شده، می سوزه. می فهمم توجه می خواهد. یک بار بغلش کردم، شروع به زدن من کرد و ‌گفت: گریه کن. بهش گفتم: این کارت خوب نیست و من ناراحت می شوم. اما اصلا توجه نمی کند. بی محلی هم دردی دوا نمی کند. وقتی کامل گریه کرد و دلش خالی شد، خودش می آید بغلم و آرام می شود و بعد با هم می گوییم که چه کار هایی بد است. سوال من این است در این شرایط باید چی کار کنم؟

پاسخ

نیازهای بچه های زیر ۷ سال، به خصوص زیر ۴ سال، واقعا طبیعی است. و البته در برهه هایی همه بچه ها لجبازی هایی دارند که در روند رشد آنها طبیعی است. این مهم است که ما به عنوان والدین درک درستی از نیازهای بچه ها، روند رشدشان و خصوصیات اخلاقی شان داشته باشیم. بی توجهی کردن، دعوا کردن، بازی نکردن و زمان مفید برای کودک نگذاشتن منجر به بدخلقی های او، لجبازی و داد و بیداد می شود.
بکن نکن کردن، توضیح کارهای خوب و بد، اصرار به آداب دانی بچه های کوچک، تلویزیون زیاد دیدن و با موبایل بازی کردن باعث بی حوصلگی، لجبازی و پرخاشگری کودک می شود. کل روند بچه داری ما و رفتار ما با او، باعث نشان دادن واکنشهایش در زمانهای مختلف می شود.
راهکار:۱. سعی کنید دقت کنید بیشتر چه زمان هایی عصبانی می شود. قطعا قبلش مقدمه ای برای رفتارش پیدا می کنید.
۲. فعلا به مدت ۳ ماه بکن نکن هایتان را کاهش دهید.
۳. با او بازی به خصوص بازیهای هیجانی بکنید. مثلا خط خطی کردن روی رول کاغذ با سرعت زیاد تا جایی که کاغذ پاره شود، آب بازی، رنگ بازی( در حمام)، پریدن از روی مبل روی باشت، بالشت به هم پرتاب کردن و …
ان شاءالله با توجه بیشتر شما، محبتتان و زمانی که برای بازی کردن میگذارید، مشکل حل بشود.

سوال شماره ده

پسرم دوساله و نیمه است. در مواجهه با پسرم که وسایل دیگران را می خواهد، چه کنم؟ اگر به او ندهم، شروع به جیغ و داد و گریه می کند. حتی اگر به او بدهند به سختی پس می دهد. و بازهم جیغ و فریاد می کند و به سختی و به ندرت هم حواسش را می شود، پرت کرد.
من سعی می کنم که بهش بگویم که مال دیگران است و ما اجازه نداریم به آن دست بزنیم. حتی از طرف مقابل هم کمک می گیرم. که مثلا خاله شما به ما اجازه نمیدین که ما دست بزنیم. در این مراسمات سعی می کنم وسایل خودش را ببرم که با بچه ها دوست بشود و داستان وسایل دیگران کم رنگ بشود و در این وسط دوستانش وسایل شان را برای دقایقی هم که شده، بهش بدهند. و داستان به نوبت بازی کنیم هم کمتر جواب می دهد. ولی باز هم همیشه مشکل اساسی داریم. بفرمایید چه کنم؟

پاسخ

کودکان در این سن، درک زیادی از مالکیت وسایل ندارند. و هرچه را دوست داشته باشند، می خواهند. و این یک رفتار طبیعی است. خیلی ایده ی خوبی است که ابزار بازی خودش را بردید اما باید این نکته را مد نظر داشته باشید که توضیح کلامی برای این سن، اصلا مناسب نیست. و کودک حواسش پرت نخواهد شد.
به هیچ وجه با کلام سعی در توضیح کار نکنید.
در مهمانی ها: از قبل با مادر میزبان هماهنگ کنید که با کودک خود صحبت کند تا اسباب بازی هایی که دوست دارد به دیگران بدهد را انتخاب کند. شما هم ابزار بازی ببرید.
همیشه در کنار بازی بچه ها یک بزرگتر حضور داشته باشد تا مترجم حرف ها و احساسات آن به سایرین باشد.
و در آخر این نکته را توجه داشته باشید که زد و خورد، بخشی از رشد کودک است که در تعاملات دوستانه ایجاد می شود.

پرسش و پاسخ هایی در با مسائل دانشی

آموزش مفاهیم مختلف یکی از مسائل مهم برای خانواده هاست. پدر و مادر ها دائما نگران این مساله هستند که فرزندشان از نظر علمی  آموزشی از سایر کودکان عقب نماند. برای همین به دنبال کلاس های آموزشی مختلف هستند. اما در تربیت هر چیزی اگر در زمان مناسب اتفاق نیفتد، می تواند آثار زیان باری به همراه داشته باشد.

در نوشتار زیر، سعی کردیم با ارائه ی چندین نمونه پرسش و پاسخ، راهنمایی هر چند کوچک در زمینه ی مسائل دانشی کودکان باشیم.

سوال شماره یک

آموزش چرتکه برای کودکان مناسب است یا نه ؟ اگر مناسب است، از چه سنی؟ و چطور؟ اگر مناسب نیست ، چرا ؟

پاسخ

چنین آموزش‌هایی برای کودکان کوچک‌تر از هفت سال مناسب نیست؛ زیرا به ذهن شان قالب و چارچوب می‌دهد. در هفت سال نخست زندگی اولویت با تخیّلات کودکانه و سیّالیت ذهن است. در این دوره هرچه به ذهن قالب بدهد، کودک را از مسیر طبیعی رشد دور می‌کند. درباره‌ی کودکان دبستانی هم نحوه‌ی آموزش مهم است. آموزش در کلاس‌های بیرون توصیه نمی‌شود. در صورتی که در بستر زندگی روزمره یا در قالب بازی یا بسترهای جذّاب مشابه به کودکان دبستانی آموزش دهید، از آفات آموزش مصون می‌مانند. آن‌چه نسبت به آموزش اولویت دارد، شخصیت بچّه‌ها است. شخصیت نباید تحت‌الشّعاع آموزش قرار گیرد. باید به گونه‌ای آموزش دهیم، که بچّه‌ها درعین آموختن یک مهارت ریاضی، نسبت به علم‌آموزی مسئولیت‌پذیر شوند. اهمیت مسئولیت‌پذیری بیش از دانش‌ها و مهارت‌های دیگر است.
اجمالاً باید با طرّاحی مناسب، زمینه‌ی مسئولیت‌پذیری را فراهم کنیم؛ یعنی باید به بچّه‌ها استقلال دهیم و با ایجاد بسترهای جذّاب آن‌ها را نسبت به یادگیری علاقه‌مند کنیم. آن‌ها باید براساس انگیزه‌ی درونی خودشان به آموختن روی بیاورند. علاوه بر این، باید بستر به‌گونه‌ای طرّاحی شود، که آن‌ها خودشان نحوه‌ی کار با چرتکه را کشف کنند.
البته پیش از تمام این‌ها باید دانست که هدف از آموزش چیست. بسته به آن ممکن است، پاسخ تغییر کند.

سوال شماره دو

کتاب داستان ها را برچه اساس برای کودکان انتخاب می کنید؟ و اینکه چکارکنیم که من که مربی پیش دبستانی هستم، صبر و تحملم در رابطه بابچه ها بیشتر بشود؟

پاسخ

در مورد انتخاب کتاب، چندنکته وجود دارد. یک اینکه هرگز از کتاب برای مستقیم گویی و رفع ایرادات اخلاقی کودکان، خصوصا زیر ۷ سال استفاده نکنید. قصه گویی را برای بُعد های مختلفی هم چون سرگرمی و ایجاد نشاط و علاقه به مبحث کتاب و کتابخوانی و رشد های مختلف احساسی (عاطفی)و ذهنی و … استفاده کنید. همین طور خودتان به عنوان یک مربی یا مادر، مدام در حال تورق کتاب ها باشید و دنبال کتاب هایی با متون مناسب کودک و البته دارای جذابیت های بصری هم چون تصویرگری و … باشید.
نکته ای که در این مورد وجود دارد این است که اگر کتابی را مناسب دیدید اما تکه ای از متن ایراد داشت لزومی ندارد که حتما پایبند به متن اصلی کتاب باشید. از خواندن آنها چشم پوشی کنید و بیشتر روی تصاویر کار کنید و با کمک خود کودک، قصه گویی خلاقی داشته باشید.
۱۰ نکته انتخاب کتاب خوب:
۱)توجه به رده سنی و گروه بندی سنی.
۲)تصاویر مناسب و ساده و جذاب.
۳)محتوای مناسب با ادبیات مناسب.
۴)پرهیز از انتخاب کتاب هایی که در آن مستقیم گویی شده است و به صورت مستقیم نتیجه گیری می شود.
۵)وجود جذابیت و خلاقیت های بصری و محتوا.
۶)شناسایی و جستجوی مداوم در انتشارات و لیست کتاب های ۴پرطرفدار و معرفی شده توسط افرادی که صاحب نظر در حیطه ادبیات کودک و پرورش کودک هستند.
۷)به رشد خلاقیت و تخیل کودک کمک کند.
۸)اگر مخاطب کتاب کودک زیر هفت سال است کتاب هایی با متن کوتاه تر انتخاب کنید و با تصاویر بیشتر و ساده تر.
۹)اگر مخاطب کتاب کودک نو آموز است ترجیحا از کتابی استفاده کنید که فونت آن مناسب باشد و به راحتی قابل خواندن باشد.
۱۰)حتما نیاز نیست کتاب را خریداری کنید می توانید برای جذب کودک و علاقه مند کردن او به کتاب خوانی فعالیت های جذاب قبل از خرید کتاب یا رفتن به کتابخانه را طراحی کنید و عضو یک کتابخانه شوید.
در مورد سوال دوم هم بهتر است یک اصل را در نظر بگیرید و آن هم این است که با کودکانتان کودکی کنید. اگر این دید را داشته باشید که تمام زندگی کودک خصوصا زیر ۷ سال بازی است از غذا خوردن و خوابیدن و… و به این دید به کودکان نگاه کنید که کودکان برای زیباتر کردن جهان آفریده شده اند و در کنار آنها می توانید چیزهای زیادی را یادبگیرید. آنها عاملی برای رشد شما هستند(مثل بالا بردن ظرفیت و صبر شما و کاهش بروز خشم توسط شما مقابل کارهایی که از کودکان سر می زند) دیگر آنها را به چشم یک موجود عجیب برای برهم زدن آرامشتان نخواهید دید.

سوال شماره سه

پسرم متولد ۳۰ فروردین ۹۲ هست و بنا به گفته آموزش پرورش نیمه دوم ۹۱ و نیمه اول ۹۲ ، می توانستند در پیش دبستانی ثبت نام کنند تا در سال جدید، وارد اول دبستان بشوند. من هم در یک دبستان مقطع پیش ثبت نامش کردم. فرزندم اصلا مهد نرفته بود و فقط یک ماه قبلش کلاس ورزش ثبت نامش کردیم که فقط دو جلسه رفت و به هیچ عنوان دیگر در آن کلاس ورزشی شرکت نکرد. الان در پیش دبستان، هر روز که برمی گردد می گوید امروز روز سخت و بدی بود. بچه ها سر و صدا می کنند. خانم داد می زند تا آنها ساکت بشنوند. باید نقاشی کنم و کاردستی بسازم و خیلی سختم هست. البته دستش کند هست و یک صفحه تکلیف در دفتر شطرنجی که می گویند باید ۲۰ دقیقه تمام بشود، پسرم چهار ساعت پای دفتر هست تا انجام بدهد و گاهی فواصل را کاملا فراموش می کند یا بالاو پایین می نویسد. دچار عذاب وجدان شدم. نمی دانم اصلا ثبت نامش در پیش درست بوده ؟ اصلا واقعا سال جدید رفتن به کلاس اول برایش زود نیست؟ بهتر نیست یکسال دیرتر برود؟ الان از خیلی از همکلاسی هایش کوچک تر هست. جواب شما من را از این سردرگمی بیرون می آورد و ان شاءالله کمکم کند تصمیم درستی بگیرم که تا دوازده سال تحصیلی بعد، دچار عذاب وجدان نشوم. ممنون. در ضمن اگر کسی پاکن و تراش او را بردارد، فقط گریه می کند و خودش اقدامی برای پس گرفتن نمی کند.

پاسخ

بهترین سن برای ورود کودک به کلاس اول، هفت سال تمام است. عجله برای ورود به مدرسه، می تواند فرصت های بازی در هفت سال اول را از کودک بگیرد.
ریشه- با توجه به اینکه فرزندتان تجربه ی مهد را ندارد، ممکن است به خوبی بازی نکرده باشد و هنوز برای ورود به مدرسه آماده نیست.
راهکار:
۱. برای ورود به کلاس اول عجله نکنید. و بهتر است وقتی فرزندتان هفت سالش تمام شد به مدرسه برود.
۲. برای او وقت بیشتری بگذارید و در خانه بازی کنید. بازی های هیجانی مانندن دویدن، پریدن و آب بازی.
۳. هفته ای یک بار به پارک بروید. و فقط بازی کنید.
۴. برای تقویت اعتماد به نفس، دست سازه هایش را با کلام تشویق کنید و به دیگران نشان دهید. مثلا جلوی او، به پدرش بگویید که یک کاردستی عالی درست کرده.
ان شاءالله با صبوری شما، می توانید از روزهای پایانی هفت سال اول فرزندتان به خوبی استفاده کنید. و فرزندتان با آمادگی کامل وارد هفت سال دوم شود.

سوال شماره چهار

پسری ۱۵ساله دارم. اول رشته ریاضی انتخاب کرده و حالا می گوید اشتباه کردم، می خواهم فنی حرفه ای بروم. هم درس بخوانم و هم کار کنم پول دربیاورم تا دیپلم یک پس انداز ی داشته باشم. باتوجه به اینکه الان چند ماهی از سال تحصیلی گذشته، می تواند مدرسه خوب برود و خودش هم نمی دانم چه رشته هایی را انتخاب کند. حالا چه کار باید کنیم؟

پاسخ

در مساله هدایت تحصیلی، مولفه های مختلفی دخیل است. علاقمندی، استعداد، شرایط جامعه و شرایط شغلی، نیاز مالی. بهتر است تمامی مولفه ها بررسی شود.
اگر صرفا دوست دارد کار کند و دغدغه ی مالی دارد، خیلی خوب است که بها داده شود و نیازی به فنی حرفه ای نیست.
۱- می تواند کنار پدرش و یا آشنایی زمانهایی مثل عصرها یا پنج شنبه و جمعه شاگردی کند.
۲- به صورت دوره ای، کارهایی مثل دستفروشی و بازاریابی های خانگی و هرمی می تواند انجام دهد.
۳- مهارت آموزی در قالب کارگاه های آزاد خیلی می تواند زمینه کارآفرینی و کاریابی را برای بچه ها فراهم تر کند. به خصوص در زمینه ی آی تی(طراحی سایت، گرافیک کامپیوتری، انیمیشن و …)، نویسندگی( خبرنگاری، داستان نویسی و…)، طراحی و فعالیتهای هنری( تصویر سازی، گرافیک و…).

سوال شماره پنج

کتاب های مفید در زمینه ی تربیت کودک معرفی کنید که خودتان قبولش دارید؟

پاسخ

۱٫ مجموعه ی من دیگر ما. محسن عباسی ولدی
۲. به بچه ها گفتن، از بچه ها شنیدن. آدل فابر. الن مازلیش.
۳. تربیت چه چیز نیست. عبدالعظیم کریمی
۴. تربیت صالم. جین نلسن.
۵. توتوچان. تتسو کوکورویانگی
۶. نقش آزادی در تربیت کودک شهید بهشتی.

سوال شماره شش

معلم بچه هایم (کلاس دوم) به شان گفته که ساعت خواب و انجام تکالیف و کارهای خوبی که روزانه انجام می دهند را برایشان بنویسیم. به نظر شما این کار درست است؟ احساس می کنم بچه هایم به خاطر اینکه معلم شان دعوایشان نکند یا تشویق شان کند، کار هایشان را انجام می دهند. در ضمن اینکه استرس هم دارند.

پاسخ

درباره‌ی این که کار معلم درست است یا نه، درصورتی می‌توانیم نظر بدهیم، که بدانیم هدف او چیست. از نظر تربیتی خوب نیست که کسی به‌خاطر ترس یا اهرم‌هایی مانند جایزه یا تشویق کاری را انجام دهد. اولویت این است که بچه‌ها با انگیره‌های درونی‌شان فعالیت کنند.
راهکار: خوب است درباره‌ی احساسش با او گفت‌وگو کنید و بپرسید که به‌نظر او این کار چه خوبی‌ها و چه بدی‌هایی دارد‌. داده‌هایی را که ازمیان حرف‌های او به‌دست می‌آورید، جمع‌بندی و نتیجه‌گیری کنید.
با استفاده از داستان‌هایی درباره‌ی زمان و ساعت مانند داستان ” پینه‌دوز بداخلاق ” نوشته‌ی اریک کارل، داستان ” خورشید توی آسمان و خورشید توی دل من ” نوشته‌ی مرتضی ‌خسرونژاد یا داستان ” ماجرای احمد و ساعت ” نوشته‌ی فرشته طائرپور می‌توانید فرزندتان را با این موضوع یعنی ساعت و زمان درگیر و او را به آن علاقه‌مند کنید.

