زودرنجی و حساسیت کودک

مشاور: احمدرضا اعلایی

پرسش:

بنده معلم کلاس چهارم هستم…
دختران سؤالاتی درمورد بیرون آمدن آدم از بهشت و … میپرسند چگونه پاسخگوی مناسبی باشیم؟؟؟
درضمن با دختران حساس و زودرنج که سریع گریه میکنن چگونه برخورد کنم؟؟؟

توصیف:

شما در مورد مسئله زودرنجی بچه ها و سوالات انها در زمینه بهشت و آدم و حوا و … سوال دارید.
داستان آدم و حوا به صورت ساده می تواند کمک کند. این داستان، داستان بسیار مهمیه. نکته ی محوری در داستان این است که حضرت آدم علیه السلام دوست داشت جاودانه باشد، ولی مسیری غیر از آنچه خداوند گفته بود را انتخاب کرد. برای آشنایی بیشتر و دقیقتر به سوره مبارکه ی طه(115تا123) و بقره(30تا38) و اعراف(19تا27) و تفسیر المیزان ذیل این آیات مراجعه شود.
بچه ها در مقابل مسائل و موانع، واکنش های مختلفی نشان می دهند. برخی با پشتکار آن را رد می کنند. برخی داخل خودشان می ریزند و واکنشی نشان نمی دهند. ناگهان مثلا در خانه شروع به پرخاش و دعوا می کنند. برخی هم سریعا می شکنند و با گریه و یا پرخاش پاسخ می دهند.اصطلاحا به این دسته آخر می گوییم انعطاف پایینی دارند.

ریشه:

1.اینکه دختران چرا زودرنج هستند بازمیگردد به یک ریشه که باید از طریق والدین بررسی شود توجه و حمایت بیش از حد باعث شده بسیار شکننده شوند. این توجه لزوما از نوع محبت کردن نیست، همین که دائما به او امر و نهی کنند و در کارها به او جهت بدهند عملا خود او در کارهایش استقلالی نداشته باشد یعنی حمایت بیش از حد. این مسئله زیر 7سال خیلی آسیب بیشتری دارد. با این عملکرد انعطاف بچه بسیار پایین می آید و خیلی زود در مقابل سختی ها و شکست ها واکنش نشان می دهد.عصبی می شود و یا اگر ضعیف باشد گریه می کند.
2. ریشه بعدی حساسیت‌های خانواده به تمیزی و کثیفی، شستن، نظم، نجس و پاکی، آداب دانی و… در سن قبل از 7 سال است که باعث می‌شود بچه ها روحیه شکنندگی پیدا کنند.
3.قالب های ذهنی و ایده آل گرایی خانواده، و تلاش برای داشتن یا رسیدن به بهترین ها تحت هر شرایطی این پیام را به بچه ها می‌دهد که حتما باید همه چیز بهترین باشد در غیراین صورت او شرایط را نمی‌پذیرد و خیلی زود از ادامه مسیر دلسرد می‌شود.
4.آگاهی دادن زیاد در زیر 7، در زمینه توضیحات علمی و منطقی باعث می‌شود قوه تخیل بچه ها ضعیف تر شود و بچه به یک قالب سفت و سخت تبدیل می‌شود.
5.امروزه به خاطر سبک زندگی ها و خانه های آپارتمانی، ارتباطات کم با هم و … بچه‌ها خیلی جلوی چشم مادر و پدر هستند. همین ریشه باعث شده دائما از جهات گوناگون بچه ها مورد ارزیابی و حمایت والدین باشند.

بخوانید  سوال 449

راهکارها:

1.اصولا یکی از اعضای خانواده به خصوص مادر، حساسیت بالایی دارد. بهداشتی، آداب و یا امنیتی(مثل اینکه بچه آسیب نبیند.) باید برای برطرف کردن این حساسیت ها روی خود کار کنند. اصولا ما مشاوره را پیشنهاد می کنیم.چون خود این آدمها خیلی خودشان را حساس یا به اصطلاح وسواسی نمی دانند.

2.قالب های ذهنی خود را بشکنید. حتما لازم نیست در همه امور به کمال آن برسید یا داشته باشید. ایده‌آل گرایی یک ذهنیتی است که منجر به عمل می‌شود بنابراین این ذهنیت باید اصلاح شود. برای شروع می‌توانید از چند کار کوچک شروع کنید.
مثلا: اگر دور میز غذا می خوردید روی زمین غذا بخورید. تا کردن لباس ها و کارهای مرسوم خانه را تغییر دهید. کاری که همیشه از آن می ترسیدید را انجام دهید.(مثلا رانندگی یا هر کار دیگری)

3.امر و نهی و کنترل بچه را برای حداقل سه ماه کلا کنار بگذارید. حتی در موارد پیش پا افتاده. مثلا: آروم بدو، لباساتو تا کن، دفتر و کتاباتو از سر راه بردار و …

4.بهتر است مادر طوری خود را مشغول کنند تا کمتر در معرض بچه باشند. مثلا کلاس ثبت نام کنند، به صورت پاره وقت در روز سر کار بروند یا… .

5.در مورد خود بچه نیز، باید با او صحبت کرد و به او یاد داد هر مشکلی راه حلی دارد. با بیان کردن مسائل و همفکری می تواند با آن ها روبرو شود و حلش کند. در این زمینه کتاب به بچه ها گفتن از بچه ها شنیدن نوشته ی ارلین مازلیش و آدل فابر، راهنمای خوبیست.

بخوانید  سوال 719

6.ارتباط دائمی و طولانی مدت خانوادگی با چند دوست همسن و سال می‌تواند در تعدیل روحیه او مؤثر باشد. مثلا بچه ها با مادرها به پارک بروند و بازی کنند. یا خانوادگی به طبیعت و مسافرت بروید.