اضطراب و ترس

نام مشاور : جناب آقای علی حاجی اکبری

پرسش

یه پسر 7ساله با ورود برادران دو قلوش به عرصه هستی به پدرو مادرش میگه :شما من رو دیگه دوست ندارید
یه مقدار زیادی هم دچار استرس شده:آستین لباسش دائم توی دهنشه وقتی در میاره نوبت یقه ی لباس میرسه
میدونم هم که بالاخره با اومدن برادرهاش ورسیدن به نیازهای اونها توجهات روش کمتر شده….
همون پسر 7ساله پول جمع میکنه که موبایل بخره
ناراحتیم یکی کلا از این پول جمع کردنه و اینکه دوست نداره خرج کنه
در حالیکه قبلا گاه توی یه روز 3تا اسباب بازی میخرید!!!!
ودیگه اینکه خونه مامان بزرگش یه مقدار پول دید میخواست برداره که ببره و بذاره روی پولهاش.

توصیف مسئله

پسر هفت ساله شما با ورود برادران دوقلویش، رفتارهایی نظیر: جویدن آستین و یقه، جمع کردن پول برای خرید گوشی و … دارد. شما به دنبال راهکار هستید.

ریشه

  1. به طور طبیعی با ورود فرزند جدید، چالش هایی برای فرزند بزرگتر به وجود می‌آید و قسمتی از این رفتارها طبیعی هستند. به خصوص که او به طور ناگهانی صاحب دو برادر شده است.
    قبلا تمام توجه به او می‌شده اما الان توجه و محبت باید برای سه تا بچه باشد. در واقع پسر بزرگتر شما نیاز به محبت و دیده شدن بیشتری دارد.
  2. حساسیت نشان دادن به رفتار بچه ها و آگاه کردنشان نسبت به کارشان، باعث درگیری و ماندگاری بیشتر آن مسئله می‌شود.
  3.  معمولا نگاه و تحلیل ما از رفتارهای بچه ها، همانند رفتارهای بزرگسالان است. در صورتی که اگر یک بچه کاری می‌کند از روی بچگی است و نمیتوان ریشه آن را مثل کارهای بزرگترها دانست. برداشتن پول توسط فرزندتان صرفا در واکنش به فشار و اضطرابی است که به خاطر ورود برادرانش به او وارد می‌شود.
  4.  جویدن آستین و یقه یک واکنش آرام‌بخش در مواجهه با اضطراب ناشی از ورود فرزند جدید است.
  5.  معمولا با ورود فرزند جدید، انتظارات اطرافیان از فرزند بزرگتر بالاتر می‌رود. در صورتی که او هم کودک است و باید کودکی کند و نیازهایی برای برآورده شدن دارد.
  6.  کودک به خاطر احساس طردشدگی ناشی از بحران فرزند جدید، میخواهد با داشتن یک گوشی ابراز وجود و بزرگ شدن داشته کند.
بخوانید  سوال 438

راهکارها

  1. لازم است هر دوی والدین به کودک محبت بیشتری کنند و این احساس طردشدگی را از او دور کنند. پس او را بغل کنید و ببوسید. به او بگویید چقدر از داشتنش خوشحال هستید.
    مثلا: ما خیلی خوشحالیم که خدا تو رو به ما داد. تو اولین بچه ما هستی، تا قبل از اینکه خدا تو رو به ما بده ما همش احساس تنهایی می‌کردیم اما بعدش که تو اومدی خیلی خوشحال شدیم.
  2. گاهی لباس ها و عکس و فیلم‌های بچگیش را بیاورید و در یک جمع خانوادگی نشانش بدهید و خاطرات کودکیش را برایش تعریف کنید.
  3. خوب است برای دیده شدن پسر بزرگترتان به او مسئولیت‌هایی در حد توان که خودش علاقه‌مند است بدهید. مثلا خریدن نان از نانوایی نزدیک، آماده کردن شیشه شیر بچه ها و …
    اجازه دهید همان طور که میتواند کارها را انجام دهد. اشتباهاتش را نادیده بگیرید و بیشتر کارهای مثبتش را هر چند کوچک، ببینید.
    حتما از او به خاطر کارهایش تشکر کنید و جلوی پدربزرگ و مادربزرگ و بقیه از او تعریف کنید.
    مثلا: از وقتی بچه ها به دنیا اومدن علی واقعا به من کمک کرده. من بدون کمک علی نمیتونستم از بچه ها مراقبت کنم. الان که علی هست خیالم راحت راحته.
  4. هرکدام از والدین در روز در حد نیم ساعت تا یک ساعت و اگر شد بیشتر، برای او وقت اختصاصی بگذارید و کارهای مورد علاقه پسرتان را انجام بدهید. میتوانید در آن زمان بچه ها را به کسی بسپارید. مثلا انواع بازی های هیجانی، ساخت و ساز با کارتن و اره و …
  5. اصلا نسبت به کارهایش به او تذکر ندهید و حساسش نکنید. انتقادات و امر و نهی ها را از روی او بردارید تا احساس بهتری پیدا کند. امر و نهی و انتقاد زیاد باعث بیشتر شدن اظطراب و به وجود آمدن پنهان کاری می‌شود.
  6. انتظارات بیش از حد از فرزند خود نداشته باشید. به هر حال او یک کودک 7 ساله است و نیازهای یک بچه 7 ساله را دارد.
    جملاتی مثل: تو دیگه بزرگ شدی اون اسباب بازی رو بده به برادرات، دیگه از این به بعد نباید ورجه وورجه کنی داداشات خوابن بیدار میشن یا … را اصلا به کار نبرید.
  7. در مورد گوشی، اگر به شما گفته میتوانید در وهله اول با او احساس همدلی کنید. یعنی ابتدا با پذیرش احساسش جلو بروید و بعد کم کم با پیشنهادهای جایگزین او را متقاعد کنید.
    مثلا: که اینطور پس شما فکر میکنی یک گوشی احتیاج داری و داری براش پول جمع میکنی!
    چقدر خوب که داری برای آیندت پس انداز میکنی و زود پولتو خرج نمیکنی.
    میشه بگی گوشی رو برای چی میخوای؟
    من فکر میکنم که گوشی منو بابا هست و میتونی ازش استفاده کنی. و با این پولت میتونی یه چیز بهتری که اصلا نداریمو بخری. نظرت چیه؟
بخوانید  سوال 366