سوال شماره هفت

من مربی پیش دبستان هستم. برای کاردستی آیا ابزاری که می دهم، باید بگویم چی درست کنند؟یا راهنمایی بکنم برای کاردستی خاصی؟ مثلا می خواهیم جامدادی درست کنیم، آیا بگوییم چی درست کنند یا نمونه ای ببینند؟ وهمین طور نقاشی ؟ و بچه هایی هستند دوست دارند یک الگو جلویشان باشد و از رویش ببینند و بکشند. آیا درسته؟ و وقتی پافشاری میکنند چه کار کنیم؟

پاسخ

برای کاردستی خیلی متفاوت است. به طور مثال با توجه به اهداف پیش دبستانی می توانید گاهی فقط ابزار را متفاوت کنید و گاهی تم های مختلف(مثل:یک گل یا یک حیوان مورد علاقه یا حتی گاهی یک شخصیتی که خیلی دوست دارید را با چوب بستنی و کاغذ درست کنیم، می خواهیم نمایش اجرا کنیم) را به بچه ها ارائه بدهید.
در ابتدای دوره پیش دبستانی، بهتر است بیشتر به علایق و خلاقیت بچه ها توجه شود و نیازهای بچه ها مثل تقویت ماهیچه های دست یا آشنایی با فصل ها را در قالب علاقه شان ارائه دهیم.
در مثالی که فرمودید اگر روزی قرار بود که جامدادی درست کنید می توانید پیش زمینه ای را توضیح دهید و بگوئید می خواهیم برای وسایلمان یا مدادهایمان یک کیف درست کنیم. اگر به روش خلاقانه است که فقط نخ، سوزن، پارچه یا نمد برش خورده (یا به جای نخ و سوزن چسب ) را در اختیارشان قرار دهید و بگوئید هر فردی الگوی چیزی را که می خواهد ابتدا روی کاغذ بکشد و بعد آن را روی پارچه عملی کند و اگر هم قرار است با روش خاصی پیش بروید، نقشه و شکلش را (اگر دو مدل باشد که کودک قدرت انتخاب داشته باشد، بهتر است) با توضیح به بچه ها ارائه دهید و کار تزئین و اجرا را به خودشان واگذار کنید.
در مورد نقاشی و یا در کل مواردی که کودک برای تقلید از شما یا فرد دیگری پافشاری دارد، توجه به چند نکته ضروری است:
۱)اعتماد به نفس او را تقویت کنید.
۲)همیشه یک قدم از او عقب تر باشید یا خیلی کند روند فعالیتتان را پیش ببرید تا فقط همراه او باشید نه الگوی مستقیم.
۳)کارهایی که از خودتان به کودک ارائه می دهید، زیاد تمام و کمال نباشد. زیرا کودک قدرت ارائه کاری همچون شما را ندارد. پس یا مثل شما تقلید می کند و خلاقیتش را از دست می دهد یا ریسک انجام کاری را ندارد و اعتماد به نفسش کاهش پیدا می کند.
ان شاء الله کودکانی خلاق را تقدیم جامعه کنیم نه کودکانی صرفا مقلد و پیرو.

سوال شماره هشت

دختر من متولد دی ماه است.دو سوال داشتم. لازم است که صبر کنم هفت سال تمام بشود بعد مدرسه برود؟ خیلی هم باهوش است و اینکه جایی که ما زندگی می کنیم مدرسه مناسب نیست، درست است که خودم در خانه به او آموزش بدهم؟

پاسخ

مدرسه رفتن لزوما به این معنا نیست که بچه ها باهوش تر می شوند، فقط با زود فرستادنش باعث می شوید که آموزش مستقیم مانع رشد خلاقیتش بشود و کمتر، زمان کشف کردن و تجربه کردن را داشته باشد، پس زود فرستادنش به مدرسه به صلاح نیست.
اما درباره ی تدریس خودتان در منزل، خب باید ببینید توانایی این کار را دارید که برایش مفیدتر از مدرسه باشید؟ ضمن اینکه بچه ها در دوره ی ابتدایی از کنار همسالان بودن، خیلی از چیزها را یاد می گیرند و رشد اجتماعی و تعاملاتشان در حضور در مدرسه شکل می گیرد و تنها آموزش کتاب درسی و مفاهیم آموزشی نیست. خیلی از دعواها و چالش هایی که در مدرسه برایشان به وجود می آید، مهارت حل مساله شان را بیشتر می کند و خیلی از مواردی که فقط در حضور در یک اجتماع به دست می آید، خب در منزل دیرتر شکل می گیرد.

سوال شماره نه

دخترم۹ ساله است. فقط دوست دارد بازی کند. زمانی که برایش می گذارم تا تمرین انجام بدهد، بی دقتی می کند و غر می زند که نمی دانم باید با آن چه کار کنم؟
مورد دیگر هم اینکه با دو ستانش وهم سن وسالانش جدیدا سر ناسازگاری دارد وهمه چیز را برای خودش می خواهد.حتی همه باید به ایشان توجه کنند. البته این ماجرا از وقتی برادر کوچک به دنیا آمده بیشتر هم شده .

پاسخ

– نیاز بیش از حد به بازی در سن ۹ سالگی، می تواند دلایل متعددی داشته باشد:
نیاز به بازی به طور کلی در تمام سنین، برای انسان وجود دارد. اما مسئله این است که در سنین هفت سالگی به بعد، بازی ها باید بیشتر جنبه هدفمند داشته باشند. ممکن است فرزند شما، در سنین زیر هفت، به میزان مورد نیازش از بازی اشباع نشده باشد. دلیل دیگری که به ذهن نزدیک است، این است که نوع و حجم تکالیف مدرسه ممکن است بیش از توان او باشد.
باید نیاز او به تکالیف مدرسه در قالب علاقه اش به بازی پوشش داده شود. یعنی تکالیف مدرسه اش را به یک سرگرمی برای او تبدیل کنید. مثلا اگر باید امروز ۱۵ تا مسئله ریاضی حل کند، شما هر پنج تا مساله را روی یک کاغذ بنویسید، یعنی ۳تا کاغذ دارید که داخل هرکدام ۵ مساله ریاضی نوشته شده. روی هر کاغذ یک اسم بگذارید مثلا کارت ورود به دنیای آشپزی نازنین زهرا، کارت ورود به شهر عروسک های های نازنین زهرا و کارت ورود به بازی های نازنین زهرا و داداش کوچولو.
به این ترتیب او با انتخاب هر کارت اول باید ۵تا مساله ریاضی داخل آن را حل کند تا بتواند وارد دنیای آشپزی شود. مثلا باهم سالاد، کیک و یا… درست کنید.

سوال شماره ده

من دخترم متولد خرداد ۹۲هست. از همون اول عاشق کتاب بود و با این که نمی توانست بخواند ولی با شوق خاصی کتاب ها را ورق می زد. حدودا ۱سال و نیمه بود و تنها چیزی که واقعا جذبش می کرد و می کند، خواندن کتاب است. آنقدر علاقه داشت بخواند که با پیگیری هایم فهمیدم در ۴سالگی می تواند دوره اشاره برود. بعد روخوانی. الان به حمدالله می تواند قرآن را روان بخواند. کتاب های فارسی را بدون علامت اشاره بخواند. او را مشاوره و استعدادیابی هم بردم. گفتند از معدود بچه هایی هست که این قدر استعداد خوبی دارد. و خیلی از بچه های هم سن بالاتر است. (معلم قرآن شان می گوید که خیلی خوب حواسش جمع است و زود یاد می گیرد)گفتند با اینکه ما هیچ وقت جهشی را توصیه نمی کنیم اما دخترتان می تواند امسال اول را بخواند و سال بعد دوم برود. الان در خانه با معلم خصوصی پیش می رود. و از او راضی هستم. می خواستم نظرتان را بدانم که کار درستی دارم می کنم یا خیر؟

پاسخ

آیا زود فرستادن به مدرسه خوب است؟ آیا جهشی خواندن و یا زودتر سواد یادگرفتن و یا… به بچه ها کمک می کند؟
ریشه ها: یک باور نسبتا اشتباه وجود دارد که ما فکر می کنیم اگر جلوتر از سنشان چیزهایی یاد بگیرند موفق ترند. اما عموما این بچه ها در تعامل با همسالان و محیط پس از مدتی دچار مشکل می شوند و دچار سرخوردگی می شوند.
هوش و استعداد بر اساس نظریه های جدید ابعاد مختلفی دارد، گاهی ما حافظه ی خوب را با هوش اشتباه می گیریم.یا گاهی قدرت محاسبات بالا را به واسطه ی تمرین و مهارت برابر با هوش ریاضی بالا می دانیم. بچه ها ابعاد مختلفی دارند که باید رشد کند. رشد جسمی(به واسطه ی ورزش و تغذیه مناسب)، رشد اجتماعی ( به واسطه ی تعامل با همسالان، تعامل با محیط واقعی محله و شهر)، رشد عاطفی، رشد علمی، رشد معنوی و … . ما با تمرکز بر یک بخش خاص، باعث می شویم بخش عمده ای از نیازهای طبیعی فرزندمان نادیده گرفته شود.
بسیاری مواقع ما با این تمرکزمان و تشویقهایمان، کودکمان را از سنش و اقتضائات سنی اش که همان کودکی کردن است، جدا می کنیم که نتیجه ی آن نشاط پایین، زودرنجی، غرور و بسیاری آفات شخصیتی و اخلاقی دیگر است. آسیب دیگر این نوع برنامه ریزی، بحث عجول شدن بچه است. روند رشد بچه ها باید کند و معقول باشد. یکی از مشکلات نخبگان در سیستم های معمولی این است که نمی تواند صبوری کنند و هم پای دیگران پیش بیایند. همین باعث می شود تنها و منزوی، شوند.
راهکار: بهترین سن برای استعداد سنجی دوره ی دوم ابتدایی(بین ۱۰تا۱۴سال) است، دوره ای که شاکله ی شخصیت بچه ها شکل گرفته، نسبت به توانمندی های خود آگاه شده اند و ظرفیت فعالیت بالایی پیدا کرده اند. تا آن سن باید فرصت بدهیم تا بچه ها زمینه های مختلف را تجربه کنند. از طریق بازی و فعالیت های عملی.
بازی های حرکتی(مهارت های حرکتی را افزایش می دهد و سوخت و ساز بچه ها را تنظیم می کند)، بازی های هیجانی(مهارت های احساسی بچه ها را رشد می دهد و نشاط شان را بالا می برد و بسیاری مواقع اختلالات را هم درمان می کند)، بازی های فکری (مهارت های ذهنی بچه ها را افزایش می دهد)، بازی های نمایشی(نقش پذیری و خلاقیت را رشد می دهد)، بازی های هنری(مثل بازی با رنگ و … که زیبایی شناسی و خلاقیت بچه ها را رشد می دهد و نگاه جزء نگر بچه ها را تقویت می کند)، بازی های آموزشی ( ریاضی و فارسی و علوم و … که دروس را در قالب بازی آموزش می دهد و گاهی بچه به وسیله آن ها آموخته هایش را تمرین می کند. مثل تیزبین حروف و اعداد، کارت حافظه کلمات)

پرسش و پاسخ هایی در رابطه با تربیت جنسی کودکان

یکی از پر مساله ترین حوزه های تربیت کودک، تربیت جنسی است. والدین زیادی این نگرانی را دارند که چطور باید برای کودک این مساله را بیان کرد و در صورت در گیر شدن با آن چه باید کرد. آموزش های بعضا غربی و چالش های ایجاد شده در فضای مجازی در مورد تربیت جنسی، این نگرانی ها را چند برابر کرده است.

در مطلب زیر سعی کردیم با ارائه ی پرسش و پاسخ هایی با موضوع تربیت جنسی، راهنمای حل این مسائل باشیم. علاوه بر این، شما می توانید با مشاهده کارگاه تربیت جنسی کودکان، به سوالات بیشتری در این زمینه پاسخ دهید.


سوال شماره یک

یک دختر ۵سال و نیمه دارم. به بهانه دکتر بازی، با یک پسر ۴ساله، چند باری دیده شده که به نقاط حساس هم دست زدند و ظاهرا بازی کمی کردند. حالا راهنمایی می خواهم برای دختر که غیر از مراقبت والدین باید چه کارهای دیگری رو انجام داد یا نداد؟ و آیا تاثیر بدی در آینده شان دارد؟ ظاهرا پسر بچه، فقط نگاه بازی داشته و خوب چون پیشنهاد از طرف دختر بوده و او هدایت گر بوده و کاملا همراهی می کرده. چه رفتاری باید داشت که دیگر این پسر به راحتی نپذیرد؟ چون در صحبت هایش می گفت دکتر بازی اشکالی ندارد و متوجه زشتی اش نیست. ما می ترسیم دوباره تکرار بشود. البته می دانم که قطعا با نظارت بیشتر والدین می شود، پیشگیری کرد. متاسفانه موقع بازی، دختر خیلی اصرار دارد در بسته باشد و خوب این رفتارش با اصرار و بدرفتاری همراه است و موجب عصبانیت بزرگترها می شود.

پاسخ

دکتر بازی مثل معلم بازی، خاله بازی، ماشین بازی و … جزء بازی های معمول بچه هاست. نباید به بازی ها حساسیت نشان داد. آگاه کردن بچه ها فایده ای ندارد و صرفا آن ها را حساس تر می کند.
اکثر نکاتی که فرمودید و به آن رسیدید درست است. باید به بچه ها سر زد، در اتاق باید باز باشد. همه این نظارت ها باید غیرمستقیم و در دل بازی باشد. یعنی باید در مهمانی ها حداقل زمان کمی را با بچه ها همبازی بشویم. وقتی بازی کنیم کنارشان هستیم و روی بازی هایشان نظارت داریم.
می شود حضور این دو بچه را موقتا کنار هم کم رنگ تر کنید یا ساعت های کمتری کنار هم باشند. به مرور و با حساسیت نشان ندادن مسئله حل می شود.
مهم این است که تک تک هم به بچه ها در خانه تذکر ندهیم و برایشان برنامه داشته باشیم تا بازی کنند. ما معمولا با عنوان خانواده با بچه ها صحبت می کنیم که این کار ها بد است، نباید عضو خصوصی ات را به کسی نشان بدهی و …. همه این ها آگاهی دادن به بچه هاست و آن ها را قطعا حساس تر می کند و باعث نمی شود بچه ها سراغ این کار ها نروند.
تخلیه هیجان برای بچه هایی که کنجکاوی پیدا می کنند خیلی ضروری است. بالا و پایین پریدن، آب بازی، با سر و صدا بازی کردن، همه اینها باعث تخلیه هیجان کودک و پرت شدن حواس او از دکتر بازی و … می شود.

سوال شماره دو

در مورد تربیت جنسی کودکانمان منبع دینی هست که معرفی بفرمایید؟

 

پاسخ 

۱. تربیت جنسی در اسلام، مولف : حافظ ثابت
ناشر کتاب : انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
۲. کتاب «تربیت جنسی از منظر قرآن و حدیث» نوشته دکتر علی‌نقی فقیهی از سوی انتشارات دارالحدیث‌.
این ها دو منبع خوب و مرجع هستند ولی خیلی جزئی و تکنیکی نیست.
ولی کلیات خوب و متقنی را گفتند.
برای حزئیات و مسائل باز باید مشورت بگیرید یا دوره شرکت کنند.
بحث تربیت جنسی آقای سلطانی از دوره کودک متعادل هم به خوبی این مساله را بیان کرده است.

سوال شماره سه

آیا این مطالبی که در مورد دفاع کودک در مقابل کودک آزاری در قالب انیمیشن، کتاب داستان و بازی طراحی شدن درست هستند؟ مثلا بازی با بچه ها و ورود به حریم خصوصی شان که بچه یاد بگیرد بگوید نه. من کاملا مخالفم اما متاسفانه اطرافیان می گویند روش های امروزی درست هستند نه سنتی؟

پاسخ 

در مورد تربیت جنسی برای بچه های زیر ۷ سال، آموزش مستقیم به هیچ وجه نباید داده شود.
بیشتر عادت دادن به قالب های تعریف شده برای کودک آزاری و … هم عموما از غرب آمده و با نگاه خودش است. جالب است بدانید که طبق مطالعات صورت گرفته در آمریکا درصد انحراف در بچه هایی که آموزش جنسی دیده اند، از بچه هایی که آموزش ندیده اند بیشتر بوده است. دلیل آن هم مشخص است. خود آموزش ها محرک هستند و به نوعی شاخک های بچه ها را تیز می کنند و در این مسئله کنجکاوتر می کند.
آموزش هایی که از ۷سال به بالا داده می شود باید حتما چند ویژگی داشته باشد:
۱. در هفت سال دوم تنها نسبت به حریم خصوصی و عضو خصوصی باید بچه ها را آگاه کرد و اینکه نباید اجازه دهند کسی به آن نگاه کند و یا دست بزند. تحت هر عنوانی که مثلا بازی کنیم یا ما که هر دو تا مون پسریم. بیش از این، خودش به نحوی تحریک کننده و کنجکاو کننده است. توجه داشته باشید که بزرگنمایی این مسئله (با توجه به عدم درک بچه) و یا نا امن نشان دادن جامعه تبعات بیشتری خواهد داشت.
۲. حساسیت هایمان را منتقل نکنیم، چون بچه ها کنجکاو و حریص می شوند. به خصوص در مورد بچه های زیر هفت سال. یعنی هنگامی که برای ما تعریف کرد یکی از بچه ها در مهد یا مدرسه عضو خصوصی اش را به من نشان داد، بهتر است در آن موقعیت اینگونه بگوییم که ما از این بازی ها نمی کنیم و بهتر است دفعه ی بعد که این پیشنهاد را داد، شما به دوستت بازی های بهتری یاد بدهی. در کنارش با مربی یا والدین کودک مربوطه صحبت کنیم و سعی کنیم شرایط را به گونه ای فراهم کنیم که دو کودک مذکور، کم تر با هم ارتباط داشته باشند و به هیچ وجه در یک جا تنها بازی نکنند.
۳. این آموزش ها در هر مرحله ای بهتر است به نحو خصوصی باشد تا حیای آن مسئله بین بچه ها از بین نرود. مثلا در مورد احکام ویژه ای مثل علائم بلوغ، بهتر است این مسائل توسط والد جنس موافق چند سال پیش از بلوغ (مثلا دخترها ۸سالگی توسط مادر و پسرها۱۲ سالگی توسط پدر) آموزش داده شود.
در پایان این را در نظر داشته باشید که ما نباید تحت تاثیر فضای رسانه ای قرار بگیریم. چون رسانه ها در دست همان کسانی است که سند ۲۰۳۰را تنظیم کرده اند و تبلیغ می کنند. اگر یک گوشه ای چنین اتفاقی افتاد دلیل بر این نیست که همه فاسدند. داشتن حسن نیت و حسن ظن و توکل بالا بهترین حاشیه امن برای فرزندان ماست.

سوال شماره چهار

دختری هفت ماهه دارم. سه ماهه پاهایش را به هم می چسباند وحالتی مثل خماری پیدا می کند. ترس ازاین داریم که مقدمه خودارضایی باشد. چه کنیم؟ نمی شود دائم، پاهایش را بازکنیم. خسته می شویم چون تا حواسمان نباشد، پاهایش را به هم می چسباند. قسمت ران دوتا پا را بهم نزدیک می کند. منم گاهی دعوایش می کنم. اوهم دعوا می کند که چرا پاهایم را از هم جدا می کنی. غر میزند. متخصص اطفال آزمایش داد که شاید عفونت ادراری دارد ولی نبود. حدس یک نوع استرس زدند ولی می ترسم مقدمه خودارضایی باشد.

پاسخ

کنجکاوی جنسی و گاها خودارضایی در کودکان از سن چهار و پنج سالگی شروع می شود. و زیر این سن اصلا کودک درکی از این مسائل ندارد که بخواهد درگیر آن شود.
بدون دعوا کردن و ایجاد حساسیت، صرفا در این گونه مواقع حواس او را پرت کنید و با ابزار بازی سرگرمش کنید. به تدریج اگر واکنشی نشان ندهید این عادت را فراموش خواهد کرد.

سوال شماره پنج

دخترم سه سال و نیمه است و مهدکودک می رود. چندبار گفته که در مهد، دختری که هم سن خودش هست به او گفته شورت و شلوارش را دربیاورد و به جیشِش(اصطلاح دخترم) دست زده. می گوید زیر میز رفتیم و این کار را کردیم. به مربی اش گفتم، می گوید اصلاچنین چیزی نیست. بعد از این که به مربی اش گفتم، باز هم دخترم این ماجرا را تعریف کرد. سوالم این است که چه کار کنم؟ کلاسش را بگویم عوض کنند؟
در مورد اعضای خصوصی بدن هم به او آموزش دادم ولی وقتی می گویم اگر دوباره این کار را کرد، به او بگو کار زشتی است و این کار را نمی کنم و به مربی تان بگو. می گوید نه نمی گویم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید..

پاسخ

کنجکاوی جنسی گاها در این سن ایجاد می شود و مهم عکس العمل شماست که این مساله را تشدید کند یا خیر. آموزش هم فقط به حساس کردن کودک کمک می کند و نباید در این مورد آموزشی داد.
با مربی صحبت کنید. حتی الامکان این دو نفر تنها باهم جایی نباشند. مدام فعالیت داشته باشند تا بیکار نشوند. و در صورت انجام این کار، واکنش شدید نشان ندهند و صرفا حواس آن ها را پرت کنند.
شما هم در خانه، بازی های هیجانی مثل آب بازی، دویدن در فضای باز، پریدن از ارتفاع، شنا و … انجام دهید. کودک باید تمام ساعات مشغول باشد و بیکار نباشد. در این مورد حساسیت نشان ندهید. ان شاءالله با صبوری شما مشکل حل خواهد شد.

سوال شماره شش

دخترم الان ۲ سال و نه ماهه است. حدود دو ماهه که او را از پوشک گرفتم. اوایل خیلی خوب می گفت که دستشویی دارد اما الان چند بار در روز دستشویی اش می ریزد و بعدش می گوید ببخشید، حواسم نبود. منم سعی می کنم دعوایش نکنم اما خوب بعضی وقتها هم دیگر خیلی عصبی می شوم و دعوایش می کنم، مخصوصا اگر خونه دیگران باشد. خیلی وقت ها هم وقتی گریه می کند، دست شویی اش می ریزد. حالا موندم چیکار کنم و چه برخوردی داشته باشم. لطفا راهنمایی ام کنید.

پاسخ

دخترتان آمادگی لازم را برای از پوشک گرفتن نداشته است. پیشنهادم این است یک بار دیگر پوشکش کنید. بگذارید مدتی بگذرد هم خودتان آرامش بیشتری پیدا کنید و هم سن ایشان بالاتر برود. با بالا رفتن سن، این مرحله راحت تر انجام می شود. دعوا کردن و عکس العمل نشان دادن واقعا بچه ها را اذیت می کند و باعث می شود خاطره ای بد در ذهنشان باقی بماند. تحلیل این اتفاق ها برای او خیلی زوده است. بگذارید بعد از سه سالگی، وقتی مطمئن شدید دخترتان آماده است یک بار دیگر امتحان کنید. زمانی که هوا گرمتر می شود برای این کار مناسب تر است. می توانیند بهار یا اوایل تابستان سال بعد دوباره اقدام بکنید و نگران حرف و حدیث های دیگران هم نباشید. کارهای مربوط به بچه ها مسابقه نیست که هر کس زودتر انجام داد، برنده باشد. ان شاءالله با صبوریتون این مرحله هم به راحتی می گذرد.

سوال شماره هفت

اگر بچه های ۵ و ٧ ساله در بازی به الت تناسلی هم دست بزنند و ما بعدا بفهمیم، چه باید بگوییم؟ به روی خودمان نیاوریم یا اینکه در داستان بگویی؟ با این توضیح که مامان بزرگ شان که دیده دعوایشان کرده.

پاسخ

در مواردی مثل مسئله ای که فرمودین چند راهکار قابل ارائه است:
۱-با دیدن این اتفاق اصلا به روی خودتان نیاورید و سعی کنید فضا را عوض کنید. مثلا اینکه ممکن است سرما بخورید یا سردتان بشود الان لباس ندارید. لباس هایتان را زود بپوشید، برویم بازی کنیم.
۲-تا جایی که ممکن است حتی در حالت صورتمان هم ناراحتی و عصبانیت معلوم نباشد.
۳-به احتمال زیاد کودک نسبت به مسئله آگاه نیست و کنجکاوی بچه گانه او را به این سمت کشانده. نباید با کارمان به او حساسیت نشان دهیم یا آگاهی به او بدهیم.
۴-بهتر است به روش غیر مستقیم از تنها بودن آنها در اتاق در بسته جلوگیری کنیم. به هوای سر زدن به آنها، میوه و خوراکی بردن، بازی کردن با آنها و حتی گفتن جملاتی مثل اینکه: “دوست دارم ببینمتون”، “دلم یه هویی براتون تنگ میشه در اتاق بسته باشه” و جملات محبت آمیز دیگر.
۵-کارهایی که انرژی بچه ها را تخلیه کرده و آنها را خسته می کند، زیاد در خانه انجام دهید و برای آنها در هفته، برنامه مشخص داشته باشید. کارهایی مثل: آب بازی بدون محدودیت در حمام که حسابی به هم آب بپاشند و خسته شوند. رنگ بازی در حدی که با پا و دست در رنگ بروند، پا کوبیدن روی زمین و شعر خواندن، آرد بازی، به استخر و پارک رفتن و دویدن و فریاد زدن در محیط باز.
۶- در کل نگران نباشید. این موضوع در خیلی از خانواده ها اتفاق می افتد. در سنی بچه ها دوست دارند از جزئیات بدن هم آگاه باشند. عکس العمل ما باعث می شود این قضیه ماندگار شود یا به راحتی و با کمی صبوری از بین برود.
ان شاءالله با کوشش وتلاشی که دارید مسئله دیگر تکرار نشده و حل شود.

سوال شماره هشت

اگر دختری همراه پسری عورت خود را به هم نشان دهند. والدین و یا مربی چه عکس العملی باید از خود نشان دهد؟ و این موضوع هشدار مطلبی هست؟ واگر کودک قضیه را منکر می شود چه جور باید برخورد کرد؟

پاسخ

در این سوال، سن بچه ها ذکر نشده است. ولی در سنین مختلف بچه ها نسبت به بدن خودشان و در مرحله بعدی نسبت به بدن دیگران کنجکاو شده و دوست دارند تفاوت ها را بدانند. هر چقدر بچه ها در سنین کودکی نسبت به این مسئله کمتر آگاه شوند بهتر است ولی در زمان فعلی، این کنجکاویها در سنین پایین تر اتفاق می افتد. در زمان وقوع این موارد نکات زیر ضروری است:
۱-به هیچ وجه نباید کودکان متوجه ناراحتی، عصبانیت و یا شوکه شدن ما شوند.
۲-به محض دیدن این طور موارد سریع حواس آنها را پرت کرده و با گفتن جملاتی نظیر: چقدر سرده زود لباس هایتان را بپوشید بریم بازی کنیم و …آنها را از فضا دور کنید.
۳-نباید بچه ها را به هیچ وجه تنها گذاشت. و البته نباید مستقیم هم وارد عمل شد. در اتاق بازی آنها به بهانه های گرم بودن هوا، دل ما برایشان تنگ می شود اگر آنها را نبینیم، بردن خوراکی و … باید همیشه باز باز باشد.
۴-هر چند دقیقه یکبار باید به بازی بچه ها سر زد و با آنها هم بازی شد.
۵-راجع به این مسئله نباید با بچه ها گفت و گو کرد. آنها از روی کنجکاوی این کار را انجام دادند. نباید کار آنها را به شیوه برگترها و با این نوع ادبیات تعبیر کرد و مورد بازخواست قرار داد.
۶-باید خانواده ها روی پوشش، فیلم و سریال، گفت و گوهایشان دقت لازم را داشته باشند. از طرف دیگر ماجرا روی لباس عوض کردن کودک، دستشویی بردنش و … حساسیت بیش از حد نداشته باشند.
ان شاءالله این حادثه دیگر تکرار نشده و موجب نگرانی شما نشود.

سوال شماره نه

با دختر بچه ای هشت ساله که نسبت به برخی تفاوت های جنسی بین دختر و پسرها حساس شده چگونه باید رفتار کرد؟ در حالی که نمی دانیم اطلاعاتش در چه حد است و آگاهی هایش را از کجا کسب کرده؟ فقط می دانیم که یک مورد پیش آمده که به یک پسر کوچکتر از خود دست زده ولی از او خواسته به کسی چیزی نگوید.

پاسخ

با توجه به اطلاعات کلی که از کودک داریم چند عامل که احتمال دارد باعث به وجود آمدن مسئله شده باشد را عنوان می کنیم:

۱- سختگیری در امر پوشش، دستشویی رفتن، لباس عوض کردن و … وقتی همراه با تذکرهای مدام باشد باعث ایجاد حس کنجکاوی و لجبازی در کودک می شود.

۲- رعایت نکردن حدود هم باعث ایجاد حس کنجکاوی می شود. لازم نیست مرتب به فرزندمان بگوییم: ما داریم لباس عوض می کنیم نیا تو. ولی این نکته مهم است که خودمان در اتاق، جایی که کودکان نباشند لباس عوض کنیم. و حواسمان غیر مستقیم و بدون ایجاد حساسیت، به حمام رفتن بچه ها، دستشویی رفتن آنها و بازی هایشان باشد.

۳- بچه ها بدون برنامه و مدت طولانی نباید تنها باشند. احتمال دارد این تنهایی و بیکار بودن، آسیبهای زیادی برایشان به همراه داشته باشد.

۴- فعلا ( و با فرض اینکه این کار چند بار محدود تکرار شده و به عادت رفتاری تبدیل نشده) به او عکس العمل نشان ندهید. هر گونه عکس العمل نا به جا در این سن کودک را به مرحله مخفی کاری برده و کار خراب تر خواهد شد.

۵- به او محبت بیشتری بکنید. در روز برای ابراز احساسات به او برنامه داشته باشید. روزانه او را در آغوش بگیرید و ببوسید. به او اعلام کنید چقدر دوستش دارید. شما و پدر به تنهایی در ماه یا هفته وقتی را برای او بگذارید. با او کارهای دلخواهش را انجام دهید. بیرون بروید و …

۶- سختگیری های احتمالی در امور مذهبی را با توجه به اینکه کودک هنوز به سن تکلیف نرسیده، کنار بگذارید. از هر گونه امر و نهی مستقیم فعلا پرهیز کنید و تا حد امکان فقط خوبی های او را ببینید و تشویق کنید.

۷- اگر رابطه خوبی با معلم مدرسه ایشان دارید یا مدرسه پذیرش این مسئله را دارد، میتوان ساعاتی را در مدرسه به عنوان کمک، حضور داشته باشید و ببینید رفتار دخترتان با دوستانش چطور است و چه بازیهایی با هم می کنند.

۸- اگر کودک شما با پسر کوچکی که فرمودید، با هم باز هم ارتباط دارند، بدون نشان دادن حساسیت، فعالیتهای جالب و مشترک بین آنها ایجاد کنید: مثلا آشپزی و …

۹- اگر قضیه مجددا با تمام تدابیری که اندیشید و برنامه ریزی کردید، تکرار شد، دوباره شرایط را برای ما بفرستید.

سوال شماره ده

پسر چهارساله من علاقه زیادی به خاله بازی و روسری پوشیدن دارد. نقش زن مثل مامان یا عمه یا دختر عمه شدن را دارد؛ به نظر شما آیا ایرادی در این موضوع وجود دارد؟ آیا علت این مساله کم‌رنگ بودن پدرش در زندگی و وابستگی شدید به مادر است که باید تصحیح شود؟

پاسخ

تا حدودی این رفتار می تواند طبیعی باشد و اگر در حد این توصیفات شما باشد، جای نگرانی نیست.
با کمی وقت گذاشتن می توان او را به بازی دیگر هم علاقه مند کرد.
راهکار ها:
۱. پدر وقت اختصاصی برای او بگذارد. حداقل یک ساعت در روز با او بازی کند. بازی های هیجانی مثل دنبال بازی، پلیس بازی، فوتبال، کشتی گرفتن.
۲. آخر هفته ها حتما به طبیعت بروید. پارک، کوه و …
۳. در صورت امکان یک هم بازی پسر و هم سن برای او پیدا کنید. باهم پارک بروید، و یا ساعاتی را در خانه ی یکدیگر بازی کنید.
فقط حتما به یاد داشته باشید که حساسیت خود را نسبت به این دست بازی های پسرتان، به هیچ وجه نشان ندهید. حساسیت های والدین موجب لجبازی در کودکان می شود.

پرسش و پاسخ هایی در رابطه با پوشش و حجاب د رکودکان

پوشش کودک و کلا پوشاک، یکی از نیاز های اولیه ی کودک است. با توجه به دغدغه های دینی خانواده، به چالش خانواده ها با بچه ها تبدیل شده است.

ما سعی داریم، با ساده کردن مساله پوشش کودک و ارائه راهکارها، این چالش را به فرصتی برای ارتباط بهتر با کودک تبدیل کنیم.

پیشنهاد می کنیم کارگاه تربیت دینی بالای هفت سال را ببینید تا بیشتر با چالش های تربیت دینی کودکان و نحوه مواجهه با آن آشنا شوید.

در نوشته ی زیر، سعی کردیم با ارائه ی نمونه ای از پرسش و پاسخ ها، راهنمای برخی از این مسائل در زمینه ی پوشش باشیم.


سوال شماره یک

دخترم یک سال و هشت ماهه است. کلا دوست دارد داخل خانه لخت بگردد. اول شلوارش را در می آوره و بعد از چند دقیقه به من می گوید لباسش را هم در بیاورم. سعی می کنم حواسش را پرت کنم اما فایده ای ندارد. مادرم خیلی اصرار دارند که از الان نگذار لخت باشد، عادت می کند . نمیدانم چکار کنم.

پاسخ 

بچه ها هر چیزی که مانع راحتی شان شود را معمولا دوست ندارند. این علاقه ها دوره ای است و برطرف می شود. فقط باید حساسیت نشان ندهید.
بر خلاف نظر مادربزرگ محترمش، ما اعتقاد نداریم چیزی در بچه عادت می شود. اتفاقا وقتی رفتاری در کودک ماندگار می شود که ما مرتب بخواهیم جلویش را بگیریم و منعش کنیم. اجازه بدهید یک مدت بدون لباس باشد. هیچ اتفاقی نمی افتد. بعد از مدتی کم کم با بازی، لباس تنش کنید یا زمان هایی را برای او اختصاص بدهید که بدون لباس در حمام آب بازی کند.
نکته دیگر اینکه کودکتان را زود از پوشک گرفتید. زمان از پوشک گرفتن و از شیر گرفتن تقریبا باهم یکی شده بوده. بین از پوشک و از شیر گرفتن و جدا کردن زمان خواب باید فاصله معقول و زیادی باشد که بچه دچار اضطراب نشود.

سوال شماره دو

دختر پنج ساله ای دارم که علاقه به لباس هایی دارد که عکس باربی، آنا و السا رویشان است،
از طرفی مایل نیستم این لباس ها را برایش تهیه کنم. به دلیل تغییر سلیقه و دامن نزدن به تهاجم فرهنگی.
میخواستم بدونم آیا نخریدن کار درستی هست؟ چی باید به او بگویم و با او برخورد کنم؟

پاسخ 

علاقه بچه ها به لباسهای عکس دار و جذاب، زیاد است. به خصوص دخترها خیلی در این زمینه نیاز بیشتری دارند. خوب است در این زمینه، حساسیت نشان ندهید. برای او لباس های جذاب بخرید. حتی می شود لباس های ساده و تک رنگ خرید و به او اجازه داد با پارچه رویش را تزیین کند، با رنگ نقاشی کند و …
اگر باز هم مایل بود فقط این نوع لباس ها را داشته باشد، برایش بخرید. با یکی دو بار پوشیدن این لباس ها هیچ اتفاقی برای کودک نمی افتد و چه بسا با نخریدنش و پافشاری روی خواسته خودمان، باعث می شود کودک نسبت به موضوع حریص تر شود.

سوال شماره سه

من یک برادر زاده ی ۳ سال و نیمه دارم. تنها نوه ی خانواده است. به لباس و پوشش خودش اهمیت زیادی می دهد. همیشه لباس هایش را با بقیه بچه ها مقایسه می کند. اخیرا هم وقتی می بیند یک بچه لباس جدید خریده، خیلی ناراحت می شود. کلا با آن بچه دیگر حرف نیمی زند و می گوید باید برید و مثل لباس آن بچه برای من هم بخرید حتی اگر همان روز برایش لباس خریده باشند، می گویند من مثل لباس های آن بچه می خواهم.
و مادربزرگ «مادر من» هم بلافاصله با بچه همراهی می کنند و سریع بچه را بازار می برند و برایش لباس تهیه می کنند. در برابر این رفتارها چکار باید بکنیم؟

پاسخ 

این رفتارها برای بچه سه سال و نیمه خیلی زود است. حساسیت ما به عنوان بزرگتر روی لباس، رسیدگی زیاد به ظاهر باعث ایجاد حساسیت در کودک می شود.
ما اصولا به همین حد قائل نیستیم، و تمام حساسیت ها را به بچه ها انتقال می دهیم. مرتب راجع به سر وضع کودک صحبت می کنیم. بهش می گوییم چی به چی می آید و چرا این را با آن یکی پوشیدی. خود این قضیه مغز بچه را نسبت به یک چیزهایی حساس می کند که نباید حساس کند. و در واقع با دست خودمان بچه را از عالم بچگی بیرون می کشیم. و پرتش می کنیم به عالم بزرگسالی. او هیچ درکی از این ماجرا ندارد و کارها و حرکاتش اغراق شده می شود. باید حواسش را پرت کرد. کم کم از این ماجراها او را بیرون کشید. با بازی و فعالیت کودک را مشغول چیزهای دیگر کرد. مادرتان را هم قانع کنید که این کار به صلاح بچه نیست. و این هزینه را بگذارند و وسایل ساخت و ساز و جذاب برای بچه بخرند.
اصولا ما باید خودمان و روش زندگی مان را تغییر بدهیم. آن وقت کودک هم تغییر خواهد کرد.

سوال شماره چهار

من امروز با پسر دو سال و چهار ماهه ام به یک مشکل برخوردم. امروز وسط آشپزخانه، کل لباس هایش را در آورد، پوشکش را باز کرد و گفت: میخوام لخت باشم! من سریع پوشکش را بستم ولی نه لباس می پوشد و نه می گذارد من تنش کنم. لباس دیگری تنش کردم، در آورد. به او کلی گفتم که “همه آدم ها، لباس می پوشند. نپوشی مریض میشی، سرما میخوری.” می گوید: “می خوام مریض بشم، میخوام مثل نی نی ها لخت باشم.” فکر کنم منظورش عکس بچه های روی بسته پوشکهاست!
انگار از بدون لباس بودن خوشش آمده است و آخرش هم همان طوری خوابش برد. حالا تا یک ماه پیش، مشکل من این بود که حتی دست و پایش را هم نمی گذاشت لخت بماند یعنی پاچه شلوار یا آستینش بالابرود. حالا هم اینطوری می کند. من چه کاری باید بکنم؟ دعواش کنم؟ بی اعتنایی کنم؟

پاسخ

خیلی از بچه ها در این سن، این چنین مشکلاتی دارند و لباس پوشیدن برای آنها نوعی بازی است. در این موارد، نه حساسیت نشان بدهید و نه دعوایش کنید. مدتی با لباسهایش با هم بازی کنید. لباس های قدیمی ترش را بشویید. بگذارید لباس هایش را خودش تنش کند و دربیاورد. شرایط آب بازی، رنگ بازی و خاک بازی با لباس کم یا بدون لباس و با پوشک را برایش فراهم کنید. به مرور که حساسیت شما کم بشود، این مرحله هم میگذرد.

سوال شماره پنج

دختر من سه ساله است، حدود دو ماه است که او را از پوشک گرفتم. به هیچ وجه راضی به پوشیدن شورت زیر شلوار خودش نمی شود و احساس اذیت شدن می کند. پدرش به شدت روی مسئله شورت پوشیدن، حساس است. نمیدانم باید چی کار کنم. می گویم یک خورده بزرگ بشود درک می کند باید شورت بپوشد ولی پدرش می گوید عادت می کند و دیگر شورت نمی پوشد. ممنون می شوم جواب من را بدهید.

پاسخ

در قدم اول شما باید با همسرتان صحبت کنید و ایشان را قانع کنید که بروز حساسیت به کودک فقط نتیجه ی عکس دارد و او را لجباز می کند. و اینکه او یک دختر سه ساله است و درکی از درست یا غلط بودن کارش ندارد.

بعد از مدتی که به رفتار کودک هیچ واکنشی نشان ندادید، سعی کنید او را در در خرید لباس مشارکت دهید.

همراه او به مغازه بروید و با سلیقه و انتخاب خودش لباس زیر بخرید. می توانید در خانه با رنگ انگشتی لباسش را باهم رنگ کنید تا کم کم به آن علاقه مند شود. ان شاءالله با صبوری شما و همسرتان این مساله حل خواهد شد.

سوال شماره شش

من از سن ۴سالگی، جلوی پسرم از پوشیدن لباس های تنگ، کوتاه و بدن نما خودداری کردم. حالا با ورود نوزاد جدید آیا می توانم جلوی پسرم به او شیر بدهم ؟ یا انجام این کار باید در محیطی جداگانه باشد؟ البته لباسهای شیر دهی و یقه های حجاب تا حدود زیادی کار را آسان کرده و مانع از این می شود که هنگام شیر دهی حجم زیادی از سینه مشخص شود و من در حال حاضر از این لباس ها تهیه کرده ام اما ناگزیر به هنگام شیردهی قسمتی از سینه نمایان خواد شد. از طرفی اکثر روان شناسان معتقدند که هنگام شیر دهی به فرزند دوم، فرزند اول خود را نیز در آغوش بگیرید تا احساس نکند که شما نوزاد جدید را بیشتر دوست دارید‌. اگر من به خاطر شیردهی مجبور شوم به اتاقی دیگر بروم و مانع از ورود پسرم بشوم این کار قطعاً صدمات روحی وروانی زیادی برای فرزند اولم دارد. پس لطفاً مرا راهنمایی کنید.

چندین نکته در رابطه با نحوه ی تعامل با فرزند اول را در مقاله ی وقتی قرار است فرزند دوم به خانه بیاید، بخوانید.

پاسخ

راجع به مسئله پوشک کردن نوزادجدید، خوب است به طور مستقیم در معرض دید پسرتان نباشد. میشود زمان هایی که او مشغول بازی است یا سرگرم فعالیت، پوشک را عوض کنید.
اگر او مشغول کاری نبود، نباید او را حساس کنید. حساسیت شما و عنوان جملاتی چون: برو بیرون دارم پوشک عوض می کنم، نگاه نکن زشته، تو پسری نباید دخترها رو نگاه کنی و …
بدون اینکه حساسیت ایجاد کنید طوری که پسرتان متوجه شود، میتوان در گوشه ای دخترتان را عوض کنید. حتی اگر پسرتان حساسیت داشت که لحظه عوض کردن پوشک حضور داشته باشد، مانعش نشوید. با چند بار حضور او اتفاقی نمی افتد ولی با حساسیت نشان دادن، او بیشتر کنجکاو می شود و چون سنش هم زیاد است ممکن است در نبود شما بخواهد خودش همه کارهایی را که شما انجام می دهید، تکرار کند.
در مورد شیر دادن هم مثل پوشک عوض کردن، حساسیت نشان ندهید. فرزند اول به محض ورود فرزند جدید به خانواده، تا چند ماه نسبت به مادر و کودک جدید حساس می شود. اگر همه کارها را طبیعی جلوی او جلوه دهیم حساسیت او برطرف خواهد شد و اگرنه حساسیت باقی خواهد ماند.
این مسئله مهم است که ما خودمان بی توجه نسبت به دیده شدن اعضای بدن مانند سینه، نباشیم ولی حساس هم نباشیم که اگر پسر ما شیر دادن را دید اتفاق عجیب و غریبی برایش خواهد افتاد.امیدواریم خدا به شما توان و صبر عنایت کند و همه چیز به خوبی و خوشی بگذرد.

سوال شماره هفت

میخواستم بدانم با توجه به اینکه در احادیث حجاب را از ۷سالگی برای دخترخانم ها توصیه کردند، ما چطور این موضوع را برایشان اجرا کنیم که هم حالت بازی نشود و هم کامل به آن عادت کنند؟

پاسخ

من حدیثی در این زمینه ندیدم. حجاب تا زمانی که بچه ها قدرت تجزیه تحلیل این مقوله را داشته باشند به عنوان بخشی از پوشش زن معرفی شود. یعنی بچه از حدود ۳ سالگی تا ۴ سالگی که لباس، برایش موضوع می شود و سعی می کند از لباس بزرگترها تقلید کند، چادر باید در کمد لباس هایش باشد و در مهمانی ها همراهش باشد. ولی فقط به عنوان بخشی از پوشش نه اینکه سرش کند و یا ما او را اجبار کنیم. از ۶ یا ۷ سالگی توصیه کنیم که چادرش را بپوشد. و از ۹ سالگی او را مکلف کنیم.
در بازه ی ۶سال تا۹ سال چند نکته مهم است:
۱٫ تشویق بسیار به خصوص در جمع.
۲٫ فشار نیاوردن و سرزنش نکردن و طعنه و کنایه نزدن.
۳٫ داشتن مربی و الگوهای مناسب چادری.
۴٫ بها دادن به لباس های رنگی و شاد و بر اساس علاقه.
۵٫ بها دادن به خیاطی و دوختن چادر نماز و … توسط خود دخترها.
۶٫ نباید در این سن کودک حس کند چادر یک شیئ مزاحم و دست و پاگیر است. بنابراین خیلی مهم است محیط دخترانه ای برای بازی و تفریح بچه ها بدون حجاب فراهم باشد و کمتر در طول روز مجبور به حجاب گرفتن باشند.
۷٫ در نهایت اینکه ابراز احساسات پدر نسبت به حجاب مادر و اظهار خرسندی و داشتن اعتماد به نفس مادر نسبت به چادرش در گرایش فرزند ما به چادر خیلی موثر است. حتی آن وقت پسرهای ما هم علاقمند به همسر چادری می شوند.

سوال شماره هشت:

سوالی که ذهن پسر من را خیلی درگیر کرده است، این است که چرا در فیلم های خارجی، خانم ها حجاب ندارند؟ و اینکه این ها خیلی آدمهای بدی هستند که حجاب ندارند؟

پاسخ

در مواجهه ی با اینگونه سوالات بچه ها بهتر است مساله را ساده و ملموس کنید. مثلا بعضی بچه ها نمی دانند زدن کار بدی است ولی بعضی بچه ها می دانند و مادرشان گفته کار بدی است ولی حرف گوش نمی دهند. آنهایی که حجاب ندارند بعضی هایشان نمی دانند، اگر به آنها بگوییم ممکن است حرف مان را گوش کنند. ولی بعضی هایشان (بازیگران خارجی) ممکن است حرف مان را گوش ندهند. البته باید به این نکته توجه داشت که بچه ای که در سنین پایین اینقدر جزئیات را می بیند و سوال می کند، مشخص است که اطلاعات زیادی به او داده ایم و زودتر از سنش مسایل را تجزیه تحلیل می کند. این نکته در طولانی مدت مسئله ساز است.

سوال شماره نه:

دخترم به خانم های بی حجاب علاقه نشان می دهد، هرچند که ٩٠درصد همنشین هایمان مذهبی های مهربانی هستند، باز هم گرایش دارد،چه کنم؟

پاسخ

یک نکته ی اساسی در مورد کودکان در این سن، این است که مسائل آنها را کودکانه ببینیم. خیلی از این احساسات زودگذر است. در صورتی که این حالت تداوم داشته باشد، یکی از عوامل مهم آن ضعف اعتماد به نفس کودک است. برای حل آن باید روی اعتماد به نفس کودک کار کرد.

سوال شماره ده:

پسری چهار ساله دارم که بعد از دستشویی، بدون پوشش جلوی بقیه می آید و هرچی ما به او می گوییم زشت است و کسی نباید ببیند، فایده ای ندارد . از چه زمانی بچه ها این حیا را پیدا می کنند و متوجه می شوند که باید پوشش داشته باشند؟

پاسخ:

در سن زیر ۷ سال به خصوص زیر ۵، اصلا بچه ها درکی از خوبی و بدی ندارند. ما می توانیم با اصرارهای زیاد، با تاکییدهای مداوم، با سیستم تشویق و تنبیه و هزار عامل دیگر، آنها را نسبت به ارزش ها شرطی کنیم ولی خب این روش ها ماندگار نیستند و باعث می شوند هر کجا خودمان و این ابزارها نیستیم، بچه ها دوباره کار خودشان را بکنند. حساس کردن بچه ها نسبت به پوشش، نسبت به دستشویی و … فقط کار را خراب می کند. بهتر است حساس نباشید. وقتی مدتی حساسیت نشان ندهید، بعد از یک مدت این کار او کم تر خواهد شد. و به مرور با بازی، می توانید حواسش را پرت کنید و لباس تنش کنید، بدون اینکه بخواهید به او تذکر بدهید.

پرسش و پاسخ هایی در مورد خواب کودک

خواب کودک، یکی از نیاز های اولیه ی زندگی اوست که اگر این نیاز خوب تامین شود، تاثیر به سزایی در رشد و شادابی کودک دارد.

نحوه ی خواب کودک، سن جدا کردن محل خواب کودک از والدین، میزان ساعات خواب کودک از جمله عواملی است که در کیفیت خواب و هم چنین بروز مشکلات دیگر، مانند اضطراب، وسواس، انگیزه و علاقه ی کودک موثر است. پیشنهاد می کنیم علاوه بر مطلب زیر، مقاله بهترین سن جدا کردن محل خواب کودک چیست را نیز بخوانید.

در نوشته ی زیر، سعی کردیم با ارائه ی نمونه ای از پرسش و پاسخ ها، راهنمای برخی از این مسائل در رابطه با خواب کودک باشیم.

سوال شماره یک

دختر من سه ساله است و از زمان تولد تا الان، عادت داشته که روی پا بخوابد و ما تکانش بدهیم و تا این کار انجام نشود، خواب نمی رود. اما الان این کار خیلی برای ما عذاب آور شده. با توجه به اینکه منتظر تولد فرزند دوم خود هم هستیم و بسیار تلاش کردیم تا از این عادت دوری کند اما موفق نشدیم و با گریه کردن های شدید ما را متقاعد به عمل کردن این کار کرده. می خواستم بدانم چه جوری او را از این عادت بگیریم چون قطعا با آمدن فرزند دوم، این کار عذاب آور تر می شود.

پاسخ

عادتی که سه سال هست شکل گرفته را نمی شود یکدفعه برطرف کرد. این کار به کودک آسیب می زند. با توجه به شرایط شما و ورود کودک جدید، باید باز هم احتیاط بیشتری بکنید. تغییرهای این دوران از طرف والدین، نباید مهم و تاثیرگذار باشد. می توانید در قالب بازی، مدلهای مختلف بخوابید. در خاله بازی راه های مختلف خوابیدن مثل به پهلو خوابیدن و … را بازی کنید. و حواستان باشد او را حساس نکنید و اصلا مستقیم چیزی نگویید.
ضمانت اجرایی روش ترک عادت، این است که حساسیت تان را کنار بگذارید و اصلا نشان ندهید. بعضی مواقع بگویید دوست دارید بغلش کنید و به هم مهربانی کنید می شود کتاب داستانی که تصویر بچه ای که کنار مادرش خوابیده را به او نشان دهید و قصه اش را بگویید. شب ها دخترتان را کنارخودتان بخوابانید و بغلش کنید که احساس امنیتش از بین نرود.

سوال شماره دو

به چه صورت جای خواب دخترم که چهار سال دارد از خود جدا کنم؟

پاسخ 

خیلی خوب است که عجله نکردید و تا این سن، کودک را از خود جدا نکردید. جدا کردن زود هنگام، باعث مشکلاتی در بزرگسالی خواهد شد. این کار نیازمند صبر و بردباری شماست. و تا حدودی به علایق کودک شما بستگی دارد.
در صورتی که کودک آمادگی لازم را دارد:
۱. می توانید اتاق و یا محل خوابش را برای او جذاب کنید. مثلا همراه هم پارچه بخرید و ملحفه ی تخت و یا بالشت را با هم بدوزید.
۲. می توانید چند شب همه در اتاق و یا محل خواب کودک بخوابید. و بعد به تدریج شما از او جدا شوید.
۳. بعد از جدایی، شب ها هنگام خواب در کنارش بمانید و برایش کتاب و قصه بخوانید.
ان شاءالله به مرور از شما جدا خواهد شد.

سوال شماره سه

من پسرم سه سال و هشت ماهه است و حدودا یک سال و سه ، چهار ماهه بود که ما به خانه دو خوابه رفتیم و من او را جدا می خواباندم و بعد تنهایش میگذاشتم و هیچ مشکلی با این قضیه نداشت!
بعدها هم که او را از شیر گرفتم، بعد از روش های مختلف برای خواباندنش، نهایتا برایش کتاب میخواندم تا بخوابد و بعد تنهایش میگذاشتم.
اما بعد از به دنیا آمدن پسر دومم که الان هشت ماهه است امکانش نیست که پسر بزرگم را جدا بخوابانم و بعد سراغ پسر کوچکم بروم. چون همسرم به خاطر مشغله زیاد، امکانش را ندارد که پسر کوچکم را نگاه دارد تا من پسر بزرگم را بخوابانم. و معمولا پسر کوچکم چون هم زمان خوابش می آید، مدام گریه می کند. از وقتی که بچه دوم به دنیا آمده، ما به یک خانه ی یک خوابه آمدیم و شب، موقع خواب همه به یک اتاق می رویم. و معمولا تا من پسر کوچکم را شیر بدهم و خوابش ببرد، پسر اولم هم کنارم خوابش می برد و من او را بیرون میبرم و سر جایش می خوابانم.
برای مسئله جدا خوابی فرزند بزرگم، لطفا راهنماییم کنید که باید چیکار کنم؟

پاسخ

وضعیت شما طوری است که نباید فشار بیش از حد به خودتان وارد کنید. به دنیا آمدن بچه دوم و نقل مکان به خانه جدید، هر کدام سختی هایی را برای شما به همراه دارد. فعلا برای خواب فرزند اول تان صبر کنید تا شرایطتتان حالت طبیعی به خودش بگیرد.
فعلا کنار شما خوابیدن، مشکلی برایش ایجاد نمی کند. چند ماه که گذشت اگر قصد ماندن در همین منزل یک خوابه را داشتید، می شود اتاق را به او اختصاص دهید یا گوشه ای از هال برایش فضا ایجاد کنید تا متعلق به خودش باشد.

سوال شماره چهار

من یک پسر ۴ سال و دو ماهه دارم که الان حدود یک هفته است که دارم تلاش می کنم جای خوابش را جدا کنم ولی هروقت می گویم دیگر باید اتاق خودت بخوابی، می گوید من از تنهایی می ترسم. دو شب هم کنارش ماندم تا خوابش ببرد و بعد از اتاق بیرون آمدم. ولی نزدیک های سحر بیدار شد و دوباره به اتاق ما آمد. بعدش هم دیگر برای خواب به اتاق خودش نرفت و گفت: تنهایی خوابهای بد می بینم.
حالا باید چه کار کنم؟ درست است که باز هم اجازه بدهم با ما بخوابد؟

پاسخ

فعلا پافشاری نکنید. در اتاق خودتان برایش رختخواب بیاندازید یا تختش را بیاورید.
بعد می شود کم کم همه برای خواب، به هال بروید و بعد از مدتی، باهم اتاقش را کمی تغییر بدهید. پرده بدوزید، تختش را عوض کنید یا رنگ کنید. خلاصه هر کاری که لازم است تا اتاقش به نظرش جذاب تر بیاید.
در عین حال، روزها خیلی به او محبت بکنید. زباد در آغوشش بگیرید، ببوسیدش و بگویید چقدر دوستش دارید.
بازی هم با او بکنید. شب ها او را بغل کنید. برایش قصه بگویید و هر کاری به او آرامش می دهد.
نباید فکر کند قرار است شما و محبت تان را از دست بدهد. این حس خیلی بد است و بچه ها را دچار اضطراب می کند.

سوال شماره پنج

پسر من ۴سال و۹ ماهه است. برای خوابیدن می گوید یکی پیش من بخوابد. ما هم هرشب یکی کنارش می خوابیم. قصه های صوتی یا کتاب برایش می خوانیم. ولی بعد از دو و سه ساعت بیدار می شود. پیش ما می آید و نمی گذارد. ما هم بخوابیم. باز باید برسم پیشش بخوابم ولی بازهم فایده ندارد. بعد از دو و سه ساعت دیگر می آید و من دیگر خسته می شوم. می گویم همین جا بخوابد. ممنون می شوم، راهنمایی ام کنید.

پاسخ

وابستگی کودکان در خواب، می تواند علت های مختلفی داشته باشد. زود جدا کردن محل خواب، دور ماندن از مادر در زمان های طولانی، تولد فرزند دوم، برخی اتفاق های ناگوار در زندگی مثل تصادف، از دست دادن عزیزان و … . برای جلوگیری از ادامه دار شدن این روند، در درجه ی اول باید حساسیت خود را از این مساله کنار بگذاریم. برای مدتی مثلا حدود دوماه، بدون اشاره به این مساله، همه باهم بخوابید. این خوابیدن دسته جمعی می تواند در اتاق کودک، در اتاق شما و یا حتی سالن پذیرایی باشد. بگذارید کودک اعتمادش جلب شود. بعد از گذشت چند مدت، به تدریج محل خواب او را جدا کنید.

سوال شماره شش

پسرم چهار سال و دو ماهه است و دخترم چهار ماه، تا قبل از تولد دخترم، همه با هم می خوابیدیم. اما از بعد تولد فرزند دوم، به علت محدودیت جا، پسرم در اتاق خودش، همراه با پدرش می خوابد. سوالم این پسر و دختر من می توانند اتاق خواب مشترک داشته باشند؟ تا چه سنی؟ یکی از کارهایی که می خواستیم بکنیم که انگیزه ای برای جدا خوابی بشود، این بود که وقتی دخترم یک سالش شد، تخت دو طبقه بگیریم و فضای خواب شان جدا از ما بشود، اما نمی دانم تا چه سنی می توانند با هم اتاق مشترک داشته باشند.

پاسخ

بهترین سن جدا کردن محل خواب، چهار سالگی به بعد است. اولا کودک سایر بحران های کودکی مانند از شیر گرفتن در دو سالگی و از پوشک گرفتن در سه سالگی را پشت سر گذاشته و آماده ی رو به شدن با این مساله است.
دوما در سن زیر چهار سال، کودک درکی از مفهوم در زدن و اجازه گرفتن را ندارد و به راحتی وارد اتاق پدر و مادر می شود. خوب است در سنی جدا شود که این مفهوم را درک کند.
مساله دوم: داشتن اتاق مشترک برای یک خواهر و برادر به خودی مساله ای ایجاد نمی کند‌.
در روایت ها هم به این موضوع اشاره شده که از شش سالگی در یک بستر نباشند. یعنی یک پتوی مشترک نداشته باشند.تخت های جدا در یک اتاق مشترک موردی ندارد.

سوال شماره هفت

درمورد جداکردن جای خواب بچه، از دید اسلام بفرمایید. پسرمن۱۰ماهه است و پیش ما می خوابد.

پاسخ

در مورد جدا کردن جای خواب فرزندان به طور مستقیم در روایات و توصیه های ائمه، سنی ذکر نشده است. آنچه در توصیه های دیگران که موافق زود جدا کردن هستند می شنوید ناظر به چند نکته است:
۱- آیه استئذان سوره نور آیه ۵۸ و ۵۹ که توصیه می کند در زمان های خاصی فرزندان به هنگام ورود به اتاق والدین اجازه بگیرند.
۲- روایتی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله که می فرماید:
سوگند به کسی که اگر در اتاقی که کودکی در آن بیدار است با همسر خود همبستر شوید (آمیزش کنید) موجب می‌شود که کودک روی رستگاری را به خود نبیند.
در تکمیل این ها برخی روانشناسان هم با تاکید بر استقلال کودک سنین پایین (از ۵ماهگی تا ۱۵ ماهگی) را توصیه می کنند. در مورد آیات و روایات مورد استناد باید گفت که بیشتر دغدغه این است که کودک در معرض مسائل زناشویی نباشد. نه اینکه محل خوابش را بالکل از پدر و مادر جدا کنند. به قول فقها آیات و روایات از این جهت در مقام بیان نیستند. پس با حفظ این شرط می توان کودک را پیش خود خواباند.
آنچه در روانشناسی مطرح می شود این است که «خواب کودک دو مرحله دارد: مرحله سبک و عمیق، در مرحله سبک، چشم حرکت REM دارد و نیمه بسته است. بدن پیچ و تاب می خورد و حرکات تنفسی کودک نامنظم است. در مرحله عمیق، بدن آرام، و تنفس منظم است و دست ها و پاها در دو طرف بدن رها می شود.
۸۰ درصد خواب کودکان سبک است و تا ۳ سالگی ۸۰ درصد خواب عمیق می شود و این پدیده از الطاف اللهی است تا کودک درخواب سبک بتواند در برابر سرما، گرسنگی، گرفتگی بینی و قطع تنفس عکس العمل نشان دهد.
کوکان، دائم از مرحله خواب سبک به عمیق و برعکس در حال تغییرند و این تغییر دائم دفعات بیداری و نتیجه دفعات زمان آسیب پذیری را بیشتر می کند. وجود مادر کنار کودک می تواند انتقال از خواب سبک به عمیق را با شیردهی یا نوازش و لالایی راحت تر کند و در صورت عدم حضور مادر، انتقال، به راحتی انجام نمی شود و کودک گریه های عصبی سر خواهد داد.»(مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی)
ضمن اینکه کودک از ۳سالگی ترس و تاریکی و اضطراب و این ها را درک می کند و برایش تنها خوابیدن ممکن است موضوعی ترسناک شود. از طرفی دیگر دوره های مختلفی مثل از شیر گرفتن، از پوشک گرفتن برای بچه ناراحت کننده است و فشار روانی خود را دارد، به همین خاطر پیشنهاد ما این است که بعد از این دو در حدود ۴سالگی از خواب جدا کردن به صورت تدریجی اتفاق افتد.

سوال شماره هشت

دختر من سه ساله است و از زمان تولد تا الان، عادت داشته که روی پا بخوابد و ما تکانش بدهیم و تا این کار انجام نشود، خواب نمی رود. اما الان این کار خیلی برای ما عذاب آور شده. با توجه به اینکه منتظر تولد فرزند دوم خود هم هستیم و بسیار تلاش کردیم تا از این عادت دوری کند اما موفق نشدیم و با گریه کردن های شدید ما را متقاعد به عمل کردن این کار کرده. می خواستم بدانم چه جوری او را از این عادت بگیریم چون قطعا با آمدن فرزند دوم، این کار عذاب آور تر می شود.

پاسخ:

عادتی که سه سال هست شکل گرفته را نمی شود یکدفعه برطرف کرد. این کار به کودک آسیب می زند. با توجه به شرایط شما و ورود کودک جدید، باید باز هم احتیاط بیشتری بکنید. تغییرهای این دوران از طرف والدین، نباید مهم و تاثیرگذار باشد. می توانید در قالب بازی، مدلهای مختلف بخوابید. در خاله بازی راه های مختلف خوابیدن مثل به پهلو خوابیدن و … را بازی کنید. و حواستان باشد او را حساس نکنید و اصلا مستقیم چیزی نگویید.
ضمانت اجرایی روش ترک عادت، این است که حساسیت تان را کنار بگذارید و اصلا نشان ندهید. بعضی مواقع بگویید دوست دارید بغلش کنید و به هم مهربانی کنید می شود کتاب داستانی که تصویر بچه ای که کنار مادرش خوابیده را به او نشان دهید و قصه اش را بگویید. شب ها دخترتان را کنارخودتان بخوابانید و بغلش کنید که احساس امنیتش از بین نرود.

سوال شماره نه

درباره جدا کردن اتاق بچه موقع خواب، سوال دارم. بعضی کارشناسان میگویند از ۱۴ ماهگی بچه جدا بخوابد و بعضی میگویند تا سه سالگی صبر کنید. بین این دو نظر خیلی تفاوت هست! لطف میکنید بفرمایید چه زمانی مناسب است برای جداخوابی بچه ها؟

پاسخ

متاسفانه عمده مشکلات کودکان در سنین پنج و شش سالگی، از جمله اضطراب، وابستگی، لجبازی و … به دلیل عجله ی بی مورد والدین در زود جدا کردن کودک هنگام خواب است.
بهترین سن جدا خوابی کودک، از سن چهار سالگی است که آن هم باید به تدریج و با جذاب کردن محل خواب کودک انجام شود که کودک بتواند خودش محل خواب جدا را انتخاب کند.
اصولا نباید بحران های کودک باهم اتفاق بیفتد. ما در دو سالگی، از شیر گرفتن داریم، در سه سالگی از پوشک گرفتن… پس به دلیل عدم تداخل با این دو بحران، بهتر است جدا کردن محل خواب در چهار سالگی اتفاق بیفتد.

سوال شماره ده

پسرم الان دو سال و هفت ماهه است و من باردار هستم. قبلا همیشه من کنار او می خوابیدم تا خوابش ببرد. یا در اتاق خودش روی زمین و یا روی تخت من و پدرش می خوابیدیم.
الان روی تشک روی زمین خوابیدن، برایم خیلی سخت است شب ها پدرش کنار او می خوابد، اما باز بعد از یک ساعت، می آید و روی تخت ما، کنار من می خوابد تا خوابش ببرد. گاهی تا صبح همان جا ست، چون ماهم خوابمان می برد. حتی اگر وقتی خوابش برد او را به اتاقش ببریم، باز نصفه شب اگر بیدار شود می آید و توی تخت ما می خوابد.
صبح ها اگر زودتر از من بیدار شود، دوباره پیش من می آید و باهم بلند می شویم. چون پدرش صبح ها نیست، مشکلی نداریم. بعداز ظهرها هم کنار من، روی تخت ما می خوابد. اما شب ها اگر من توی اتاقش نروم، باز حتما پیش من می آید.
باید چی کار کنم؟ خصوصا که چندماه دیگر، قطعا این مساله انجامش برایم مقدور نخواهد بود!
مساله دیگر اینکه، جدیدا بیشتر به من وابسته شده،حتی در صحبت با دیگران، حتی گاهی در صحبت با پدرش، به من می گوید: مامان شما بگو. (حرفی را که خودش می خواهد بگوید) در صورتی که قبلا با آشنا ها راحت تر بود. خصوصا که من خیلی ناراحتم که با پدرش هم اینطوری رفتار می کند. انگار خجالت می کشد یا چیز دیگری. با اینکه باهم خیلی بازی می کنند، بیرون میروند و …

پاسخ:

بهترین زمان جدا کردن محل خواب کودک از مادر، سن چهار سالگی است. آن هم به تدریج نه یک باره.
شما خیلی زود اقدام به این کار کردین. خوب است شب ها همگی باهم بخوابید. حتی وقتی که نوزاد جدید به دنیا آمد.
باید کاملا کودک بتواند تنها بخوابد. اصرار شما بر جدایی، قطعا در زمان به دنیا آمدن کودک دوم، نتیجه ی عکس خواهد داشت.

پرسش و پاسخ هایی در رابطه با تربیت دینی

یکی از مهم ترین دغدغه های خانواده های مذهبی، مسائل دینی و انتقال صحیح آن به کودکان است به گونه ای که کودک از دین زده نشود. از طرفی هم به دلیل انتزاعی بودن برخی مفاهیم، کار را مشکل می کند.

در نوشته ی زیر، سعی کردیم با ارائه ی نمونه ای از پرسش و پاسخ ها، راهنمای برخی از این مسائل دینی باشیم.

بحث تربیت دینی بسیار گسترده است. شما می توانید بسته به سن فرزندتان، در کارگاه تربیت دینی ویژه کودکان زیر هفت سال و کارگاه تربیت دینی ویژه کودکان بالای هفت سال شرکت کنید.

سوال شماره یک

من یک پسر چهارساله و شش ماهه دارم. چند وقتی است از خدا ومرگ سوال می کند. مدام می گوید چطور پیش خدا برویم؟ اوایل می گفتم: :باید پیر بشی، خیلی بزرگ بشی تا بری پیش خدا.” بعد از آن، به هر کسی که پیر بود، میگفت: “پس چرا نمیری پیش خدا؟” به پدر بزرگ و مادر بزرگش می گفت. به فامیل ها می گفت. بعد گفتم: “هر وقت خدا اجازه بده، پیرو جوان نداره.” حالا هنوز در ذهنش حل نشده و از همه این سوال را می پرسد. باید چیکار کنم؟ از این سوال اطرافیان ناراحت می شوند.

پاسخ 

به طور کلی صحبت کردن مستقیم با کودکان زیر ۷سال، از خدا، مرگ و دیگر مفاهیم انتزاعی مناسب نیست.
احساس می کنم با توجه به سوالاتی که این کودک می پرسد بیش از حد به این موضوع پرداخته شده است. اما حالا که برای این کودک موضوع شده است، خوب است با تمثیل های ساده و قصه های ملموس برای بچه ها توضیح بدهیم. مثلا اینکه: “یه پسر کوچولو بود که یه پرنده ی مهربونی داشت که همیشه همراهش بود. البته کسی اون پرنده را نمی دید. حتی خود پسرک. فقط وقتی چشماش را می بست و گوشاش را خوب باز می کرد می تونست ببیندش و صداش را می شنید و باهاش بازی می کرد. باهاش حرف می زد. یواش یواش که مدرسه رفت و دوستای جدید پیدا کرد دیگه پرنده اش یادش رفت. دیگه نمی دیدش و صداش را نمی شنید. پرنده هنوز به او کمک می کرد. حتی بعضی موقع ها به دوستاشم کمک می کرد. ولی پسر بچه دیگه یاد اون نبود. تا اینکه یه روز مریض شد و توی خونه خوابید. خیلی ناراحت و تنها بود. یه دفعه همین طور که غصه می خورد یاد پرنده افتاد. چشماش را بست و پرنده را صدا کرد. پرنده خیلی خوشحال شد. گفت: تو کجا بودی؟ پرنده گفت من همیشه باهات بودم. یادته کتابت را گم کردی؟ پسر بچه گفت: بله. پرنده گفت: من بودم که در گوشت گفتم جاش کجاست. یادته دوستت ناراحت شده بود؟ پسر بچه گفت: بله. پرنده گفت: من بودم که در گوشت گفتم اگر براش هدیه بخری خوشحال می شه و باهات دوست میشه. پسر بچه گفت: پس چرا من تو را احساس نکردم. پرنده گفت: برای اینکه دوستای جدیدی پیدا کردی که حواست را پرت می کردن. پسر بچه گفت: ولی من دوست دارم مثل قبل همیشه احساست کنم. پرنده گفت: پس سعی کن زود به زود چشمانت را ببندی و من را صدا کنی. خدا هم مثل اون پرنده است. ما نمی بینیم و صداش را نمی شنویم. ولی همیشه با ماست و با ما داره حرف می زنه.”
فقط این را در نظر داشته باشید که رده ی سنی این قصه، کودک بالای ۷سال است. و در موارد خاص برای اینکه ذهن کودک این سنی مجاب شود، سراغ این تمثیل ها و داستان ها می رویم. ترجیح بر این است که از ابتدا این موضوعات را برای بچه ها پر رنگ نکنیم چون ظرفیت فهم دقیقش را ندارند.

سوال شماره دو

چطور می شود مفاهیمی مثل خداوند و شیطان را برای بچه های بالای هفت سال مطرح کرد؟

پاسخ :

در قالب داستان های قرآنی می توان گفت. اما در بیان این داستان ها باید حواسمان باشد که چه تصویری از خدا و شیطان ارائه می دهیم. آنچه از خداوند می توانند درک کنند و خوب است به آن بیندیشند، نعمت های الهی و آیات الهی است. گاهی ما بچه ها را درگیر چیستی می کنیم که این خودش مشکل ساز است. در مورد شیطان نیز خیلی نیرومند تصویر می کنیم و برای بچه ها تبدیل به موضوعی ترسناک و قدرتمند می کنیم که گاهی از انسان سلب اختیار هم می کند و او را مجبور به کاری می کند.

می توانید برای آشنایی بیشتر با قصه های قرآنی، داستان های تدبر در قرآن را بخوانید.

سوال شماره سه

مباحثی مثل کشتن، کشته شدن ، جنگ و … را که در داستان های ائمه و پیامبران هست، از چه سنی می شود به بچه ها گفت و در قصه ها برایشان تعریف کرد؟ مثلا من یک کتاب قصه خریدم، در مورد پیامبران با تصاویر و متن ساده، قصه حضرت موسی را گفته است. فرعون همه پسرها را می کشت. پس مادر موسی او را در سبد گذاشت. یا آنجا که حضرت موسی آن مرد زورگو را هل داد و او زمین افتاد و مرد. ممنون می شوم راهنمایی کنید. چون من دوست دارم قصه های مذهبی برای پسرم بخوانم ولی اکثر کتاب ها این موارد را دارند. یا مثلا قصه جنگ های پیامبر و رشادت های حضرت علی، مثلا کشتن عمر بن عبدود در جنگ خندق.

پاسخ:

داستان های حماسی هم خوب است، کشته شدن و خشونت به معنای مرسوم جالب نیست. ولی جنگیدن و مبارزه کردن خیلی خوب است. در مورد پیامبران فقط عذاب های الهی به عنوان قهر الهی برای بچه های زیر۷ خوب نیست.

سوال شماره چهار

باتوجه به آموزه های دینی مبنی بر خوردن غذا بادست راست و استفاده ازدست چپ برای تخلی و اینکه
معمولا ما با قاشق غذا می خوریم و نه بادست-بر خلاف گذشتگان-، به بچه ای که دست چپ هست
آموزش بدهم که از دست چپش هنگام تخلی استفاده کند؟

پاسخ:

ادب آموزی به بچه ها چگونه باید باشد؟ مثلا در مورد اینکه با چه دستی غذا بخورند و با چه پایی وارد مثلا مسجد شوند و با چه پایی خارج شوند.
راهکارها: اولا در زمینه ادب آموزی این مهم است که فرزند شما چه سنی دارد. در ۷سال دوم ما بنا به روایات و تجربه هایی که داشته ایم زمان مناسبی است. چون آداب به بچه چارچوب زیادی می دهد که زیر ۷سال نه توان فهمش را دارد و نه توان التزام به آن را. در ۷سال دوم هم باید در نظر گرفت که هر ادبی مورد نیاز این بچه نیست و آن میزان که مفید و کاربردی هست به او عرضه شود و باقی را به مرور در مدرسه و یا منابع می آموزد. اگر آداب زیاد و جزئی شود، نمی تواند کل آن را هضم کند. مثلا در آداب غذا خوردن آن چه مهمترین هست،
امام صادق(علیه السّلام) ازپدران بزرگوارخود و آنان از علی(علیه السّلام) روایت کرده اند: رسول الله (صلی الله علیه و اله) فرمود: وقتی در غذا چهار خاصیت جمع شود کامل شده است، حلال باشد و دست های زیادی به سوی آن دراز شود و قبل از خوردن (بسم الله الرحمن الرحیم) گفته شود و در آخر، شکر خداوند بجا آورده شود.
سنت اطعام کردن و جمعی غذا خوردن است. مثلا خودمان تنها غذا نخوریم و همیشه سعی کنیم جمعی غذا بخوریم. به بچه ها هم از همین سن آموزش دهیم. به صورت مستمر (مثلا هفتگی شبهای جمعه) نذری پخش کنیم و یا مهمان هایی را دعوت کنیم و سفره ای پهن کنیم. متاسفانه به خاطر سخت گیری ها و تجملات این سنت پسندیده کاملا مغفول واقع شده است.
شروع کردن غذا با نام خدا. تعریف کردن از غذا و عدم اظهار ناخوشایندی نسبت به شوری یا بی نمکی. حتی در مقابل مهمان. مثلا اینکه عرف است که به مهمان می گوییم چیز قابل داری نبود یا ببخشید اگر بد بود، کاملا از جهت دینی مذموم است و کفران نعمت است.
پایان دادن غذا با شکر الهی و الحمدلله رب العالمین.
شستن دست پیش از غذا، خوب جویدن، گرسنه شدن و بعد غذا خوردن و … از جمله مسائل دیگریست که می تواند به فراخور موقعیت مطرح شود.
آخرین نکته اینکه گاهی ما خودمان به خیلی از این آداب کلیدی عامل نیستیم، اگر بتوانیم در خودمان ایجاد کنیم، خیلی مسائل راحت تر ایجاد می شود. هر چند که آموزش مستقیم هم در ۷سال دوم نیاز هست.

سوال شماره پنج

دختر های ۸ ساله ی من وقتی دعا می کنند، منتظرند که به زودی برآورده شود. وقتی به خواسته ی خودشان نمیرسند نسبت به خدا موضع گیری می کنند. مثلا می گویند چرا ما این همه دعا می کنیم خدا به ما بچه نمی دهد؟ چرا به همه داده به ما نمی دهد؟ پس کی می دهد؟ ما این همه دعا کردیم چرا پس خدا گوش نمی دهد؟ خدا خیلی بده. و این سوالات و کلی سوال دیگر با گریه مدت زمان زیادی طول می کشد.

پاسخ:

گاهی پدر و مادر احساس می کنند که این سوالات و احساسات در کودکی مانند شبهات در بزرگسالی ممکن است بچه را دچار انحراف در دین کند.
ریشه ها: بچه ها نسبت به تحلیل برخی امور مثل امور دینی و مسائل انتزاعی مثل ریاضی و مفاهیم فلسفی و پیچیده ناتوانند. مثلا نمی توانند برای خود حل کنند که چطور می شود یک آدم خوب باشد و مسلمان باشد ولی حجاب نداشته باشد. روند رشد شناختی بچه ها به گونه ایست که تا حدود۱۱سالگی کامل می شود. زیر ۹ سال توانایی های شناختی در حیطه ی مسائل انتزاعی به گونه ایست که باید ملموس و عینی کرد.
راهکار: برای فهم بهتر بچه ها باید از ابزارها و قصه ها استفاده کرد. مثلا داستان پیرمردی که خانه ی یک دخترش می رود. کشاورز بود. می گوید خیلی وقت است باران نیامده. پیرمرد دعا می کند و باران می آید. خانه ی دختر دیگرش می رود. سفالگر بود. می گوید خیلی وقت است باران می آید، آفتاب نیاز است تا کوزه ها خشک شود. پیرمرد دعا می کند آفتاب شود. با این وضعیت به نظر شما خدا باید حرف کدام را گوش کند؟ باران بیاید یا آفتاب بشود؟ از این داستان نتیجه گیری می شود که دعای ما خیلی اوقات به ضرر دیگری و حتی خودمان است. پس بهتر این است که اجابت نشود.
نکته دوم هم که می توان به دختر ۸ساله گفت این است که (بر اساس روایات)خدا دعاهای ما را می شنود، بعضی هایش را سریع می دهد، بعضی هایش را دیر می دهد( چون وقتش نشده) و بعضی هایش را نمی دهد و به جایش در بهشت به ما چیزهایی می دهد که همه آن موقع آرزو می کنند ای کاش خدا هیچ کدام از دعاهای ما را در دنیا نداده بود.
سومین نکته: اینکه بچه ها در این سن در ذهنشان با خدا چالش هایی دارند. نباید نگران کننده باشد. این جنس رفتارها و احساسات از سر پاکی و خلوص کودک است. بنابراین نباید سریعا با جمله ی استغفرالله یا عیب است جلوی بروز آن را بگیریم. بهتر است بچه احساساتش را صادقانه بروز دهد و ما هم صبورانه با داستان و بازی پاسخ دهیم تا بچه در بزرگسالی دچار شبهه های توحیدی نشود.

سوال شماره شش

در مورد مسائلی مثل یمن و …، چقدر باید بچه ها را در این سن درگیر کرد؟ برای من همیشه سوال بوده، حتی در مورد مباحث کربلا و عاشورا هم می گویند خیلی برای بچه ها مطرح نکنید. این حد، تا چه حدی هست؟ و تا چه سنی؟ دختر من(سه سال ونیمه) آنقدر ذهنش درگیر این موضوعات می شود و سوالات مختلفی می پرسد که ناشی از درگیری ذهنی اش است که واقعا نمیدانم چه رفتاری در این زمینه مناسب است؟
مثلا انیمیشن های کودکانه در خصوص یمن را باید ببیند یا خیر؟ یا در مورد شهادت حضرت رقیه و ائمه تا چه مقدار باید تعریف کرد؟ بعضی معتقد هستند از همان ابتدا می توان این ها را به عنوان قصه شب یا قصه هایی برای بچه ها تعریف کرد، اما برخی دیگر مخالف اند، چه باید کرد؟

پاسخ:

کلا این مباحث برای بچه های زیر ۷ سال به خصوص زیر ۵ سال زود است و عوارض زیادی در پی خواهد داشت. دیدن انیمیشن، اخبار و هر چیزی در مورد جنگ های دنیا، اتفاق خوش آیندی نیست.  در جریان قرار گرفتن بچه ها، آینده را در ذهن آنها تاریک و نامشخص می کند. و امنیت آنها را به خطر میندازد. در مورد داستانهای عاشورا، این سن بچه ها درکی از این مفهوم ندارند. شهادت حضرت رقیه که برای خود ما هم درد ناک است چه برسد به بچه زیر ۷ سال. اگر خودش سوال کرد و سوالش طوری بود که ذهنش را به هم نمیریخت جوابی ساده، کوتاه و بچه گانه به او بدهید. باید حواسمان باشد بچه ها را در معرض دیدن و شنیدن این مدل چیزها قرار ندهیم‌. خوب است به هیات برویم ولی بچه ها آنجا بازی کنند نه اینکه بدون هیچ سرگرمی زمان طولانی درگیر سخنرانی و مداحی باشند.

سوال شماره هفت:

سوال بنده در مورد جشن تکلیف دختران هست. صحبت از احکام در این جشن، خصوصا با آن گستردگی موضوعی و همچنین صحبت از شیطان با توجه به وضعیت ذهنی و تفکری بچه ها که ممکن است هنوز از حالت عینی خارج نشده باشد، مشکلی ایجاد نمی کند؟ مطلبی از سیدبن طاووس خواندم که ایشان، مواردی را در مورد این جشن یا به تعبیر ایشان، عید، سفارش می کنند. این موارد عبارتند از: سجده ی شکر، صدقه، سلام بر فرشتگان کاتب و استعاذه، تلقی و برداشت دختربچه های نه ساله از این موارد خصوصا دو مورد آخر که بسیار هم جالب هستند، چگونه خواهد بود؟ و اینکه، به نظر شما برای هر چه بهتر و موثرتر برگزار شدن این جشن، چه باید کرد؟

پاسخ:

من به بیانی دیگر جشن تکلیف را توصیف می کنم:
انسان در زمانی به سن تکلیف می رسد و ما برای اینکه این اتفاق بزرگ را به چشم فرزندمان بیاوریم، برای او جشن می گیریم. اینکه خداوند او را فردی مکلف می داند یعنی یک قدم به خلیفه اللهی نزدیک شده و این خیلی امر مقدسیست. برای اینکه ما این تقدس و عظمت را به بهترین وجه به بچه ها القا کنیم چند مقدمه دارد:
۱- از ۶یا ۷سالگی(سن تمییز) باید زمینه ای بچینیم و این را برای بچه جا بیندازیم که تو بزرگ شدی و خدا کارهای خوب تو را حساب می کند، کمک به دیگران و نماز و … . اما برای اینکه خدا خیلی مهربان است تا سن تکلیف فرصت داده تا ظرفیت تحمل تکالیف ایجاد شد.
۲- از کارهای کوچک شروع کنیم عادت دادن مثل روسری پوشیدن، نماز ظهر و …
جشن تکلیف صرفا یک تاکید روی این اتفاق بزرگ است. وگرنه به خودی خود، جزئیات آن قدر مهم نیست.
در خود جشن تکلیف هم اصولا به احکام پرداخته می شود، به خصوص احکام حجاب و نماز و… ارائه ی احکام در این دوران لازم است و بچه ها ظرفیت فهم آن را دارند ولی مواخذه یا سرزنش به خاطر فراموش کردن و یا سهل انگاری خوب نیست و نتیجه عکس دارد.
در مورد توصیه های سید بن طاووس هم (من نمی دانم ایشان این توصیه ها را داشته اند، فقط می دانم توصیه به جشن گرفتن داشته اند)، خوب است متناسب با سن بچه ها باشد. مثلا درست کردن نذری و پخش کردن آن به عنوان کمک و یا صدقه خیلی خوب است. و برای بچه ها قابل فهم و جذاب است. ولی سجده شکر مفهوم پیچیده ایست و باید توضیحی داده شود که وقتی ما از چیزی خیلی خوشحال می شویم، از خدا خیلی می خواهیم تشکر کنیم سجده می کنیم. حالا خدا یک چیز خیلی خوب به شما داده است.
یک نکته را لازم است توجه داشته باشید: شاید همه ی این ها را نمی شود در یک جشن تکلیف گنجاند و خوب است مستمر برنامه هایی داشته باشیم. مثلا هفتگی برنامه ی پخش نذری را داشته باشیم.
قبل از خواب سجده شکر داشته باشیم. یا مثلا تسبیحات اربعه، صلوات یا خواندن سه سوره توحید(توصیه هایی که در روایات آمده)، نماز جماعت به خصوص در مسجد حداقل هفته ای یک بار.
انشالله خداوند فرزند شما و همه ی فرزندانمان را عاقبت به خیر نماید.

سوال شماره هشت:

نمیدانم در تربیت دخترم، برخوردم و عکس العملم با لاک چطور باید باشد؟ لاک خیلی دوست دارد ولی خودم تا حالا برایش نگرفتم.

پاسخ:

حساسیت روی برخی مسائل باعث می شود آنها تثبیت بشود. همه ی کارها و اتفاقات برای بچه ها در این سن گذراست.  شما یک لاک کودک برای خود او  بگیرید و بگذارید آنقدر بزند تا تمام شود. سعی کنید هیچ گونه حساسیتی هم به خرج ندهید. قاعده و قانون هم نگذارید. اگر این علاقه به صورت مستمر بود. مثلا بعد از یک سال کماکان دوست داشت این کار را انجام دهد، باید ریشه های آن را حل کرد. مثلا ضعف اعتماد به نفس.

نکته ی دیگر باز دنیای خیال است. اینکه با خود او، عروسکهایش را لاک بزنید. تزئین کنید. چادر گل گلی بدوزید و … همه باعث می شود زیبایی دوستی بچه در عالم خیال تحقق یابد و به رضایت برسد.

سوال شماره نه:

دختری سه سال و نه ماهه دارم. در مهدکودکشان کلاس قرآن برگزار می شود که سوره ها، قصه های قرآنی، کلمات قرآنی و احادیث را با ترجمه یاد می دهند. سوالم این است که این کلاس مناسب سن دخترم هست؟ یعنی زود نیست برایش که بهش فشار بیاید؟ یا این که چیزی سردرنیاورد و علی السویه باشد برایش.

پاسخ:

– امام صادق – علیه السلام – فرمود: کودک هفت سال بازی کند، هفت سال خواندن و نوشتن بیاموزد، هفت سال حلال و حرام (احکام الهی) را یاد بگیرد. «الکافی، ج ۶، ص ۴۶»
اصولا آموزش مستقیم برای کودکان زیر هفت سال مناسب نیست. نیاز کودک در این هفت سال بازی است. آشنایی کودکان با مفاهیم دینی و قرآن هم باید در قالب بازی باشد. مثلا قصه های قرآن به زبان کودکانه بیان شود. یا در فضای بازی، صوت قرآن پخش شود. یا نقاشی مفاهیم قرآنی مانند نعمت های خدا را بکشیم و فعالیت ها و بازی هایی از این قبیل.
اگر این مهد، قرآن را همراه بازی دارد مشکلی نیست اما اگر اجباری به حفظ قرآن یا سایر مفاهیم قرآنی و آموزش مستقیم باشد، برای این سن خیلی مناسب نیست و ممکن است در سال های بعدی با عدم علاقه به این مفاهیم رو به رو باشیم.

سوال شماره ده:

اگر از طرف افراد غریبه، خوراکی ای به فرزندمان تعارف شود، چه کار باید کنیم؟ از طرفی نمیدانیم آن لقمه چه حکمی دارد و کودک بد عادت می شود اگه بگیریم، از طرفی طرف مقابل ممکن است دلش بشکند و مایوس بشود. مخصوصا اگر اصرار هم کنند.

پاسخ:

این خوب است که نسبت به نخوردن مال حرام حساسیت داشته باشیم. ولی توضیح آن به بچه ها و منع مستقیم آن برای بچه ها بی اعتمادی می آورد و نتیجه سوء دارد.

حجه الاسلام فلاح زاده نظر مقام معظم رهبری را این گونه تشریح می کند: در مواردی که انسان غذایی را که یقین ندارد به حرام بودنش، مثلا اطعام می‌کنند عزاداران را یا غذایی آماده کرده اند در این ایام و برای شما می‌آورند یا فردی نذری می‌دهد و شما یقین دارید که خمس نمی‌دهد، به نظر حضرت آقا خوردن آن غذا، چون یقین به حرام بودن یا مخلوط به حرام بودن آن ندارید، یعنی یقین ندارید این غذا حرام است، یقین ندارید که متعلق خمس است، خوردنش اشکال ندارد.

اما از نظر اخلاقی – چون پرسیدند – بعضی‌ها می‌گویند اگر پول خمس در آن باشد ممکن است اثر وضعی داشته باشد. اگر بتوانید احتیاط کنید خوب است؛ به این معنا که اگر تبعات سویی ندارد نخورید (یعنی مثلا پیش از شام دادن بیرون روید یا غذا را به فقرا بدهید)، یا اینکه اگر مثلا متعلق خمس است – نه به این معنا که حتما متعلق خمس است یعنی شبهه دارید – خودتان خمسش را بپردازید یا اگر موردی هست که ممکن است از باب شبهه حرام شک داشته باشید، یعنی مثلا مال مردم باشد، به عنوان رد مظالم بپردازید؛ گرچه واجب نیست.

پرسش و پاسخ هایی در ارتباط و تعامل با والدین

در فرهنگ اسلامی و ایرانی پدر و مادر جایگاه ویژه ای دارند و احترام و حفظ حرمت والدین از واجبات است. به همین دلیل نحوه ی تعامل کودک با والدین از حساسیت هایی برخوردار است. و این حساسیت ها، چالش هایی را به وجود می آورد.

در مطلب زیر سعی کردیم با ارائه ی پرسش و پاسخ هایی با موضوع ارتباط با والدین، راهنمای حل این مسائل باشیم.

علاوه بر آن، یکی از راه های بهبود ارتباط با والدین، بازی کردن پدر و مادر با فرزندان است. می توانید برای بازی و فعالیت با فرزندتان از کتاب هیجان در طبقه پنجم خانه ی ما ایده بگیرید.

سوال شماره یک

پسر هشت ساله ای دارم . هم خودم و هم همسرم تحصیل کرده هستیم و روابط خوبی داریم.  متاسفانه پسرم از پدرش حرف شنوی ندارد و این خیلی ما را نگران می کند. یعنی یک حرف را اگر پدرش بگوید فقط با خشونت و حتی گاهی بی احترامی و خشم نه می گوید بدون اینکه دلیلش را بگوید. ولی من اگر همان حرف را بگویم، حتی اگر بخواهد انجام ندهد با دلیل و منطق و چرب زبانی و مهربانی می گوید. همسرم خیلی ناراحت می شود. البته یک خورده هم چون همسرم خودش کلا خوش اخلاق است، درک نمی کند که مثلاً الان که بچه تازه بیدار شده وقت سوال پرسیدن و با انرژی حرف زدن نیست و بچه حوصله ندارد که جواب بدهد.  می شود راهنمایی کنید.

پاسخ

آموزش پیش از هفت سال و دادن آگاهی های زیاد به کودک و همچنین تجزیه تحلیل منطقی و بزرگسالانه مسائل در این سن باعث می شود کودک زود بزرگ شود. حساسیت بالا و وسواس والدین هم می تواند عاملی برای انتقال این اطلاعات باشد.

این مشکل موجب زودرنجی، ضعف روابط اجتماعی، پر توقعی و حتی گاهی خودمحوری و لجبازی می شود.

راهکارها:
مهمترین راهکار برای حل بنیادین این مسئله بالا بردن انعطاف در این بچه هست.

۱٫امر و نهی را به مدت سه ماه بردارید و هر کاری خواست شما همراهی کنید. به خصوص پدر.

۲٫ با او بازی های هیجانی و ساختارشکن کنید. مثلا پوشال بازی.دنبال بازی.در هوا بچرخانید. کثیف کاری، گل بازی، نمک بازی، خط خطی بازی روی یک کاغذ بزرگ، رنگ بازی.

۳٫ داستانهای تخیلی تعریف کنید.

۴٫ بسترهای مناسب برای رابطه با همسالان ایجاد کنید و در مدیریت و حل مسائل با همسالان کمکش کنید ولی صورت مسئله را برایش پاک نکنید.

سوال شماره دو

بنده دخترم ۳ساله است. یکی از مشکلات بزرگ من با دخترم این است که مدام می گوید: “بیا بامن بازی کن” اگر با او بازی کنم، که خب هیچی، اگه بازی نکنم، هر جای خانه بروم، دنبالم می آید یعنی اگر دراز بکشم، قید بازی با من را می زند و دراز می کشد. اگر مشغول کارهای آشپزخانه باشم، دائم بهانه می گیرد. مشاوره هم رفتم ولی نتوانست کمک کند. دومین مشکلم هم این است که اگر بخواهد مثلا از پله ها پایین برود یا موقع راه رفتن یا … ، می گوید تو بیا منو ببر. من می ترسم. خیلی بابت این موضوع نگرانم. چگونه باید اعتماد به نفسش را بالا ببرم؟

پاسخ :

بچه های تک فرزند معمولا به مادرشان وابستگی زیادی دارند. برای اینکه راههای بهتر بازی کردن را یاد بگیرد باید شرایط بازی با همسالان را زیاد برایش فراهم کنید. او را پارک ببرید، شرایط رفت و آمد با خانواده هایی که کودک هم سن دارند را ایجاد کنید. برای او بستر فعالیت های خام و ساده فراهم کنید، فعالیت هایی که به آن علاقه دارد. رنگ بازی، شن بازی، آرد بازی، خاک بازی، آب بازی، گل بازی و هر چیزی که به آن علاقه دارد. برای افزایش مهارتهایی مثل بالا رفتن و پایین آمدن از پله ها و … باید چند راهکار را باهم جلو ببرید:
۱- بکن نکن هایتان را کم کنید. خود تذکر اعتماد به نفس کودک را کاهش می دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید مقاله ی تعامل بدون امر و نهی را مطالعه کنید.
۲- امکان فعالیتهای هیجانی مثل بالا رفتن از ارتفاعهای کوتاه و … را برایش فراهم کنید.
۳- سعی کنید کارهایش را ببینید، به چشم خودش و پدرش بیاورید و تا جایی که امکان دارد، از او تعریف کنید.
۴- اگر از فعالیتی می ترسید تا جایی که می شود نگذارید کودک متوجه ترس و نگرانی شما بشود.

 

سوال شماره سه

دختر یک سال و ده ماهه ای دارم. در خانه ارتباطش با پدرش خوب است. با هم بازی های هیجانی مختلف می‌کنند، با هم کتاب می خوانند، موقع رفتن پدرش، جلوی در می نشیند که پدرش بیرون نرود. حتی اگر من جایی بخواهم بروم، خیلی راحت پیش پدرش می‌ماند. اما در جمع مثلا خانه مادربزرگش، مدام می‌گوید: بابا نیا! حتی به محض ورود پدرش ناراحت می‌شود. نمی‌گذارد آنجا به اسباب بازی هایش نزدیک شود و سراغش نمی‌رود. پدرش به رویش نمی آورد اما من متوجه می شوم که خیلی ناراحت می‌شود. می خواستم بپرسم علت این رفتارها چیست؟ و اینکه آیا این رفتار طبیعی‌ست؟ در کل برای تقویت روابط دخترم با پدرش چه کار باید بکنم؟

پاسخ

سن دختر شما خیلی پایین است و در این سن نمی توان انتظار زیادی برای برقراری ارتباط با کسی به غیر از مادر را داشت. و احتمال زیاد همسر شما تلاش زیادی برای نزدیک شدن با او انجام می دهد و او هنوز ظرفیت زیادی برای این ارتباط زیاد را ندارد و نمی توان از او این انتظار را داشت اگر پدر یک مقدار سعی کند فقط زمانی که او خودش می خواهد بازی کند پدر هم همراهی کند تا این حساسیت کمتر شود. کم کم دختر شما به این نیاز بازی کردن با پدرش می رسد.

 

سوال شماره چهار

دختر بنده حدود سه سال و نیمه هستند، رابطه ایشان با پدرشان بسیار خوب و همبازی های خوبی هستند. فقط مسئله ای که وجود دارد این است که آن قربان صدقه ای که برای من می رود، یا بوسیدن من، یا رفتارهای محبت آمیز را کمتر با پدرش دارد. برای من خیلی عجیب است و علت را پیدا نمی کنم و البته نگرانم که در آینده این رفتار چگونه خواهد بود. نکنه خدایی نکرده جایگاه پدر پایین تر باشد یا احترام کمتری قائل باشند.
همچنین برای داشتن محبت والدین توأم با رعایت احترام در آینده چه باید کرد که نه از صمیمیت کم شود و نه از احترام.
این را هم عرض کنم که وقتی پدر می آید، کلی با هم بازی های بپر بپر و بپر تو بغل و… می کنند و کلی از سر و کول بابا بالا می رود.

 

پاسخ:

توصیف مسأله:بیان احساس یکی از مهمترین ویژگی هایی است که باید در دوره ی ۳تا۷سالگی رشد کند. تا پیش از این بچه ها قابلیت درک متفاوت و بروز متفاوت احساسات را ندارند و صرفا با گریه و خنده بروز می دهند. در این دوره ترس، خشم، تعجب، محبت، غم را تجربه می کنند و می توانند بروز دهند.
ریشه ها: برای درک احساسات متفاوت و بروز متفاوت بچه ها باید آن ها را در بزرگترها ببینند تا یاد بگیرند. من در زمانی که همسرم را می بینم ابراز احساسات محبت آمیز داشته باشم. هنگامی که می ترسم و یا غمگین می شوم احساسات متناسب آن را داشته باشم، همگی باعث می شود کودک من غیر مستقیم حتی بدون اینکه من بخواهم آموزش ببیند. گاهی این اتفاق نمی افتد. ما در برخوردهایمان با همسرمان (چه زن و چه مرد) به دلیل سرد مزاجی، درون گرایی و یا حیای اخلاقی و دینی ابا داریم که جملاتی چون دوستت دارم را بگوییم و یا مصافحه کنیم(روبوسی متعارف). همین باعث می شود فرزند ما این ها را آموزش نبیند و اتفاقا نسبت به این رفتارها حساسیت و تحریک پذیری بالاتری پیدا کند.
راهکارها: بهتر است ما در ارتباط با همسرمان سعی کنیم بروز عاطفی مناسبی داشته باشیم تا بچه ها این ها را ببینند و از ما تقلید کنند. مثلا به کار بردن اصطلاحات خوب در مورد همسر مثل میوه ی عمرم، عسلم، نازنینم، قربونت برم و … کلمات زیبایی هستند که محیط منزل را برای دو طرف و فرزند گرم می کند.
انتظارمان را از مردها و زنها، شخصیت درونگرا و برونگرا باید تنظیم کنیم. یعنی همه به یک میزان نمی توانند ولی باید تلاش خودشان را به اندازه ی خودشان داشته باشند.
نیاز طرف مقابل را در نظر بگیریم، باز مردها غالبا کمتر از ابراز احساسات مستقیم و کلامی خوششان می آید و زنها برعکس.
نکته: در مورد فرزند ۳سال و نیمه تحلیل این چنینی کمی زود است. بهتر است این جزئیات را کمتر دقت کنیم. همین قدر که این کودک خوب بازی می کند و خوب تعامل می کند کافیست. خیلی اوقات ما علاقه هایمان را می خواهیم تحمیل کنیم. مثلا ما دوست داریم خیلی پدرش را تحویل بگیرد ولی این طوری نیست. ناراحت می شویم.
نکته ی دوم: احترام یک مفهوم پیچیده و وابسته به مبانی ارزشیست که بچه ی زیر ۷سال فاقد ظرفیت درک آن است. همین که ما در این سن به او احترام بگذاریم، امر و نهی نکنیم و کرامت او را با سرزنش کردن و تحقیر نکردن حفظ کنیم، او را شخصیتی عزیز و کریم بار می آوریم. این کرامت و عزت قدم اول است در اینکه در سال های بعد فرزندمان حرمت ما را حفظ کند.
در کل جمع بندی حقیر در مورد فرزند شما و همسرتان این است که همه چیز خیلی خوب است، اما شما در این مورد خاص کمی حساسیت بیش از حد دارید.

پرسش و پاسخ هایی در رابطه با ارتباط و تعامل کودکان

ارتباط و تعامل با دیگران، یکی از راه های اجتماعی شدن کودکان است. اما به دلیل اینکه کودکان خصوصا در سنین سه و چهار سالگی در حال تجربه کردن اولین برخوردهای اجتماعی شان هستند، گاه مسائلی مانند زد و خورد و دعوا و یا از آن طرف خجالت و عدم بیان درخواست به وجود می آید. بخشی از این مسائل طبیعی است و با رفتار صحیح و اصلاح ادبیات گفتگو می توان این مسائل را مدیریت کرد.

در مطلب زیر ، تعدادی سوال متناسب با ارتباط و تعامل کودکان مطرح شده که امیدواریم بتواند راهنمای شما در این مساله باشد.

هم چنین برای ارتباط و تعامل بهتر با کودکان، می توانید تعامل با کودک بدون امر و نهی را نیز بخوانید.

 

سوال شماره یک

پسر بچه هشت ساله ای دارم. در مدرسه بچه ها سربه سرش می گذارند و او معمولا اینقدر صبوری می کند که یک دفعه دیگر منفجر می شود و آنها را می زند.(درحد یه مشت مثلاً). هرچی می گویم چرا به موقع بروز نمی دهی؟ می گوید: آخه من قوی ام. می تونم تحمل کنم. ولی بعضی وقت ها دیگر تحملم تمام می شود . چه کار باید بکنم؟ خصوصاً یکی از بچه های هم سرویسی اش که یک سال بزرگتر است، خیلی سر به سرش می گذارد. مثلا کیف و وسایل هایش را در خیابان که منتظر سرویس هستند ازش می گیرد و به دور می برد و… . پسرم ناراحت و پریشان دنبال وسایل هایش می دود و بقیه ی بچه ها هم یاد می گیرند که اینطوری سربه سرش بگذارند.  البته با مسئولین مدرسه صحبت کردم. گفتند این پسر واقعا همه را اذیت می کند و متاسفانه خانواده ی مناسبی ندارد و ما هم مستاصل هستیم. پسر من باید چه طوری رفتار کند در این شرایط؟ ما باید چه کار کنیم؟ دیروز هم با آن پسر درگیر شده بود و صورتش زخم شده بود.

پاسخ:

به هر حال بچه ها در مسیر رشد با هم سن و سالان متفاوتی رو به رو می شوند. نوع مواجهه با بقیه و صبوری بچه ها قسمتی از رشد آنهاست. باید اجازه این رشد به آنها داده بشود. با پسرتان وارد گفت و گو بشوید. از او بپرسید فکر می کند چرا آن پسر، بقیه را می زند. شاید چون نمی تواند با بقیه دوست شود.
به او پیشنهاد بازی و گفت و گو بدهید. صحبت نکردن و بیخیال بودن راجع به مسئله، چیزی را حل نمی کند.
سعی کنید کامل به حرفهای پسرتان گوش بدهید، قضاوت نکنید. همدلی با او بکنید و سعی کنید کاری کنید خودش به راهکارهای جدید برسد. قطعا موفق می شود.

سوال شماره دو

دخترم ۳سال و یک ماهه است. دختر دومم ۲ماهه است. دختراولم اصلا اجازه نمی دهد هیچکس خواهرش را بغل کند. در مهمانی ها و یا وقتی مهمان داریم، می گوید فقط باید در بغل مامان باشد. من چه واکنشی باید نشان دهم؟

پاسخ

با توجه به اینکه دختر بزرگ شما هنوز کوچک است و در سن مالکیت قرار دارد، قسمتی از واکنشهایش طبیعی است.
او نگران است که خواهرش را دیگران ببرند یا به او آسیبی برسانند. در جامعه ما شوخی هایی وجود دارد که برای بچه ها به شدت آسیب زاست. جملاتی از این قبیل که: میشه ما خواهرتو با خودمون ببریم خونه؟ چند روز خواهرتو به ما قرض میدی؟ اینکه فقط گریه می کنه و به درد نمیخوره بدینش به ما و … . برای بچه ها این شوخی ها جنبه جدیت پیدا می کند و مغز آنها را آشفته میکند. به دخترتان اطمینان دهید خواهرش پیش شماست و او می ماند. فعلا در محلهای شلوغ و وقتی افرادی غیر از شما، همسرتان و او هستند خودتان نوزاد را بغل کنید.
نسبت به درخواستش حساس نشوید. و سعی نکنید با صحبتهای منطقی اورا قانع کنید. اگر عکسی از کودکی خودتان یا خودش دارید که در بغل افراد دیگر بودید به او نشان دهید و داستانش را برایش تعریف کنید. با صبر شما این دوره گذار به خوبی رد خواهد شد‌.

 

سوال شماره سه

پسر ۱۱ ساله ای دارم که کمرو و خجالتی است و همین طور اعتماد به نفس کمی دارد، چه کار باید بکنم؟

پاسخ

بخشی از کمرویی و خجالتی بودن بچه ها به ذاتی بودن یا ارثی بودن این ویژگی در آنها بر می گردد ولی برای افزایش اعتماد به نفس در آنها می توان برنامه ریزی کرد، سعی کنید در مرحله ی اول توانایی های او را ببینید و برای بروز آن برنامه ریزی کنید، مثلا اگر پسر شما در زمینه ی ساخت و ساز مهارت دارد، سعی کنید بستری برای ساخت و ساز او فراهم کنید و از او بخواهید وسیله ای که شما نیاز دارید را بسازد. در خانواده از وسیله ای که او ساخته است، تمجید کنید و به او نشان دهید که چقدر به شما کمک کرده است، در زمینه های مختلف توانایی هایش می توان این کار را انجام داد.
راهکار دوم این است که در منزل به او مسئولیتی بدهید و از او بخواهید تا روزانه درباره ی کارش در برابر اعضای خانواده حرف بزنید، یا میتوان شب ها تمام اعضای خانواده کارهایی که در طول روز انجام داده اند را برای هم تعریف کنند و شما باید سعی کنید کارهای پسرتان را تک تک درباره ش حرف بزنید و از او بپرسید چطور توانسته ان کار را انجام دهد. به مرور که فعالیت های روزانه اش بیشتر شد، باید این بیشتر شدن را به روی آورد و به او اعلام بزرگ تر شدن را کرد. کم کم از او بخواهید که مثلا برای پدربزرگ یا فامیل های دورتر نحوه ی انجام کارهایش را توضیح دهد، این کار می تواند با مقدمه ای از طرف شما صورت گیرد: “پسرم اینو درست کرده برای دایی توضیح میدی چطوری این کارو کردی.”
بچه هایی که اعتماد به نفس پایینی دارند متاسفانه توانایی خود را نشناخته اند. باید به آنها برای این شناخت کمک کرد.

 

سوال شماره چهار

دختری چهار ساله دارم که مظلوم است. همیشه به او گفتم اگر کسی خواست تو را بزند، دستش را بگیر و نگذار بکند. یک بار دیدم دونفری افتاندند و دارند تو سرش می زنند. چی باید به او بگویم. آیا درست است که بگویم تو هم آنها را بزن یا فرار کن؟

پاسخ:

اصولا این مسئله در بچه ها ریشه یا ریشه هایی دارد که آنها باید حل بشود. و اتفاقا اصلا نباید به مسئله ظاهری که همان خجالتی بودن بچه است، توجه کرد یا حساسیت نشان داد.
با دخترتان بیشتر در خانه بازی کنید، برایش فضای فعالیت فراهم کنید. کارهایی مثل گل بازی، خمیر بازی، خاک بازی و … . می توانید از کتاب الکترونیک دست ورزی با خانواده، ایده هایی برای انجام فعالیت بگیرید.  برای این سن خیلی مناسب هستند. از کارهایش تعریف کنید و کارهایش را برای خودش مرور کنید. مثلا: چه جالب چقدر گل را خوب در دستت می گیری، چقدر خوب فشارش می دهی، حالا داری رویش مشت می کوبی. کارهایش را به پدرش هم نشان بدهید و بگویید که نسبت به آن عکس المعل و توجه نشان بدهند. از کارهایش ایراد نگیرید و نکات منفی را اصلا به رویش نیاورید. از او بپرسید دوست دار در خانه چه بازی هایی بکند و چه فعالیت هایی را انجام بدهد. برای همان فعالیت ها برایش برنامه ریزی کنید. به مرور با این فعالیت ها اعتماد به نفس و جسارتش افزایش پیدا می کند. و می توانید در طولانی مدت راجع به دوست یابی و حل مسئله با او صحبت کنید.

سوال شماره پنج

پسرم یک سال و شش ماهه است و از حدود هفت ماهگی موی سر هر کسی را می کشید. کم کم در سر و صورت مان می زد و الان واقعا در این سن کتک می زند. قبلا بیشتر بچه ها را می زد اما الان بزرگتر ها را هم میزند. اگر خودمان را ناراحت نشان بدهیم یا گریه کنیم، بدتر رفتار می کند. این را متوجه شدم که از روی عصبانیت، شدید تر هست اما گاهی حتی به شوخی هم این کار را می کند. حتی گاهی ابزاری که دستش هست را به سمت مان می اندازد. قبلا سعی می کردیم نادیده بگیریم و چون هنوز نمی تواند حرف بزند، فکر می کردم نمی تواند درخواستش را بگوید. ولی الان دیگر گاهی به داد و بیداد ختم می شود و کنترلم را از دست می دهم. چه جوری می توانم کنترلش کنم یا اینکه متوجه بشوم چی می خواهد و ریشه کارش کجاست؟

پاسخ:

کودکان در سن یک تا سه سالگی، که رشد عقلی سریعی دارند، و همزمان نمی توانند خوب صحبت کنند، دچار این رفتار می شوند. آنها نمی توانند منظور خود را به خوبی انتقال دهند در نتیجه از داد و فریاد و یا زدن و جیغ استفاده می کند.

۱. در مقابل زدن های او تغافل کنید و هیچ واکنشی نشان ندهید.

۲. هنگام زدن، بدون اشاره به موضوع، فقط حواس او را پرت کنید.

۳. مدام احساسات او را ترجمه کنید. مثلا میخواستی الان با بابا توپ بازی کنی؟

۴. بازی های پرت کردنی به او پیشنهاد دهید. مثلا یک سبد بگذارید تا اسباب بازی هایش را داخل سبد پرتاب کند.

این رفتار ها یک دوره ی گذار است که به تدریج با تقویت رفتار اجتماعی و توانایی صحبت کردن و مهم تر از همه صبوری شما و درک احساس کودک، حل خواهد شد.

سوال شماره شش

دو فرزند پسر دارم با فاصله ی سه سال! سه سال و نیمه و شش ماهه! می خواستم بدونم مواقعی که پسرم، برادر کوچیکترش را می زند. چه برخوردی داشته باشم؟ مثلا من دارم پسر کوچکم را پوشک می کنم، داداشش می آید و مشت می زند به صورتش! گاهی وقت ها که سر یک چیزی ناراحت است، او را می زند ولی بعضی وقت ها همین جوری دوست دارد او را بزند. با اینکه داداش کوچکش را خیلی دوست دارد، اگر کسی به او بگوید داداشت را ببرم برای خودم؛ زود به من می گوید مامان، داداش را از بغلشون بگیر! خیلی دوستش دارد و بعضا او را می بوسد.

پاسخ:

اصولا ورود فرزندم دوم به خانواده، میزان توجه را به فرزند اول کاهش می دهد و کودک برای جلب توجه اطرافیان کارهایی انجام می دهد.
از طرفی دیگر احساسات متناقضی در کودک شکل می گیرد که با وجود علاقه به برادرش، او را مانع توجه و دوست داشته شدن از سمت پدر و مادرش می بیند.

۱. وقت جداگانه ای در روز برای فرزندتان قرار دهید و بگویید الان می خوایم فقط دوتایی بازی کنیم.
۲. هنگام زدن برادر کوچک، واکنش نشان ندهید و سعی کنید حواس او را با یک چیز جذاب پرت کنید.
۳. در هنگام کارها مثل تعویض کودک، به فرزند اول مسئولیت بدهید. مثلا تو الان مسئول شلوار داداشی. برو شلوارش رو بیار.

۴‌. به او توجه کنید و او را تشویق کلامی کنید.

۵.از اطرافیان بخواهید از به کار بردن عباراتی چون داداشت رو میبرم، اگه دوسش نداری ماله ما و … جدا خودداری کنند. بچه ها شوخی بودن این عبارات را متوجه نمی شوند و بعضا دچار مسائلی چون اضطراب در آینده می شوند.

سوال شماره هفت

دختری چهارساله دارم که بیرون از خانه خیلی خجالتی است. به من می چسبد. در خانه خیلی شیطان و بازیگوش است ولی بیرون نه. حالا هم که کلاس ژیمناستیک بردمش، از کنارم تکان نمی خورد. می دانم دوست دارد ورزش کند، ولی خجالت می کشد. نمی دانستم کلاس را ادامه بدهم یا نه؟

پاسخ

بچه ها از سن چهار و پنج سالگی تازه وارد محیط های اجتماعی می شوند و ممکن است مدتی برای انطباق با محیط جدید به زمان نیاز داشته باشند. عواملی هم در گذشته مثلا سن جدا کردن زمان خواب، تنها ماندن و … در این مساله دخیل است که باید ریشه یابی شود.
برای حل مساله، خودتان در کنار فرزندتان بمانید. مدتی بعد به او بگویید بیرون کلاس منتظرش هستید و مدتی بعد او را تنها بگذارید.
احساسات او را به زبان بیاورید.
از رفتن های یواشکی و تنها گذاشتن کودک خودداری کنید.
اطمینان کودک را جلب کنید که همیشه کنارش هستید.
با تشویق های کلامی به او اعتماد به نفس بدهید.
با این روش ها و بعد از مدتی با گفتگو با هم و توافق از او جدا شوید‌.

سوال شماره هشت

من یک دختر ۸ ساله و یک پسر ۳ساله دارم. مشکل من ارتباط بین دختر و پسرم هست. دخترم در این ۳ سال هنوز با برادرش کنار نمیاد. یعنی هنوز او را نپذیرفته. همیشه تا دعوایی بین شان پیش میاد، می گوید اگر این نبود هیچ مشکلی نبود. اگر حسین دختر بود و من خواهر داشتم خیلی خوب بود. می گوید هر کسی خواهر دارد خوشبخت است. مثلا وقتی برادرش خواب است یا خانه نیست، می گوید ببین حسین نیست چقدر همه چیز خوب و آرام است. ما مشاوره زیاد رفتیم اما هنوز شرایط اصلاح نشده. با تشویق، با بی اعتنایی و بی توجهی اما شرایط خوبی نیست. کشمش و ناراحتی که به من و پدرش منتقل می شود. لطفا من را راهنمایی کنید.

پاسخ

اصولا بچه ها با ورود نوزاد جدید احساس می کنند مادر و پدرشان را از جهت عاطفی از دست دادند. توجه بیشتر اطرافیان به نوزاد تازه وارد نیز این مسئله را تشدید می کند. بهتر است ما با زمان گذاشتن برای بازی با آن کودک، خواباندن کنار خودمان و حتی غذا دادن به او هر از گاهی، به او این را منتقل بکنید که خیلی دوستش دارید و هنوز جایگاهش را دارد.
ورود شما در مسائل و درگیری های بچه ها مانند یک ناظم شده است. یک پلیسی و قاضی که می آید و شاکی و متهم را تشخیص می دهد و مجازات می کند. این اوضاع را بدتر می کند. بهتر آن است که شما به عنوان یک هم بازی و همراه بازی های سه نفره ای تعریف کنید و با هر دو بازی کنید و زمانی که دعوا می شود همان دوست و هم بازی باشید که می خواهد همه چیز خوب باشد. پیدا کردن مقصر راهکار خوبی نیست. به جای آن بگذارید خود بچه هایتان قضاوت کنند. برای اینکه این روش را به خوبی تمرین کنید کتاب به بچه ها گفتن از بچه ها شنیدن را توصیه می کنم بخوانید. ارتباط درست با بچه ها بعد از یک مدت مسائل آن ها را کوچک می کند.

سوال شماره نه

دختری ۵/۵ ساله دارم. وقتی مهمان می آید در جمع نمی آید و می گوید خجالت می کشم. در اتاق خواب می ماند و نمی آید تا مهمان ها بروند.

پاسخ

اگر در مورد یک مهمان خاص باشد که باید گذشته ی ارتباط و دیدار قبلی را بررسی کرد. ولی اگر در مورد هر مهمانی باشد، قضیه متفاوت است. سن پنج سالگی ورود کودک به دنیای اجتماعی است. مهد کودک، جمع بزرگتر ها و …
قبل از آمدن مهمان ها، فعالیت تعریف کنید. مثلا بیا باهم برای مهمون ها یک کاردستی درست کنیم. یا شیرینی درست کنیم.
سرزنش و تهدید نکنید. با او وارد گفتگو شوید و بخواهید علت نیامدنش را توضیح دهد. اصراری برای آمدنش نکنید و این را به انتخاب او بگذارید. به او مسئولیت دهید. مثلا شما مسئول دادن شیرینی ها به مهمون ها هستی.

ان شاءالله در دراز مدت این مساله حل خواهد شد.

سوال شماره ده

پسرم سه ساله هست و یک نوزاد یک ماهه دارم. پسر بزرگم چند بار درصدد آسیب زدن به برادرش بوده. باید چطوری رفتار کنم؟

پاسخ

فرزند بزرگ شما فقط سه سال دارد پس نمی توان انتظار رفتار های عاقلانه از او داشت. همچنین چون حس می کند توجه ها به او کم شده به دنبال جلب توجه است.
واکنش شدید نشان ندهید و از دعوا و تهدید استفاده نکنید. فقط فرزندتان را دور کنید.
تا حد امکان در مقابل فرزند دوم تان، به او توجه کنید.
برایش جداگانه وقت بگذارید. مثلا شما یا همسرتان، بدون حضور فرزند کوچکتر به پارک بروید.
در کارهای فرزند کوچک تر از او کمک بخواهید. مثلا شما مسئول لباسی.. برو لباس بیار.
ان شاءالله با صبوری مشکل حل خواهد شد.

سوال شماره یازده

پسر من و دخترخاله هایش خیلی با هم دعوا می کنند. مخصوصا وقتی سه نفری باشند. خیلی وقت ها دوتا می شوند و با سومی بازی نمی کنند. دعوا می کنند و این دعوا خیلی وقت ها به کارهای خطرناکی مثل هول دادن، زدن، ناخن کشیدن، گاهی مو کشیدن می رسد.
ما با سکوت و به روی خود نیاوردن به نتیجه نرسیدیم. دعوا و دور کردن آنها از هم ، حتی قهر هم نتیجه نداد. این دعواها در صورتی که ما باشیم یا نباشیم، فرقی نمی کند. بدون ترس از ما راحت یکدیگر را می زنند.
بهترین رفتار با بچه خودم و همچنین خواهرزاده هایم در این مواقع چیست؟ پسر من ۲سال ۸ ماهه دارد و دخترخاله هایش ۳سال و نیمه و ۵ساله هستند.

پاسخ

خوب است که بچه ها در کنار هم بازی می کنند و حتی گاهی زد و خورد هم جزئی از بازی هایشان است فقط نکته ای که وجود دارد این است که بچه ها مخصوصا در سن های پایین، نیاز به یک تسهیلگر به این معنا که یک فرد بزرگ تر کنارشان باشد و با آنها هم بازی شود و کمک کند که چالش هایشان حل و فصل شود دارند و اینکه در هر زد و خوردی وارد نشوید چون بچه ها تعاملات دوستانه و موارد مختلف را در این زد و خورد ها و بازی ها فرا می گیرند می توانید در مواقعی که خطر آسیب دیدن جدی می شود با این ادبیات که “چه بازی ای می کنی؟” “ما که اینجوری بازی نمی کنیم” و یا “کسی این جور بازی کردن رو دوست نداره .” “دوست داری چه بازی کنی؟” و اینکه “چیزی لازم داری” و یا از بچه بپرسید “از چی ناراحتی” و… حل کنید. اسم دعوا و زدن را نیاورید. و نکته دیگر هم این است که کوچکترین فرد این گروه ۲ سال و ۸ ماه دارد و بهتر است کمتر با آن دو نفر دیگر تنها باشد چون کاملا دنیای شان و نیاز های شان با بقیه متفاوت است. بهتر است یک فرد بزرگتر دخالت بیشتری در بازی ها و تعاملاتش داشته باشد .
برای این موضوع هم که یک نفر را در بازی راه نمی دهند، می توان نقش اصلی و مسئول بودن را به او بدهید و وارد بازی اش کنید. به طور مثال اگر در بازی شان بشقاب لازم دارند، بشقاب را به فردی که در جمع راهش نمی دهند، بدهید و او را مسئول و یا مغازه دار معرفی کنید تا آنها در بازی برای او پول درست کنند و از مغازه اش بشقاب بخرند.